وبلاگ آینه آزادی و برابری http://avbi.blogspot.com/
NOTHING CAN STOP US
December 31, 2007
پیروزی و پایان اعتصاب غذای دانشجویان اصفهان
بیانیه دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دانشگاه های ایران خطاب به دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب اصفهان
به خوبی می دانیم که شما حرکت عاجزانه ی مسئولین دانشگاه یعنی احضار گسترده به کمیته انضباطی در پاسخ به تجمع را با اقدامی شجاعانه و پایداری ستایش برانگیز خود بی اثر نهاده اید. هفت روز مقاومت و اعتصاب غذا، نگاه همدلانه دانشجویان و مردم آزادی خواه جهان را به سوی شما جلب کرد. اعتراض و حمایت قریب هفتصد تن از دانشجویان دانشگاه اصفهان، حمایت های بین المللی، عقب نشینی مسئولین دانشگاه و لغو احضاریه ها، نشان از موفقیت ِ مقاومت قهرمانانه ی شما یاران دارد. ادامه اعتصاب غذا تا زمان ِ دستیابی به تمامی مطالبات به حق شما، ما را بر آن می دارد تا ستایش همراه با نگرانی خود را ابراز داریم.
ما دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دانشگاه های سراسر ایران، ضمن تبریک به مقاومت و پایداری تان، از شما تقاضا داریم تا برای حفظ سلامتی و جان خویش، که گرانمایه ترین و عزیزترین داشته های جنبش دانشجویی است، به اعتصاب غذا پایان دهید. بی شک اعتراض و مبارزه ی ما تا آزادی تمامی دانشجویان و دستیابی به مطالبات صنفی و برحق دانشجویی شما عزیزان ادامه خواهد یافت و این اتحادی است نوید بخش برای برکندن ریشه های استبداد و فضای پادگانی از دانشگاه.
زنده باد مقاومت قهرمانانه دانشجویان آزادی خواه وبرابری طلب دانشگاه اصفهان
4 دانشجوی دانشگاه شیراز به کمیته انضباطی احضار شدند
این دانشجویان چندی پیش نیز به دلیل اعتراض نسبت به بازداشن یونس میرحسینی به اداره ی اطلاعات احضار شده بودند.
December 30, 2007
پیام پشتیبانی "جان هالووی" به دانشجویان در بند ایرانی!
سرکوب و زندانی کردن آنهایی که برای یک دنیای بهتر و دیگری می جنگند، چیزیست که در تمام جهان انجام می شود. اما جهان نباید جای چنین وحشیانه و احمقانه باشد. باید از آن دنیای دیگری ساخت، یک دنیای "حرمت " ، دنیایی که در آن مابتوانیم به عنوان انسان با یکدیگر مرتبط شویم .
این افتخارایست برای من، که پیام پشتیبانی خودم را از مکزیک به دانشجویان ایرانی که به دلیل مبارزه برای خلق یک دنیای دیگر وبهتر به زندان افتاده اند، بفرستم .
۲۸ دسامبر۲۰۰۷
پوابگو – جان هالووی
آرش پاکزاد هنوز در بند است
از ۸ نفر دانشجوی بازداشت شده در دانشگاه مازندران، آرش پاکزاد هنوز در بند است و بقیه با سپردن وثیقه و تا زمان اعلام زمان برگزاری دادگاه آزاد شده اند. لازم به ذکر است که رفیق حامد محمدی پس از ۲۳ روز بازداشت تحت بدترین شرایط چندی پیش آزاد شده و پس از آن رفقای دیگر هم آزاد شده اند اما از وضعیت آرش پاکزاد هنوز هیچ اطلاعی در دست نیست.
تا آزادی آخرین دانشجوی در بند آرام نخواهیم نشست...
خاکسپاری شهیدان این بار در دانشگاه بهشتی
به خاک سپاری شهدا در دانشگاه شریف با واکنش گسترده دانشجویان مواجه شد اما نیروهای انصار حزب الله و گروه های فشار با هجوم به دانشگاه موفق شدند علیرغم اعتراض گسترده دانشجویان به این مسئله پیکر شهدا را در دانشگاه به خاک بسپارند.
چند ماه پیش نیز چند شهید گمنام در دانشگاه اصفهان به خاک سپرده شد. طبق آن چه در خبرها آمده طی هفته های آینده قرار است ۳ شهید نیز در دانشگاه شهید بهشتی به خاک سپرده شوند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر مسئول بسیج دانشگاه شهید بهشتی با اعلام این خبر گفت: در مراسم خاکسپاری این سه شهید گمنام که در ماه محرم انجام خواهد شد، مسئولان وزارت علوم، نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاهها، بسیج، مسئولان دانشگاه و اعضای تشکلهای دانشجویی دانشگاه شهید بهشتی حضور خواهند داشت.
این عضو بسیج اعلام زمان دقیق خاکسپاری شهدا در دانشگاه را به هفته آینده موکول کرد. خانیزاد در پایان گفت: این شهدا در محل یادواره شهدا در کنار مقبره امامزادهای که در دانشگاه شهید بهشتی مدفون است، به خاک سپرده خواهند شد.
اعلام حمایت کارگران ایران خودرو از فراخوان برای آزادی دانشجویان دربند
دانشجویان زندانی را آزاد کنید
دوستان و همکاران گرامی
روز13آدر ماه قبل از فرارسیدن روز دانشجو دانشچویان تهران که قرار گذاشته بودند روز دانشجورا در روز 13 آذر برگزار کنند با یورش نیروهای امنیتی مواجهه شده و دهها نفر از دانشجویان این فرزندان عزیز ما دستگیر و روانه زندانها شدند.و دهها نفر از دانشجویان تحت تعقیب قرار گرفته و آواره شدند
ولی این حرکت نیروهای امنیتی نتوانست مانع از برگزاری روز دانشجو شود لذا دانشجویان در سراسر ایران متحد ومتشکل تجمعات خود را به منظور دست یابی به حقوق اولیه ای چون حق داشتن تشکل دانشجویی و در دفاع از دانشجویان در بند وبا شعار دانشگاه پادگان نیست و ما جنگ نمی خواهیم برگزار کرده ودر مقابل برخورد غیر قانونی مسئولان امنیتی سکوت نکردند و در اولین گام با برگزاری مراسم پر شکوه به مسئولان دانشگاه هشدار دادند که این سرکوب ها مانع از ادامه ی اعتراضات آنان نخواهد شد و خواستار آزادی دانشجویان بازداشتی و زندانیان سیاسی شدند.
دوستان وهمکاران گرامی
بیش ازسه هفته از بازداشت غیر انسانی جمعی از فعالان دانشجویی می گذرد. تاکنون سیاست سانسورخبری،تهدید وارعاب ،بسیاری از خانواده های این دانشجویان را از وضعیت عزیزانشان بی خبر نگاه داشته وآنها را دچار بیم وهراسی مضاعف نموده.این گونه برخوردها بامنتقدین ازهرصنف وطبقه وبه ویژه دانشجویان-دانشجویانی که به خوداگاهی رسیده ودرد مردم دردشان است- و خواست کارگران خواست شان است
مگر جرم دانشجویان چیست ؟
آنها آزادی بیان می خواهند .دانشجویان دانشگاه را بدون دژبان می خواهند آنها می گویند دانشگاه جای تحصیل و جای رشد آگاهی است دانشگاه پادگان نیست.
آیا این جرم است دانشچو می گوید با تهدید وبا سرکوب و فشار نمی شود درس خواند دانشجو تشکل خودش را می خواهد دانشجو دلش می خواهد ازاد باشد و بتواند با دور هم جمع شدند برای ساختن دنیای بهتر تلاش کند دانشجو نشریه خودش را می خواهد او دلش می خواهد آزادانه بنویسد آنچه را که می داند و می بیند
دانشجویان این فرزندان ما از زندگی ما و از درد ما آگاهنند. آنها می بیند پدرانشان چطوری در اتاقهای اجاره ای با قیمتهای سرسام آور کمرشان می شکند. و یا در شهرکهای بدون امکانات اولیه زندگی می کنند دانشجویان از ما بهتر مشکل گرانی و تورم را احساس می کنند چون دانشجو هر وقت از ما پول می خواهد از ما امکانات می خواهد از ما کامپیوتر می خواهد وفقط یک جواب می شنود ندارم
آری همکار عزیز دانشجو همچون ما همه این مشکلات را با گوشت و استخوان احساس می کند و برای همین نمی تواند سکوت کند.دانشچو پر شدن جیب وارد کنندگان موبایل را می بیند چطوری توانستند با یک تعرفه یک شبه ملیاردها پول را از چنگ این جوانان در بیارند.دانشجو مافیای سلطان شکر را می شناسد. دانشجو بیکار شدند هزاران کارگر نیشکر و نساجی را می بیند.
.دانشجو می بیند چطوری پدرش امنیت شغلی ندارد هر روز برای یک پیمانکار کار می کند .دانشجو قرار دادی بودن ما کارگران را بهتر از ما درک می کند. دانشجو می بیند پدرش با 180 هزار تومان حقوق آنهم دائمی نیست چطوری زندگی کند.
دانشجو می بیند وقتی که پدرش فریاد اعتراض سر می زند دستگیر می کنند و روانه زندان می کنند.
دانشجو می بیند چطوری کاگران اعتصابی ایران خودرو و شرکت واحد را از کار اخراج کردند بدون اینکه ریالی به آنها بدهند دانشجو نمی تواند پدر خودش را تنها بگذرد و می داند پدرش بدون دانشچو آگاه هرگز به زندگی بهتر دست نخواهد یافت.
برای همین خواست ما کارگران خواست دانشجو می شود
در حالیکه دانشجو فریاد عدالت طلبی می زند دولت مدعی عدالت به جای توجه به خواستهای محرومان جامعه به جای حل مشکل گرانی به جای حل مشکل مسکن و مشکل شهریه دانشگاهها راه زندان را به دانشجویان نشان می دهد به آنها حمله می کند از خوابگاهها بیرون می کشد وبه مخوفترین زندان یعنی اوین می فرستد.
به گمان اینک با خاموش کردن صدای دانشجو دیگر کسی فریاد آزادی سر نخواهد داد.
ولی دیگر دانشجویان ساکت نه نشسته صدایشان را بیشتر رسا تر کرده اند و خواهند آزادی دوستان خود هستند و دراین راه می دانند به یاری پدرانشان نیاز دارند.
همکار عزیز وپدر مهربان به یاری دانشجویان بشتابیم و روز چمعه 7 دی ماه همراه و همگام با دانشجویان خواهان آزادی این فرزندان عزیز خود شویم
ماجمعی از کارگران ایران خودرو، ضمن محکوم کردن هرگونه بازداشت غیر انسانی وبرخورد غیر مدنی با هریک از آحاد جامعه، درخواست آزادی فوری تمام دانشجویان دستگیر شده و زندانیان سیاسی بخصوص دوستان کارگرمان آقایان اسانلو محمود صالحی وحکیمی گوهری و غلامی و عسگری هستیم وما از تمام دوستان کارگر و از همکاران می خواهیم صدای فریاد آزادیخواهی و عدالت خواهی زندانیان سیاسی را به گوش همه مردم برسانند
زنده باد اتحاد دانشجو و کارگر
درود بر دانشجویان
جمعی از کارگران ایران خودرو
نامه سرگشاده به وزیر امور خارجه سوئد Carl Bildt در مورد دانشجویان دربند
اگر سوئد بخواهد روابط سیاسی خود را با ایران ادامه دهد، باید لحن تندتری بکار ببرد۔
ما خواهان آنیم که Carl Bildt دستگیری دانشجویان را محکوم کرده برای ادامه رابطه با ایران پیش شرط هائی را قائل شود۔
سوئد معمولٲ خواهان رعایت حقوق بشر می شود۔ اکنون وقت آن است که این خواست را با قاطعیت مطرح نموده، خواهان آن شود که ایران نیز کنوانسیون CEDAW را امضاء کند۔ این کنوانسیون توسط ١٨٥ عضو از١٩١ اعضای سازمان ملل متحد امضاء شده است۔
کنوانسیون نامبرده در سال ١٩٨٠ نوشته شده، خواهان از بین بردن هر گونه تبعیض علیه زنان شده است۔ در مذاکرات آغاز سده ۲٠ بین اروپای متحد و ایران، امضاء این کنوانسیون مطرح شد۔ تا زمانی که ایران کنوانسیون مذکور را امضاء نکرده و برای تبعیض گران مجازات قانونی در نظر نگیرد، سوئد و اروپای متحد نباید روابط خود با ایران را ادامه دهند۔
مردم ایران طی چند دهه اخیر یکی از ضد انسانی ترین رژیمهای تاریخ مدرن بشریت را تجربه کرده اند ۔ رژیمی با صدهزار اعدامی که روز به روز به سرکوب و خفقان شدت می بخشد۔ در این میان سرکوب وحشیانه زنان که نصف یک انسان به حساب می آیند بوضوح قابل مشاهده است۔
در حال حاضر دانشجویان در سراسر کشور ایران در حال مبارزه برای بدیهی ترین حقوق خود هستند۔ این رژیم ضد بشری می کوشد با ایجاد ترس و وحشت بین مردم هر صدای اعتراضی را به خاموشی وادارد، اما دانشجویان مصمم اند صدای آزادیخواهی و برابری طلبی خود را هر چه رسا تر به گوش جهانیان برسانند۔
شب ١٣ آذر مٲمورین امنیتی رژیم به منزل انوشه آزادبر یورش برده، او و الناز جمشیدی را با خود به مکان نامعلومی می برند۔ زمانی که برادر یکی از این دو برای باخبر شدن از مکان بازداشتشان مراجعه می کنند، او را نیز دستگیر می کنند۔ هم اکنون ۴۳ دختر و پسر دانشجوی آزادیخواه و برابری طلب در کشوری با رژیمی ضد انسانی و وحشی در انتظار آینده ای نامعلوم و خطرناک بسرمی برند۔
امروز جهانیان مسئولیت بزرگی برای جلوگیری از این اعمال وحشیانه به گردن دارند۔ در برابر آنچه که جریان دارد تٲسف خوردن ومتحیر شدن دردی را دوا نمی کند۔
باید وارد عمل شد!
این دانشجویان آشکارا در خطرتجاوز، شلاق ، شکنجه و حتی اعدام قرار دارند۔ وقت تنگ است۔
ما امضا کنندگان از وزیر امور خارجه سوئد Carl Bildt مصرانه می خواهیم که در مورد اقدامات وحشیانه رژیم ایران موضع گیری کند۔ ما خواهان آنیم که Carl Bildt سفیر ایران را فراخوانده، مراتب اعتراض دولت سوئد نسبت به عدم رعایت حقوق بشر در ایران و همچنین خواست امضای کنوانسیون CEDAW را به او گوشزد کند۔ ما خواهان آنیم که دولت سوئد هر چه سریعتر از خود واکنش نشان دهد تا رژیم ایران نتواند هیچ دانشجو و فعال سیاسی را خودسرانه و بدون دلیل قانونی در بازداشت نگه دارد۔
۱۷ دسامبر ۲۰۰۷
امضا کنندگان:
افسانه وحدت از کمپین مبارزه برای آزادی دانشجویان در ایران
Ewa Larsson - دبیر "سازمان زنان حزب محیط زیست"
Maria Hagberg - مبتکر ایجاد شبکه علیه خشونت ناموسی
Lars Vilks هنرمند
منوچهر ماسوری- دبیر کمیته بین المللی علیه اعدام
مهین علیپور- دبیر علیه تبعیض٬ سازمان دفاع از حقوق زن
هفتمین روز اعتصاب غذای دانشجویان دانشگاه اصفهان به پایان رسید
«گفتهاند به محض خاتمه اعتصاب غذا بازداشت میشوید»
کوهیار گودرزی
با گذشت چهار روز از اعتصاب غذای دانشجویان دانشگاه اصفهان، تا کنون پاسخی از سوی مسئولین دانشگاه به خواستههای آنان داده نشده است. علیرضا داوودی یکی از سخنگویان دانشجویان اعتصابکننده در مورد این اعتصاب، به زمانه چنين میگوید:
یکی از دانشجویان احضارشده به کمیته انضباطی، به این کمیته مراجعه کرد و به وی گفته شد که روز بعد برای دریافت حکمی که در غیاب وی صادر شده بود، مراجعه کنند. ایشان این مسأله را به ما اطلاع داد و ما خودمان را رساندیم و دیدیم مسئولین برخورد بدی کردند؛ سر حرف غیرقانونی خودشان ایستادند و ما مجبور شدیم که همان روز اعتصاب غذا را اعلام کنیم. و بدین ترتیب دوشنبه ساعت چهار بعد از ظهر اعتصاب شروع شد.
با سه نفر شروع کردیم و بچههای دیگر پیوستند. تعداد ۱۲ نفر بود که دو نفر به خاطر ارعاب و تهدید مسئولین و تماسهایی با خانوادهشان، مجبور به ترک اعتصاب غذا شدند. روز دوم از کمیته انضباطی که شب را در آنجا گذراندیم، به سهراه زبان در داخل دانشگاه مراجعه کردیم. صبح تا بعدازظهر آنجا بودیم که با نوشتن پلاکارد و نشستن روی زمین و انداختن پتو روی خودمان جلوی دید دانشجوها باشیم.
بعدازظهر آن روز به دلیل سرمای هوا از سهراه زبان به کمیته انضباطی مراجعه کردیم. در کمیته انضباطی بسته بود؛ قفل شده بود. در حالی که ساعت سه و نیم، وقت اداری است و باید کمیته انضباطی باز باشد. ولی ظاهراً چون میدانستند ما شب دوباره میآییم و آنجا پناه میگیریم، در را قفل کرده بودند و ما مجبور شدیم به سمت مصلای دانشگاه برویم و شب را آنجا بگذرانیم.
چهارشنبه، روز سوم اعتصاب غذا، صبح دوباره از مصلی به سهراه زبان آمدیم که به صورت خودجوش دو تا بیانیه حمایتی از سوی دانشجویان در آمده بود و دو تا بیانیه هم از سوی معتصبین. یک بیانیه با هشت امضا از سوی کل اعتصابکنندگان و یک بیانیه به امضای نماینده آنها یعنی خودم.
ساعت یک ربع به دوازده، دانشجویان غذای خودشان را نخوردند و ۴۵۰ غذا از سلف پسران تا سهراه زبان به صورت نمادین و برای همراهی با اعتصابکنندگان روی زمین چیده شد. ساعت دو و نیم، نزدیک به ۵۰ نفر با خواندن سرود «سر اومد زمستون» و «یار دبستانی من» به سمت دفتر رامشت، رییس دانشگاه اصفهان حرکت کردند که از ایشان بخواهند که به جمع دانشجویان بیاید و پاسخگو باشد.
آقای رامشت در این شرایط بحرانی تشخیص دادند که بروند مسافرت و ظاهراً رفتند شیراز. دانشجویان خواستند وارد دفتر شوند که درها را در وقت اداری قفل کرده بودند و از ورود ممانعت کردند. دانشجویان به سهراه زبان برگشتند و اعتصابکنندگان تصمیم گرفتند که شب گذشته را در خوابگاه سپری کنند.
در حال حاضر اعتصاب غذا در چه وضعیتی است؟
الان که روز چهارم است، هفت نفر باقی ماندهاند. هم اکنون دانشجویان در نمازخانه خوابگاه به سر میبرند و اعتصاب غذا ادامه دارد.
اشاره کردید که با خانوادههای دانشجویان تماس گرفته شده و آنان مورد تهدید واقع شدهاند.
دیروز تماسهای بسیار توهینآمیزی از سوی مسئولین دانشگاه با خانودهها گرفته شده و با این لحن صحبت کرده بودند که ما بچهتان را نمیتوانیم جمع کنیم و شما خودتان بیایید و جمع کنید. اگر جمع نکنید، نیروهای امنیتی از بیرون دانشگاه میریزند و میبرندش.
در صورتی که فردی که بالای ۱۸ سال سن دارد و عاقل و بالغ محسوب میشود، احتیاجی به قیم ندارد. از طرف دیگر هیچ مقام امنیتی حق ندارد دانشجو را درون دانشگاه دستگیر کند؛ آن هم به دلیل مسائل صنفی. خانواده این فرد هم بسیار ترسیده بودند. شبانه حرکت کردند؛ دیشب رسیدند اینجا و مجبورشان کردند که فرزندشان را با خودشان ببرند.
خانوادههای دیگری هم تهدید شدهاند؟
بله، یکی از خانوادهها به این صورت تهدید شدند که حکم بازداشت تمامی اعتصابکنندگان صادر شده و به محض خاتمه اعتصاب غذا بازداشت میشوند. خانواده این فرد هم به وی فشار آورند و به دلیل شرایط خاص، ما موافقت کردیم که ایشان جدا شوند.
گویا احکام تعدادی از دانشجویان از سوی کمیته انضباطی صادر شده است.
احکام کمیته انضباطی اکثراً غیابی و بدون حضور دانشجویان صادر شده است. احکام به دلیل شرکت در سه تجمع دانشجویی بوده. تجمع ۱۳ آبان که به منظور آزادی سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر بود؛ تجمعهای ۲۱ آبان و ۱۳ آذر هم خواستههای صنفی را دنبال میکرد؛ از جمله برگزاری انتخابات شورای صنفی و انجمن اسلامی دانشجویان.
ظاهراً هشت حکم انضباطی صادر شده که دیروز چهار حکم را تحویل دادند. دو تا از احکام علی رهنما و علیرضا داوودی محکوم به دو ترم محرومیت از تحصیل با احتساب سنوات و ارسلان صادقی و مازیار معصومی محکوم به یک ترم محرومیت شدند.
احکام همگی طبق بند ج ماده چهار صادر شده و در حالی که طبق ادعای کمیته، جرم مشترک بوده، با استناد به دو بند جداگانه، بندهای ۱۰ و ۱۲ آییننامه انضباطی، احکام مختلفی صادر شده است.
نامه روشنفکران جهان به مقامات ایران
در میان امضاء کنندگان این نامه، اسامی تعداد زیادی از فعالین ضد جنگ و روشنفکران آمریکایی و ایرانی چون؛ یرواند آبراهامیان، آریل دورفمن، ژانت آفاری، نوآم چامسکی، حمید دباشی، فیروزه دارابی و دیوید فریدمن دیده میشود.در بخشی از این نامه سرگشاده آمده است: ما دستگیری دانشجویانی که اوائل دسامبر( آذرماه) در اعتراض به بازداشت رهبران جنبش دانشجویی ( احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی) شجاعانه مخالفت کردند را محکوم و خواستار آزادی فوری آنان هستیم.نویسندگان این نامه همچنین با هرگونه حمله نظامی آمریکا یا کشورهای دیگر به ایران مخالف کرده و آن را موجب قربانی شدن مردم این کشور دانستهاند. آنان تاکید کردهاند: ما سیاستهای دوگانه ایالات متحده، در قبال عربستان سعودی متحد این کشور را به خاطر چشمپوشی از سرکوب حقوق شهروندی و شکنجه زندانیان – که نسبت با آنچه که در ایران اتفاق میافتد نه تنها قابل قیاس نیست بلکه بسیار بدتر است- محکوم میکنیم. البته این مساله مانع از اعتراض شدید ما نسبت به سلب ابتداییترین حقوق مردم ایران نیست. ما معترضیم، به این دلیل که به این حقوق اساسی باور داریم و فعالین اجتماعی در ایران و سایر کشورها را همپیمان خود میدانیم.
http://radiozamaaneh.com/news/2007/12/post_3357.html
ششمین روز اعتصاب غذای دانشجویان دانشگاه اصفهان

به ارسلان صادقی تا قبل از مشاوره روانشناسی!!! اجازه مرخصی از بیمارستان داده
نمی شود...
یکشنبه/ساعت ۱:۲۰
۲۹
دکتر رامشت ریاست دانشگاه اصفهان ساعت ۵:۳۰ با دانشجویان اعتصاب غذا کننده ملاقات خواهند کرد...
یکشنبه/ساعت ۱
۲۸
مهدی پولادی به دلیل ضعف جسمی ناشی از اعتصاب غذا راهی بیمارستان شد...
یکشنبه/ساعت ۱۲:۴۷
۲۷
به دلیل سردی بیش از حد هوا مکان اعتصاب غذا کنندگان از درب شمالی دانشگاه به مصلی انتقال یافت...
یکشنبه/ساعت ۱۲:۳۰
۲۶
دانشجویان دانشگاه اصفهان چندین بیانیه در حمایت از اعتصاب غذاکنندگان در دانشگاه توزیع نمودند.از جمله بیانیه ی دانشجویان خوابگاهی ...
یکشنبه/ساعت ۱۱
۲۵
یکی از مامورین حراست که خود را امینی معرفی کرده است با ایجاد برخورد فیزیکی با آقای علیرضا داوودی سعی در متشنج کردن و بر هم زدن جو آرام اعتصاب نمود...
یکشنبه/ساعت ۱۰:۵۲
۲۴
نیروهای حراست فشار خود را بر دانشجویان افزایش داده اند و تعداد آنها در سطح خوابگاه چند برابر روزهای عادی است...
یکشنبه/ساعت۱۰:۳۰
۲۳
طبقه گفته ی آقای بیدهندی بیانیاتی که بر ضد اعتصاب کنندگان و با نام دانشجو پخش می شود زیر نظر و با دستور ایشان صادر می گردد!
یکشنبه/ساعت۱۰:۱۰
۲۲
ارسلان صادقی هنوز در اعتصاب غذا بسر میبرد و چنانچه جواب آزمایشات مبنی بر خونریزی داخلی منفی باشد به جمع دوستان باز می گردد...
یکشنبه/ساعت۱۰
۲۱
امشب ارسلان صادقی یکی ازدانشجویان اعتصاب کننده غذابعد از ۱۲۶ ساعت از اعتصاب به دلیل شرایط وخیم جسمانی راهی بیمارستان شد.
اخبار حاکی از آن است که پرسنل بیمارستان رسیدگی لازم را به دانشجویان نمی کنند و با اکراه آنها را می پذیرند.
پزشک بعد از معاینه ارسلان صادقی و تجویز دارو ایشان را مرخص نمود .اما بعد از صحبت مامور حراستی که از سوی غلامی(رئیس حراست) فرستاده شده بود با سوپروایزر بخش و اعمال نظر ایشان، دستور به بستری شدن به دلیل خونریزی داخلی و عفونت روده صادر گردید و ارسلان صادقی با این روند مشکوک در بیمارستان الزهرا بستری گردید...

December 29, 2007
گزارش شماره 11 از اقدامات خانواده ها
بیست و پنچمین روز اعتصاب غذای تعدادی از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب در زندان اوین

گزارش اکسیون 28 دسامبر استکهلم در اعتراض به دستگیری گسترده فعالین دانشجوئی
در پی فراخوان"دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب"، چند گروه و نهاد سیاسی چپ و دمکراتیک به اتفاق اکسیونی در همبستگی با دانشجویان زندانی و با خواست آزادی آنها روز جمعه ٢۸دسامبر در مرکز شهر استکهلم برگزار گردند. در این اکسیون که در هوای سرد و بارانی برگزار گردید، بیش از ٢٥٠ تن از فعالان سیاسی و ایرانیان مقیم استکهلم شرکت کردند. نمایندگان احزاب و سازمانهای های فراخوان دهنده اکسیون در حمایت از دانشجویان زندانی سخنانی ایراد کردند و دستگیری و شکنجه فعالین دانشجوئی، کارگری و زنان و همین طور سرکوب های اجتماعی و افزایش اعمال محدودیت های اجتماعی را محکوم کردند. در فواصل سخنرانی ها، جمعیت حاضر در اکسیون یک صدا شعارهائی به دو زبان فارسی و سوئدی علیه سرکوب های حکومت اسلامی و در حمایت از فعالین دانشجوئی، کارگری، زنان و معلمان سر دادند.
پیام"دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب" به اکسیون ٢۸دسامبر را آرش ابسالان قرائت کرد.در پایان مراسم، رویا "بارون بارونه گل تیربارونه" را در همبستگی با دانشجویان زندانی خواند.
قطعنامه پایانی اکسیون را مجریان برنامه به دو زبان فارسی و سوئدی قرائت کردند. برگزار کنندگان اکسیون در پایان عهد کردند این دور از اقدامات اعتراضی خود را بی وقفه تا آزادی تمامی فعالین دانشجوئی، کارگری، زنان و معلمان زندانی و سایر زندانیان سیاسی ادامه دهند.
در قطعنامه، ضمن اشاره به جنایات رژیم سلطنتی شاه و تشدید و تعمیق این جنایات از سوی حکومت اسلامی، بر حمایت جمعی از جنبش های رادیکال اجتماعی؛ جنبش کارگری، جنبش دانشجوئی و جنبش زنان، اتحاد و همبستگی این جنبش ها، خانواده های دانشجویان زندانی تاکید شده است. بندهای دیگر این قطعنامه خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط فعالین دانشجوئی، کارگری و زنان زندانی و پایان بخشیدن به حضور نیروهای سرکوب حراست و بسیجی و اطلاعاتی و انتظامی در دانشگاه شده است.
گزارش تجمع اعتراضی 28 دسامبر ایرانیان آزادیخواه بریتانیا در حمایت از فراخوان "دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب"
تظاهرات کنندگان با طنین شعارهای زنده باد آزادی برابری، دانشجوی زندانی آزاد باید گرد، کارگر زندانی آزاد باید گردد، کارگر دانشجو اتحاد اتحاد به زبانهای فارسی و انگلیسی، صدای اعتراض خود را بگوش عمال مستقر در سفارت رژیم اسلامی رساندند و عابرین را از ندای حق طلبانه خود آگاه کردند.
احزاب و سازمانها و شخصیتهای سیاسی مختلف ایرانی و انگلیسی که اساسا چپ بودند در این اعتراض شرکت داشتند و با حضور در کنار هم جلوهای شورانگیز را در همبستگی با دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب بنمایش گذاشتند. .
ابتدا یکی از سخنرانان پیام قدردانی دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب که خطاب به سازمان دهندگان و برگزار کنندگان تظاهراتهای 28 دسامبر در خارج کشور داده بودند، را قرائت نمود. سپس تریبون آزاد اعلام شد و شخصیت های مختلفی از جمله سوفی باکلند نماینده اتحادیه دانشجویان بریتانیا به ایراد سخنرانی پرداختند.همچنین یکی از شرکت کنندگان متنی را خطاب به رسانههای بریتانیایی در رابطه با منعکس نمودن اخبار اعتراضات دانشجویان، آماده کرده بود که حاضرین در تجمع آن را امضا میکردند..
در پایان، این تجمع با صدور بیانیه ای از سوی تجمع کنندگان پایان یافت
بیانیه پایانی تجمع اعتراضی 28 دسامبر در شهر لندن در مقابل سفارت جمهوری اسلامی
در حمایت از فراخوان دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب ما ایرانیان و مردم آزادیخواه مقیم لندن و احزاب و نهادها و شخصیتهای سیاسی در اجتماع اعتراضی شهر لندن گرد آمدیم. ما انزجار شدید خود را از سرکوبگریهای جمهوری اسلامی در دانشگاهها و دستگیری و شکنجه فعالان دانشجویی در دانشگاههای ایران اعلام می داریم. ما خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط تمام فعالین دانشجویی، فعالین کارگری، فعالین جنبش زنان و فعالین حقوق مدنی و اجتماعی هستیم. ما همچنین اعلام می داریم که تا آزادی تمام دستگیر شدگان مراسم های 16 آذر و آزادی دیگر فعالین کارگری، سیاسی و مدنی به اعتراض خود به شیوه های مختلف ادامه خواهیم داد.
در همین رابطه تاکید میکنیم :
1: دانشجویان دستگیر شده به مناسبت 16 آذر فورا باید آزاد شوند. به شکنجه و اذیت و آزار دستگیر شدگان باید پایان داده شود.
2: منصور اسانلو، محمود صالحی و همه زندانیان سیاسی باید آزاد شوند.
3: به حضور نیروهای نظامی و انتظامی در دانشگاهها پایان داده شود. دانشگاه محل تحصیل و کسب دانش است و پادگان نیست.
4- ما از فعالیتهای موثر خانواده دانشجویان زندانی قویا حمایت میکنیم و به تلاشهای آنها درود میفرستیم.
5- ما خواستار اتحاد و همبستگی کارگران، دانشجویان، زنان و همه جنبشهای اعتراضی رادیکال جامعه ایران علیه جمهوری اسلامی هستیم.
6- ما از همه احزاب و جریانات چپ و مترقی و کارگری ، از همه سازمانها، نهادها و شخصیتهای مدافع حقوق انسان در سراسر جهان، میخواهیم به هر نحو ممکن بر جمهوری اسلامی اعمال فشار کنند و خواستار آزادی فوری دستگیر شدگان اخیر و کلیه زندان سیاسی ایران بشوند.
December 28, 2007
آزادی چهار تن از فعالین کارگری و اجتماعی
نمازی ، دادیار شعبه دو امنیت دادگاه انقلاب اتهام تبانی برای اقدام برعلیه امنیت ملی را تفهیم نموده که مورد تکذیب و اعتراض این فعالین قرار گرفته است.
داستان جدیدی نیست. در طول تاریخ حکومت های غیر دموکراتیک و غیر مردمی برای تکیه بر قدرت و ثروت مخالفین و منتقدین را با اتهام های واهی سرکوب نموده و از پرداختن به اصل قضیه که همانا حقوق پالمال شده اقشار و طبقات زحمتکش و معترضین به بی عدالتی ، طفره رفته اند. آیا دیدار خانوادگی فعالین کارگری و اجتماعی در مکان عمومی پارک چیتگر تبانی برای اقدام علیه امیت ملی قلمداد می شود ؟! پس تمامی افراد جامعه را می توان با چنین احکام واهی مجرم شناخت و برای مدت های نامعلومی بازداشت نمود. آیا دفاع از حقوق کارگران ، زنان ، دانشجویان و . . . اقدام علیه امنیت ملی محسوب میشود ؟! پس می توانیم این نتیجه گیریی غیر منطقی اما واقعی را بگیریم که قوانین برای دفاع از حاکمین قدرت و ثروت نازل گردیده و بر علیه زحمتکشان ، تولیدگران واقعی ثروت و محرومین از حقوق اجتماعی نوشته شده و تفسیر می گردد و هرگونه انتقاد، اعتراض و فعالیتی برای احقاق حقوق پایمال شده که امنیت حاکمان را به خطر اندازد با اتهام اقدام علیه امنیت ملی روبرو و سرکوب می گردد.
برداشت ما از امنیت ملی متفاوت است . بنا به این برداشت هرگاه آزادی اندیشه و بیان ، حق اعترض و اعتصاب ، تشکل های مستقل صنفی ، سیاسی و مدنی و ... به هر بهانه ای سلب گردد و تبغیض های طبقاتی ،جنسیتی ، نژادی و قومیتی بر مردم تحمیل شود ، آنجا امنیت ملی به خطر می افتد.
با ابراز خوشحالی از آزادی این فعالین و آرزوی آزادی هر چه سریعتر و بدون قید و شرط دیگر کوشندگان راه آزادی و برابری .
پیام دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب به برگزار کنندگان آکسیون های ٢٨ دسامبر
قریب یک ماه از اسارت رفقای قهرمانمان توسط حکومت جمهوری اسلامی می گذرد. یک ماه است که بیش از٤٠ نفر از دانشجویان چپ دانشگاه های ایران در زندان های حکومت ایران تحت شدیدترین و غیر انسانی ترین شکنجه های جسمی و روحی قرار دارند. رفقای ما در تمام این مدت در سلول انفرادی و بدور از هرگونه شرایط انسانی به سر برده و ممنوع الملاقات بوده اند. رژیم جمهوری اسلامی با سرکوب گسترده و سهمگین دانشجویان چپ، نشان داد که به شدت از قدرت و اراده ی انقلابی مبارزان چپ در هراس است، همچنان که پیش از این با بازداشت و زندانی کردن رهبران کارگری این وحشت و هراس را نشان داده بود.
محبوبیت روزافزون دانشچویان چپ و رهبران کارگری در جامعه ی ایران بعد از دوره ی پوشالی و کمیک اصلاحات، نشان از رشد رادیکالیسم انقلابی و بی افقی هر نوع نگاه رفرمیستی در جامعه ی ایران دارد. جالب اینجاست که اقدام به سرکوب اینچنینی جنبش چپ در دانشگاه همزمان می شود با رد وبدل کردن امتیازات دو جانبه بین رژیم و جریانات راست در دانشگاه.
رفقا !
دوستان و همرزمان !
اتحاد و همبستگی ما نشان دهنده ی قدرت و اقتدار ماست. تا به حال رژیم مجبور به آزاد کردن ١١ تن از دانشجویان شده است و این بدون شک نتیجه ی اتحاد و تعرض همه جانبه ماست. اما نباید فراموش کرد که همچنان تمام دانشجویان بازداشتی تهران بعلاوه یک دانشجوی مازندران در اسارت به سر می برند.
ما دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دانشگاه های ایران، مراتب سپاس و قدردانی خود را ازحضور و همراهی شما اظهار می داریم و از شما و تمام آزادی خواهان جهان می خواهیم که تا آزادی تمام یاران در بندمان دست از تلاش و مبارزه برندارید. قلب رفقای ما در زندان به امید مبارزات ما و ادامه ی راهشان می تپد. نباید اجازه دهیم اعتراض به جمهوری اسلامی رو به خاموشی بگراید.
بدون شک حمایت و همراهی شما جمهوری اسلامی را بیش از پیش تحت فشار قرار داده و جنبش چپ را در راه رسیدن به آرمان آزادی و برابری تمام انسان ها راسخ تر خواهد کرد.
بدین وسیله ما دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب ایران بار دیگر با شما آزادی خواهان جهان و رفقای در بند پیمان می بندیم که در راه آرمان های برابری طلبانه و انسانیمان کوچکترین تردیدی به خود راه نداده و تا آزادی تک تک رفقای قهرمانمان از پای ننشینیم. و این تازه شروع کار است، هدف نهایی همه ما استقرار جهانی آزادی و برابری است.
دانشجویان چپ دانشگاه های ایران به همراهی و همدلی رفقایی چون شما افتخار می کنند و دست تک تک تان را به گرمی می فشارند.
زنده باد آزادی و برابری
دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب ایران
مصاحبه ي دويچه وله با وكيل عمادالدين باقي
صالح نیکبخت: چهارشنبه شب، به ما اجازه ندادند ملاقات کنیم، چون در سی.سی.یو بود. ولی امروز خود مقامات امنیتی به ما خبر دادند که بروید ملاقات. من با افراد خانوادهاش، رفتم برای عیادت. آقای باقی داستان را برای ما گفت که دیروز دوبار دچار این حمله شده و مسئولان بند ۲۰۹ بهسرعت او را ابتدا به بهداری زندان و بعد هم به بیمارستان منتقل کرده بودند. موقعی که من با او صحبت کردم نزدیک به یکساعت، حالت عادی داشت. حتا سرم و اینها هم به ایشان وصل نبود و به صورت عادی ما نزدیک به یکساعت روی تخت ایشان نشستیم و با همدیگر صحبت کردیم.
دویچه وله: نگفتند که چه اتفاقی برای ایشان افتاده که این قدر ناراحت شدهاند، به قول دکتر دچار حمله عصبی شدهاند؟
صالح نیکبخت: به گفته پزشکان، این حالت برای کسانی بوجود میآید که دچار فشار عصبی باشند. آقای باقی فردی بسیار انساندوست و حساس هستند. هم مشکلات خودشان را دارند و هم مشکلات دیگران را. ایشان بهرحال نزدیک به دوماه و نیم است که در بند ۲۰۹ زندان اوین در انفرادی است. خب طبیعتا ناراحتکننده است. منتها ایشان فردی درون ریز است و معمولا این وضعیتهای خودش را بروز نمیدهد. چون بروز نمیدهد، این حالت برایش ایجاد شده بود، مضافا اینکه در روزهای اخیر هم ایشان شایعه خودکشی یک فعال دانشجویی را در زندان اوین شنیده و بسیار بسیار از این وضعیت متاثر شده بوده…
دویچه وله: خوب شد به این موضوع اشاره میکنید آقای نیکبخت. از طرف شما این خبر را در سایتها نقل کرده بودند؟
صالح نیکبخت: نه! آقای باقی این را برای من نقل نکرده بود، برای یکی دیگر از وکلا نقل کرده بود. ولی دیشب آقای باقی این موضوع را گزارش میدهد به مقامات مسئول و آنها هم ایشان را مطمئن کرده بودند که آن فرد دانشجو سالم است. اطمینان داده بودند مسئولینی که باعث اقدام به خودکشی این فعال دانشجویی شدهاند، تحت تعقیب قرار بدهند و موضوع را بررسی کنند.
دویچه وله: الان خیلی مختصر و فشرده توصیف میکنید که در حال حاضر وضعیت آقای باقی چطور است؟
صالح نیکبخت: برای اینکه شنوندگان شما از این موضوع اطمینان پیدا بکنند، فعلا آقای باقی سلامت کامل دارد. وضعیتاش به حالت عادی برگشته و حتی سرم به ایشان وصل نیست. امروز من و اعضای خانوادهشان نزدیک به دوساعت و نیم با ایشان ملاقات کردیم. همه بر این نظریم که حال آقای باقی خوب است.
حمايت دانشجويان خوابگاهي دانشگاه اصفهان از اعتصاب غذا


درب خوابگاه همدانیان ۱۰ دقیقه زودتر از حالت عادی بسته شد و در ساعت ۱ شب عده ای در خوابگاه دختران درب اتاق ها را زده و اقدام به بازرسی اتاق ها نمودند.
سرکوب ادامه دارد
بیانیه مردم آزادیخواه و برابری طلب مریوان در باره دانشجویان زندانی
ما امضا کنندگان زیر در کنار دانشجویان و همه خانواده هایشان که شب و روز را در نگرانی و اضطراب بسر میبرند هستیم و همه مردم شهر مریوان را فرامیخوانیم با امضای خود این صدای اعتراض و همدردی را رساتر کرده و به این وسیله خواهان آزادی فوری دانشجویان در بند شویم.
دانشگاه پادگان نیست
زنده باد آزادی زنده باد برابری
شعر جدید رفیق ایرج جنتی عطایی به مناسبت ١٦ آذر ١٣٨٦
ایرج جنتی عطایی
December 27, 2007
بیانه دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگا های ایران پیرامون اوضاع و احوال زندانیان سیاسی که در بندهای 209 و 325 زندان اوین به سر می برند
در زمان شاه ستمگر و نظام شاهنشاهی به زباله دان تاریخ پیوسته، اوين مخوف كه اسارت گاه، شکنجه گاه و قتلگاه مبارزان سیاسی و نیروهای آزادی خواه و برابری طلب ایران بود به دیکتاتور جدید و نظامی ای به نام جمهوری اسلامی به ارث رسید که البته به اعتقاد ما بنا به تکامل بی چون و چرای جامعه ی ایران، در آینده ای نزدیک هیچ دیکتاتوری ای در آن باقی نخواهد ماند .
به رغم آزادی تعدادی از فعالان و دانشجویان چپ در شهرستانها همچنان بیش از سی نفر از رفقای ما در تهران و در زندان اوین در سلولهای انفرادی نگهداری می شوند. در طول حیات سی ساله ی جمهوری اسلامی در ایران ما شاهد آن بوده ایم که تعداد زیادی از دگراندیشان و دگرباشان که حکومت جهل و خرافه را بر نمی تافتند به دلیل افکار، عقاید، سخنان و افعال خود با یا بدون حکم حکومت به زندانهای طویل المدت محکوم شده و بسیاری هرگز زنده از اسارت رهایی نیافتند. بسیاری از مبارزان سیاسی که مجبور به مهاجرت به دیگر کشورها شده اند و زنده از این زندان مخوف بیرون آمده اند بارها و بارها در قالب سخنرانی، مقاله، کتاب، فیلم، یادمان و ... به شرح شکنجه هایی پرداخته اند که خود یا همرزانشان در زندانهای جمهوری اسلامی به خصوص در زندان مخوف اوین متحمل آن شده اند.
در سالهای نزدیکتر دو بازوی سرکوب جمهوري اسلامي یعنی وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب هر یک بندی از زندان اوین را مجزا کرده و آن را منحصراً تحت امر و اراده ی خود و به دور از هرگونه نظارتی اداره می کنند. بند 209 زندان اوین به جولانگاه وزرات اطلاعات و بند 325 زندان اوین به جولانگاه اطلاعات سپاه پاسداران تیدیل شده است. فعالان کارگری، فعالان دانشجویی، فعالان سیاسی و اجتماعی بنا به قرعه یا بنا به تقسیم کار این دو نهاد امنیتی بدون هیچ گونه حکم قضایی در خیابان، محل کار، منزل و اخیراً دانشگاه به صورت ناگهانی مورد حمله ی افراد لباس شخصی قرار گرفته و بعد از زدن دستبند و چشم بند به یکی از این دو بند خودمختار منتقل می شوند. تا مدتها خانوده ها، دوستان، وکلا و همرزمان بازداشت شدگان هیچ نام و نشانی از زندانی نمی یابند. بعد از روزها اگر فرد زندانی آشنایانی داشته باشد تا از طریق رسانه ها خبر بازداشت را منتشر کند ممکن است در تماسی که بیش از دو دقیقه طول نخواهد کشید جملات کوتاهی که مدتهاست در این تماسها تکرار می شود را برای عضوی از خانواده اش تکرار خواهد کرد: «من از نظر روحی و جسمی وضعیت خوبی دارم و شرایط نگهداریم در زندان خوب است!».
تنها پس از آزادی زندانیان سیاسی از زندان است که گوشه هایی از وضعیت اسفبار بندهای 209 و 325 و آنچه که بر این فعالان سیاسی و اجتماعی گذشته است مشخص می شود.
بسیاری از دانشجویان آزدیخواه و برابری طلب در روزهای دوازدهم و سیزدهم آذر ، قبل و بعد از برگزاری اعتراض دانشجویی به مناسبت روز دانشجو در دانشگاه تهران ربوده و بازداشت شدند. دستگیر شدگان دوازدهم آذر از کسانی هستند که دست اندرکاران فراخوان دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب برای برگزاری این اعتراض دانشجویی بوده اند و بازداشت شدگان سیزدهم آذز شرکت کنندگان و حامیان دانشجویان بازداشتی بوده اند. گروه اول عموماً در منزل و یا محل کار مورد حمله ی نیروهای ناشناس و لباس شخصی قرار گرفته اند و گروه دوم در اقدام جنون آسای نیروهای امنیتی رژیم در داخل دانشگاه و یا خیابانهای اطراف دانشگاه ربوده و بازداشت شده اند. نکته ی اضطراب آور در این میان این است که در حالی که منزل تعدادی از نیروهای سرشناس جنبش چپ دانشجویی مورد تفتیش نیروهای امنیتی ای قرار گرفته است که حکم وزارت اطلاعات و دادسرای انقلاب را در دست داشته اند اما بعد از گذشت سه هفته همچنان رژیم از تایید بازداشت آنها خودداری می کند و هیچ اطلاعی از وضعیت آنها در دست نیست.
خانواده ی تعداد اندکی از بازداشت شدگان كه بعد از تلاشهای زیاد تنها توانسته اند مقداری پول و لباس را به زندان اوين تحویل دهند تا در اختیار عزیزانشان قرار گیرد در مقابل احکام بازداشتی قرار گرفتند که دارای تاریخهای جعلی بودند و مشخص بوده است که بعد از ربایش و زندانی شدن دانشجویان تهیه شده است.
متاسفانه تاکنون آقایان سعید حبیبی، بهروز کریمی زاده، مجید اشرف نژاد، یاسر پیرحیاتی، پیمان پیران و مهدی گرایلو از برجسته ترین نیروهای چپ دانشجویی و از اعضای رادیکال دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب نه تنها هیچ تماسی با خانواده ی خود نداشته اند که مقامات قضایی جمهوری اسلامی ایران از ارائه ی هرگونه اطلاعی از وضعیت آنها خودداری کرده و منکر بازداشت آنها هستند.
کلیه دانشجویان بازداشت شده از داشتن حق ملاقات با خانوده های خود محروم هستند. همه ی دانشجویان بازداشت شده از داشتن حق وکیل مدافع محروم بوده و نه تنها وکیلان مدافع در جلسات بازجویی حضور ندارند که حتی مقامات قضایی و امنیتی اجازه نمی دهند برگه های وکالت توسط زندانیان سیاسی امضا شود. همه ی دانشجویان بازداشت شده از حق داشتن تماس تلفنی با بستگان خود محروم هستند عده ی معدودی نیز که موفق به گرفتن تماس با خانواده ی خود شده اند نتوانسته اند آزادانه و بیش از چند جمله صحبت کنند.
به تمام انسانهای آزادی خواه و برابری طلب جهان، به تمام وجدانهای بیدار
دانشجویان مارکسیست ایران اکنون به شدت نگران وضعیت بیش از سی نفر از همفکران و همرزمان خود هستند که در بندهای امنیتی ویژه ایران محبوس هستند. این بندها هیچگونه ارتباطی با دنیای خارج خود ندارند و حتی از دید مسئولین اصلی زندان اوین خارج هستند. زندانیان سیاسی وارد این بندهای ویژه می شوند و در نبود هرگونه نظارتی برای «تخلیه اطلاعاتی»، «القای اتهام»، « شکستن متهم»، «اعتراف گیری دروغین»، «پرونده سازی» و مسائل اینچنینی تحت شدیدترین فشارهای جسمی، جنسی و روحی قرار می گیرند.
زندانی سیاسی را با همان حال با بیش از 100 صفحه کاغذ بازجویی با سربرگ دادگاه انقلاب و یک خودکار بیک آبی به سلولش می فرستند و به او می گویند که اگر تا فردا تمام کاغذها را پر نکند شکنجه ها دوباره شروع می شود. زندانی بعد از آن همه فشار و آزار باید بین بیدار ماندن تا صبح و نوشتن برگه های بازجویی و شکنجه ی روز بعد یکی را انتخاب کند.
اگر تمردی از خواسته های بازجوها و مقاومتی در مقابل «گارد شکن» صورت گیرد تیم بازجویی با حکم تعزیری که از قاضی پروند اخذ شده است باز می گردد. حکم تعزیر دستور اسلامی شکنجه در اسلام است که توسط قاضی صادر می شود. دستها و پاهای زندانی سیاسی را به صورت باز به تخت چوبی می بندند و با کمربند، شلاق و یا کابل به کف پاها و کمر ضربه می زنند.
اگر بنا به دلیلی تیم بازجویی از تمدید قرار بازداشت طولانی مدت از سوی قاضی پرونده مطمئن نباشد سعی می کند ریسک نکرده و از انواعی از شکنجه که جراحاتی بر بدن باقی گذارد استفاده نکنند و در عوض به جای تعزیر و شلاق از شکنجه ی سپید یا شکنجه ی قرمز استفده می شود. در سلولهای انفرادی بند 209 و 325 سلولهای انفرادی خاصی وجود دارند که تماما به رنگ سپید یا قرمز هستند. زندانی سیاسی را برای مدت یک تا دو هفته درون این انفرادیهای یکدست سپید یا قرمز می اندازند و سراغی از او نمی گیرند. در سلولهای انفرادی دریچه ای به طول بیست سانتیمتر و عرض ده سانتیمتر در پائینی ترین نقطه ی درب سلول قرار دارد که زندانبانان غذای زندانی را از این دریچه داخل سلول می گذارند بنابراین زندانی تحت شکنجه ی سپید یا قرمز حتی نمی تواند لحظه ای زندان بان خود را ببیند. به دلیل رنگ یک دست سپید یا قرمز سلول بعد از دو تا سه روز حالت عصبی زندانی عوض می شود و دچار تنشهای عصبی شدید می شود. در صورت استفاده ی طولانی مدت از این شکنجه ی بی درد زندانی تا مرز جنون و از دست دادن قوای ذهنی به پیش می رود و زندانی سیاسی برای دیدن رنگی دیگر و فردی دیگر حاضر به هر نوع همکاری با تیم بازجویی می شود.
مرحله ای دیگر از شکنجه ی زندانیان سیاسی به خصوص زندانیان جوان شکنجه ی جنسی است. زندانی را از پشت دستبند می زنند و در حالی که چشمبند بر چشم دارد و رو به دیوار نگه داشته شده است، او را سه یا چهار نفری دوره می کنند. رکیکترین تهدیدات جنسی بر زبان آورده می شود و در میانه ی تهدیدات بدن زندانی را «دست مالی» می کنند. این شکنجه چنان فشار روحی به زندانی وارد می کند که یا زندانی به کلی بریده و حاضر به همکاری با بازجو می شود و یا در یک حمله ی عصبی به تیم بازجویی حمله ور می شود. قاضی پرونده به پشتوانه ی قوانینی که در حمایت از بازجو وضع شده است به دلیل حمله و یا توهین به بازجو ضمن تمدید قرار بازداشت موقت در مواقعی حکم تعزیر متهم را صادر می کند.
خوشبختانه به دلیل ارتباطهای رسانه ای و حساسیتهای نیروهای سیاسی، جمهوري اسلامی ایران دیگر نمی تواند از شکنجه هایی مانند گور آهنی، سوزاندن با اتوی داغ، شوک برقی و امثالهم استفاده کند. عوامل رژیم سعی می کنند دردناکترین شکنجه هایی را طراحی و به کار برند که کمترین اثر ماندگار ظاهری را داشته باشد. اما این مسئله تنها باعث شده است که شکنجه های جسمی جای خود را به شکنجه های روحی بدند.
بی خوابی دادن یکی دیگر از وحشتناک ترین شکنجه هایی است که می تواند بر ضد یک زندانی سیاسی اعمال شود. متهم را در سلول انفرادی خاصی می اندازند که یک پرژکتور قوی از فاصله ی سه متری سقف داخل سلول را به شدت روشن و نورانی می کند. در سلول با صدای بلند اقدام به پخش آژیر و یا نوحه می کنند. اعصاب قربانی از هم متلاشی می شود و حتی در مواقعی که به مرز بیهوشی می رسد توسط زندانبانها به دستشویی منتقل می شود. در اين زمان سر زندانی را زیر شیر آب نگه می دارند تا خواب از سرش پریده و دوباره هوشیار شود سپس وی را مجددا در سلول روشن با صدای کر کننده ی آژیر و نوحه رها می کنند و این چرخه از 3 تا 7 روز ادامه می یابد.
شرحی که در بالا آمد تنها گوشه ای است از آنچه که در بندهای مخوف 325 و 209 می گذرد. دانشجویان آزادیخواه و برابری طلبی که اکنون در بند رژیم جمهوری اسلامی ایران هستند اکنون در معرض و خطر این رفتارهای غیر انسانی و ددمنشانه قرار دارند. این خطر برای زندانيانی که تاکنون با خانواده های خود تماس نگرفته اند بسیار بیشتر است.
از تمامی کسانی که صدای ما به گوش آنها می رسد و در خارج از ایران زندگی می کنند درخواست می کنیم تا در اعتراض روز 28 دسامبر در حمایت از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب شرکت کرده و با اعمال فشار به رژیم خودکامه ی ایران اجازه ندهند مقامات جمهوری اسلامی ایران بتواند با دانشجویان همان برخوردی را کند که با مخالفین خود در دهه ی دهشتناک 60 انجام داد.
زنده باد آزادی و برابری
دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب ایران
اعلام حمایت از خواست دانشجویان ، روز 28 دسامبر برابر با روز 7 دی ماه ، روز فراخوان بین المللی برای آزادی دانشجویان زندانی
خانواده های دانشجویان زندانی
در چنین روزهائی که عزیزان شما ، که همانا عزیزان ما هم هستند ، در زندان بسر میبرند ، ما را در کنار خود بدانید . ما بعد از دستگیری این عزیزان ، هر روز و هر ساعت ، در محل کارهایمان ، در میان همکاران خود از تلاشهای این انسانهای شریف ، از جسارتهایشان صحبت کرده ایم و اهمیت کارشان را یاد اور شده ایم . و از این روست که لزوم حمایت از دانشجویان و این روز را وظیفه خودمان میدانیم .
امیدواریم با تلاشهای همه کارگران ، جوانان و سایر اقشار مردم در ایران و جهان ، شرایطی فراهم شود که همه دانشجویان و زندانیان سیاسی از زندان آزاد شوند و آن روز ، جشن بزرگی را شاهد خواهیم بود .
زنده باد اتحاد و همبستگی بین المللی برای آزادی دانشجویان
پیروز باد مبارزات مردم برای آزادی زندانیان سیاسی
6/10/86
حمايت ها از اعتصاب غذاي دانشجويان دانشگاه اصفهان
چهارشنبه شب 5 دی ماه دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دانشگاه کردستان در اقدامی هماهنگ و وسیع تراکت هایی را در محوطه های خوابگاههای 1 و 2 و خوابگاه دبیرستان و کشاورزی در دفاع از خواست های برحق دانشجویان دانشگاه های ایران از جمله اصفهان پخش کردند.
در تراکتهای پخش شده آمده است: در دفاع از اعتصاب غذای دوستانمان در دانشگاه اصفهان و به نشانه اعتراض به احکام صادر شده انضباطی برای 40 نفر از دانشجویان.
رفقای آزادی خواه و برابري طلب در دانشگاه های ایران با درود، 16 آذر امسال هم گذشت. اما موج عظیم وتکان دهنده ما رژیم را به لرزه در آورده است و شاهد انواع دستگیری و فشار، آدم ربایی و تعلیق در این روزها بوده ایم که این قدرت ما دانشجویان آزادی خواه وبرابر طلب را به رژیم مرتجع و جهانیان ثابت می کند.
ما دانشجویان آزادی خواه وبرابر طلب دانشگاه کردستان، یک بار دیگر دست به سینه استبداد ارتجاع خواهیم زد و فریادهایمان را تا آزادی یاران در بندمان و لغو تمام احکام کمیته های انضباطی از تهران و اصفهان گرفته تا تبریز وکرمانشاه هر چه رساتر به صدا در
می آوریم.

بيانيه اي از سوي 500 دانشجوي دانشگاه منابع طبيعي گرگان
چرا که
در فراموشی دهلیزش
به امید دریچه ای دل بسته بودم.
از دیر باز جنبش دانشجویی بعنوان پرچم دار آزادی خواهی و برابری طلبی همچون خاری در چشم حکومت های زیاده خواه و دیکتاتور بوده است. قیام مِی 1968 فرانسه به عنوان سمبل مقاومت و مبارزات دانشجویی همواره بر پیشانی تاریخ می درخشد. در ایران نیز مبارزات دانشجویی قدمتی دیرینه دارد. از مبارزات محصلان مدارس در دوران مشروطه گرفته تا اعتراضات و مقاومت های دوران پهلوی. پس ار انقلاب نیز اعتراضات و فعالیتهای دانشجویی همواره رکنی از ارکان آزادی خواهی و برابری طلبی بوده است. اگر 16 آذر 1332 با به خاک و خون کشیده شدن همسنگرانمان در تقویم تاریخ روز دانشجو رقم خورده اما بی شک قطرات خون 18 تیر 1378 هرگز از سینه مبارزات دانشجویی این سرزمین پاک نخواهد شد. به خاک و خون کشیدنی که گویا تنها بر سر تصاحب ریش تراشی بیش نبوده؟!!!!!
هر چند 16 آذر کماکان روز دانشجو و سمبل آزادی خواهی است و 3 قطره خون چکیده شده بر این صفحه از تاریخ هرگز زدوده نمی شود. اما این پایانی بر خروش دانشجو نبوده و نخواهد بود.
به ذهن هیچ کس هم خطور نمی کرد فاجعه ای که گارد شاهنشاهی در دانشگاه تهران به ارمغان نهاد تنها پس از 46 سال تکرار شود و باز سنگفرش دانشگاه به خون برادرانمان رنگین شود. 18 تیر 78 فریاد آزادی خواهی دانشجویان را در اوج به گوش جهانیان خواهد رساند.
فاجعه 18 تیر 78 مهر تاییدی بود بر استقلال جنبش دانشجویی. کسانی که انگشت در گوش فریاد دانشجو را نمی شنویدند حال که با سد عظیم دانشجو در مسیر تمامیت خواهی و استبداد خود رو به رو شدند آن را بر نتافتند و دیوانه وار به آن یورش برده آن را به خاک و خون کشیدند.
و از آن روز به تاثیر شگرف این جنبش در لایه های مختلف جامعه پی بردند و هر لحظه در پی تخریب، تهدید و سرکوب آن برآمدند و با بی شرمی تمامی فجایع زنجیره واری را پی ریزی نمودند فجایعی همچون فاجعه دانشگاه تبریز، فاجعه دانشگاه علامه، فاجعه پلی تکنیک، فاجعه دانشگاه فردوسی، دانشگاه گیلان، دانشگاه اهواز، شیراز و... .
دیگر آنان می دانستند با سرکوب جنبش دانشجویی همزمان با سرکوب جنبشهای اجتماعی همچنان تک سوار این میدان بی رقیبند. جنبش دانشجویی که از زخم های بسیار بر پیکر خود نحیف و رنجور بود همچنان همچون راست قامتان تاریخ ایستاده بود و اکنون پایگاهی اجتماعی تر همچون حلقه زنجیری تمامی حلقه های جنبش اجتماعی را گرد هم آورده بود. دیگر دانشجویان تنها فریاد، دانشجوی سیاسی آزاد باید گردد را بر فضای مه گرفته شهر رخوت زده نمی افشاندند. اکنون دست در دست جنبش های کارگری، جنبش زنان و دیگر جنبش های اجتماعی، خواستی مشترک را فریاد می زدند.
فریادی که لرزه بر بنیان بی عدالتی و خفقان می انداخت. دیگر با قطع شاخه ای 100 شاخه جوانه می زند و با قطع هر درختی 1000 نهال سر بر می آورد. خروش هزاران کارگر، معلم، زن به همراه دانشجویان مو بر تن هر کاخ نشینی سیخ می کرد. تنها راه حل کاخ نشینان چه بود؟! سرکوب، خفقان و تلاش برای گسستن حلقه های این زنجیر. بمباران خبری آغاز شد و سیل اتهامات به همراه حبس، شکنجه و تحقیر آغاز گردید. آنان می دانستند که حلقه پیوند دهنده این جنبش ها چیزی نیست جز جنبش دانشجویی و باز هم بازداشت و شکنجه و تهدید و تعلیق و اخراج و بازداشت و شکنجه و تهدید و اخراج و... . با استفاده از حربه اخراج و تعلیق از تحصیل تلاش گسترده ای جهت حذف دانشجویان مبارز از صف جنبش دانشجویی آغاز گردید و شمار دانشجویان ستاره دار به تعداد ستاره های آسمان رسید. با توجه به در دست داشتن انحصاری بلندگوهای خبری، اخبار منحرف و دروغ پراکنده می شد. دانشجویان به اسم اراذل و اوباش زندانی، شکنجه و گاها به پای چوبه دار می رفتند و با توجه به عدم وجود تریبون آزاد جهت اطلاع رسانی مناسب توانستند تا حدودی جریان افکار عمومی را به سمت و سوی دلخواه خود سوق داده همزمان اقدام به مبارزه با این جریانات خودجوش دانشجویی، کارگری و ... نمایند.
اینان ترسشان از یگانگی ماست. وقتی اسانلو، رئیس سندیکای اتوبوسرانی تهران، با حمایت و اتحاد کارگران و دانشجویان آزاد می گردد. وقتی که جنبش دانشجویی در کنار جنبش زنان فریاد برابری و عدالت و حذف تبعیض جنسی را بر می آورد. وقتی دانشجویان به حمایت از معلمین، این قشر مظلوم، می ایستند و در کنار آنان به زندان منتقل می شوند وقتی با بازداشت غیر قانونی هزاران دانشجو از گوشه کنار کشور بپا می خیزند دیگر چه جای درنگ است که هر لحظه دُری است گهر بار چکمه برپا کردن و به زندان افکندن را تاخیر گناهی نابخشودنی. وقتی محمود احمدی نژاد با حضور در دانشگاه پلی تکنیک آنگونه با نقد برا و بی پرده رو به رو می گردد زنگ خطری است برای یک سرکوب عمومی و اینگونه می گردد که حماسه پلی تکنیک رخ می دهد و به حمایت از این فریاد دیگر دانشگاهها در زیر فشار و سرکوب سیستم پادگانی مسلط بر دانشگاه و جامعه سر بر می آورند.
و در آذر ماه 1386 ما شاهد سرکوب روز افزون و فزاینده دانشجویان در جای جای کشور می باشیم و مهر مهرورزی بر سینه خونین دانشجویان، کارگران، معلمان و زنان داغ بسته است. توقیف نشریات دانشجویی، توقف در اعطا امتیاز نشریات تا پس از 16 آذر، سیل عظیم بازداشتها در مازندران، اراک و تهران که چیزی بالغ بر 35 نفر از برادران ما را راهی سلولهای انفرادی حبس و شکنجه کرده است.
در پایان نیز قائله مراسم 16 آذر در دانشگاه منابع طبیعی گرگان که چیزی جز پوزخندی تلخ بر آن نتوان بست از یک سو گواه ضعف و نا توانی آنان در مقابله با این جنبش خود جوش و آزادی خواه است و از سوی دیگر نشانه گر موج جدید هجوم علیه دانشجویان که با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری افزایش می یابد تا با این وسیله پیش از رسیدن به آن زمان با حذف نیروهای فعال، منتقد و رادیکال از دانشگاه ها، این مکان به عنوان محیطی بی خطر در انتخابات تنها وجود و نه حضور داشته باشد. دولت مهرورز با حذف قلدرمابانه یک یک منتقدان و معترضان عملکردش، راه را برای تداوم و تثبیت قدرت خود هموار می کند تا با یک انتخابات فرمایشی دیگر تسلط خود را بر اریکه قدرت استمرار دهد.
اداره پادگانی دانشگاه ها که از استقلال دانشگاه جز یک شوخی بی مزه چیزی باقی نگذاشته است. آخرین حربه به کار گرفته شده اش سرکوب می باشد. در چنین وضع اسف بار اقتصادی و سیاسی کشور، دخالت و اعمال فشار در بدیهی ترین حقوق انسانها زمانی برای اداره کشور باقی نمی گذارد. وقتی تمامی قوای خود را به کنترل گفتار و کردار و پندار و خورد و خوراک و پوشش و گویش انسانها صرف می کنند. وقتی متر کردن مانتوی زنان، اعلام میزان آرایش آنان و نوع پوشش افراد ارجح بر تمامی امور است. وقتی عواملی چند اجیر می گردند تا زمان ورود و خروج دانشجویان دختر را به صحن امن !!! خوابگاه ساعت زنند دیگر چه جای التماس آزادی از اینان است.
وقتی که حراست به عنوان متولی حفظ آرامش و امنیت خود چیزی جز ابزار مخل امنیت و آسایش نیست دیگر توقعی گزاف است انسان بودن.
و در اینجا می خواهیم و نه خواستار موارد زیر در کلیه دانشگاههای کشور می باشیم:
1- آزادی بی قید و شرط کلیه فعالین سیاسی و دانشجویی و تخلیه کلیه زندانها از زندانیان سیاسی، مخالفین دانشجویی، کارگری، زنان و دیگر جنبش های اجتماعی
2- حذف هرچه سریعتر سیستم پلیسی و امنیتی از دانشگاهها و جامعه
3- حذف نگاه پادگانی به دانشگاهها و حفظ استقلال آنها
4- لغو تمامی احکام انضباطی فعالین دانشجویی اعم از اخراج و یا تعلیق
5- پایان فعالیت کلیه ارگانها، نهادها و تشکل های وابسته به بیرون از دانشگاه در محیط آن
6- ایجاد محیط مشارکتی در برنامه ریزی و اداره دانشگاهها توسط دانشجویان و تایید نظر آنان بر روند اداره دانشگاه
7- ایجاد شرایطی برابر برای دانشجویان ذختر و پسر در کلیه موارد اعم از آموزشی، صنفی و فرهنگی و اجتماعی و حذف تبعیض جنسی و مصادیق آن همچون تفاوت میان ورود و خروج به خوابگاه و میزان آزادی در نوع پوشش.
هم اکنون که شما به فکر امتحانات پایان ترم خود هستید گروهی از دوستان شما پشت دیوارهای زندان در انتظار آینده ای نا معلوم به سر می برند
از طرف 500 نفر از دانشجویان دانشگاه منابع طبیعی گرگان
بیانیه و قطعنامه تظاهرات 22 دسامبر در بروکسل – بلژیک
بیانیه زیر در مقابل سفارت آمریکا به زبان انگلیسی خوانده شد.*
ما در مقابل سفارت شما ایستاده ایم تا صدای دانشجویانی را طنین افکنیم که هم اکنون در سیاهچالهای رژیم جمهوری اسلامی بسر می برند. چرا که پیامشان نه به دخالت خارجی، نه به استبداد داخلی بود.
صدای دانشجویانی که جرمشان برگزاری روز تاریخی دانشجو است. همان روزی که شاه سه دانشجو را در پیشگاه نیکسون معاون رئیس جمهوری وقت شما قربانی کرد تا کودتای ارتجاعی سیا در سال 1953 در ایران را تثبیت کند.
ما آمده ایم به شما اعلام کنیم که در کشمکش بین شما و جمهوری اسلامی طرف سومی هم موجود است. مردمی که 29 سال علیه جمهوری اسلامی مبارزه می کنند. مردمی که صدای شان جائی در رسانه های رسمی شما ندارد. مردمی که از دخالت گریهای سیاسی و نظامی شما بیزار است. هر جای دنیا که تا کنون شما دخالت کردید غیر از بدبختی و تشدید ستم و استثمار چیزی برای مردم جهان به ارمغان نیاورده اید. خونریزی از پیکر مردم جهان کار همیشگی شماست. نتیجه لشکر کشی های شما و هم پیمانان تان تقویت هارترین و بنیادگراترین نیروهای مذهبی در منطقه خاورمیانه است.
هر بار که مردم ما خواستند زنجیرهای ظلم و ستم را پاره کنند شما به یاری نوکرانتان شتافتید. به بنیاد گرایان مذهبی در ایران یاری رساندید تا انقلاب ایران را در خون خفه کنند. حال که این نظام، کارآئیش را در مقابل مردم از دست داده و دیگر منطبق بر منافع امپراطوری تان نیست، می خواهید یک بار دیگر با سرنوشت مردم ایران در آتش و خون و فریب بازی کنید.
مردم ما قیم نمی خواهند. باور ندارید به مبارزات مردم نگاه کنید. چشم تان را باز کنید تا ببینید که امواج پی در پی مبارزات زنان و دانشجویان و کارگران و ملل تحت ستم رژیم جمهوری اسلامی را منزوی تر از همیشه کرده است. تا بفهمید مردم ایران برای آزادی خود نیاز به قیم ندارند. ما به تحریم اقتصادی شما، به تجاوز نظامی شما، و به "انقلاب رنگی" شما، نه می گوئیم.
بنیاد گرائی اسلامی چهره دیگر نظام خشونت بار شماست. تفاوتی بین دیکتاتوری مذهبی کنونی با دیکتاتوری نظامی نئولیبرالی آینده ای که وعده اش را می دهید وجود ندارد. بین بنیاد گرائی اسلامی با بنیادگرائی مسیحی فرقی نیست. ما مردم دنیا را فرا می خوانیم بجای اینکه لای این منگنه سیاسی دروغین قرار گیرند، شما و مرتجعین جمهوری اسلامی را در منگنه مبارزات انترناسیونالیستی خود قرار دهند و جهان دیگری که ممکن است را طلب کنند.
متن کامل بیانیه و قطعنامه ای که در مقابل سفارت ایران به زبان فارسی و فرانسه خوانده شد**
در مقابل لانه جاسوسی یکی ازبی نظیرترین جنایتکاران تاریخ قرار داریم. ما اینجا به یکی از مرتجع ترین دولتهای جهان اعلام می کنیم که عمر شما مدتهاست بسر رسیده، جای تان زباله دان تاریخ است.
اعمال بیشرمانه تان در دستگیری و شکنجه و آزار دانشجویان و دیگر فعالین سیاسی، نشان عجز و استیصال تان است. شما با به بند کشیدن یارانمان فقط بر نفرت ما و مردم از خود می افزایید. شما باد می کارید اما توفان درو خواهید کرد.
شما دانشگاه را به پادگان، حوزه و مسجد بدل کردید تا نسلی مطیع، خرافاتی و مذهبی پرورش دهید. اما کشتی شما به گل نشست، تلاشهای تان بی ثمر ماند. در مقابل شما نسلی قد علم کرد که حاضر نیست به حکومت مذهبی و ارتجاعی تان تن در دهد.
نسلی که عزم کرده پیشتاز مبارزاتی شود که در پی دفن نظام ستمگرانه و استثمارگرانه شماست.
صدای ما را بشنوید، و برخود بلرزید . ما هم اکنون از مقابل سفارت اربابان شما آمده ایم. به آنان نیز اعلان کردیم که دفن شما سهم ماست، و نمی گذاریم که آنان با عوض کردن چهره نوکرانشان یک بار دیگر بر چشم مردم ما خاک بپاشند.
ما از طریق دفن شما به دفن نظام جهانی امپریالیستی هم خدمت خواهیم کرد.
بشنوید صدای ما را و بر خود بلرزید.
قطعنامه تظاهرات 22 دسامبر 2007 در بروکسل
ما شرکت کنندگان در تظاهرات امروز که مخالف هر گونه دخالت امپریالیسم آمریکا در خاورمیانه و ایران و مخالف سرسخت جمهوری اسلامی هستیم اعلام می کنیم که بنیاد گرائی مذهبی و بردگی نئولیبرالی دو چهره یک نظام هستند و هر گونه حمایت از یکی به تقویت آن دیگری منجر می شود. ما به تجاوز نظامی و به تحریم اقتصادی و به "انقلاب رنگی" آمریکائی و به جنگ طلبی یا فریب انتخاباتی جناحهای مختلف رژیم نه می گوئیم.
ما اعلام می کنیم که مردم ایران قیم نمی خواهند و خود سرنوشت خود را تعیین می کنند. از همین رو حمایت از مبارزات مردم ایران علیه جمهوری اسلامی و امپریالیسم را وظیفه همه نیروهای انقلابی و ترقی خواه جهان می دانیم.
تنها از طریق مبارزات مردم ایران است که می توان راه و آینده دیگری ترسیم کرد. در چنین شرایطی ما حمایت خود را از مبارزات مردم بویژه جنبش دانشجویی ایران اعلام می کنیم.
ما خواهان آزادی بی قید و شرط کلیه دانشجویان بازداشت شده – بویژه بازداشت شدگان اخیر - هستیم.
ما خواهان آزادی بی قید و شرط کلیه فعالین بازداشت شده کارگری و زنان هستیم.
ما خواهان قطع شکنجه و آزار کلیه زندانیان سیاسی هستیم و آزادی آنان را خواستاریم.
ما از همه ایرانیان خارج از کشور از همه نیروهای انقلابی و مترقی جهان می خواهیم که از پا ننشینند و با تمام قوا و اشکال مختلف برای تحقق خواستهای فوق پیکار کنند و برای دفن نهائی جمهوری اسلامی به مردم ما یاری رسانند.
ــــــ
*- این تظاهرات توسط "کمیته دانشجوئی – بلژیک" و "حزب سوسیالیست چپ – بلژیک" مشترکا سازمان یافت.
**- به دلیل کمبود وقت، فقط بخشهائی از بیانیه و قطعنامه فوق در تظاهرات 22 دسامبر در مقابل سفارت جمهوری اسلامی خوانده شد.
گزارش خبری و تصویری این تظاهرات در وبلاگ کمیته دانشجویی در آدرس زیر قابل دسترس است.
www.committe2007.blogfa.com
اعتراض كانون مدافعان حقوق بشر به ادامه بازداشت دانشجويان
كانون مدافعان حقوق بشر با صدور بيانيهاي با اشاره به ممانعت از برگزاري مراسم بزرگداشت ۱۶ آذر (روز دانشجو) و بازداشت حدود ۳۰ تن از دانشجويان اعلام كرد: «در قانون اساسي حق آزادي عقيده و بيان و نيز آزادي و اجتماعات و راهپيماييها براي آحاد ملت ايران (اعم از مسلمان و غيرمسلمان) پيشبيني شده است. تاسفانگيز اينكه گناه دستگيرشدگان اخير برگزاري مراسمي با محوريت مخالفت با «جنگ و تحريم» بوده است.»در خاتمه كانون مدافعان حقوق بشر خواستار آزادي هرچه سريعتر دانشجويان دستگيرشده در تهران و شهرستانها شد.
نماینده کمیسیون امنیت مجلس: کاری نکنید که در اتهامات فرزندانتان شریک شوید
خانواده دانشجویان زندانی که پیش از این قول هایی مبنی بر آزادی فرزندانشان دریافت کرده بودند، در مراجعه این هفته خود به کمیسیون امنیت مجلس با پاسخ نامشخص نماینده این کمسیون مواجه شدند.
محمدی نماینده این کمیسیون روز سه شنبه با حضور در جمع خانواده دانشجویان، بر خلاف هفته های گذشته هیچ گونه قولی مبنی بر آزادی آنان نداد و تنها اشاره کرد که تلاش دارد برای بعضی خانواده ها قرار ملاقات ترتیب دهد. این پیشنهاد اما با اعتراض خانواده های دانشجویان مواجه شد، آنها معتقدند باید همه خانواده ها بتوانند فرزندانشان را ملاقات کنند.
همچنین این نماینده مجلس، خانواده ها را تهدید نمود که “کاری نکنند تا در اتهامات فرزندانشان شریک شوند.” مادر یکی از دانشجویان زندانی می گوید:” این تهدید به دلیل پیگیری خانواده ها و مصاحبه با رسانه های خارج از کشور صورت گرفته است.”
با این حال با وجود گذشت ۲۴ روز از اولین بازداشت های دانشجویان طیف چپ دانشگاه های تهران، به جز سه تن از بازداشت شگان، سایر دانشجویان با خانواده های خود تماس گرفته و وضعیت روحی و جسمی خود را مناسب توصیف کرده اند.
همچنین با وجود موضع گیری قاطع فعالان حقوق بشر و وکلای دادگستری نسبت به بی گناهی دانشجویان، نماینده کمیسیون امنیت مجلس به خانواده ها اعلام کرده است، ” بعضی از بازداشت شدگان با ضد انقلاب در ارتباط بوده اند و با وجود اینکه ارتباطشان برای وزارت اطلاعات محرز است، اما تاکنون حاضر به اعتراف نشده اند. ” این اظهار نظر در حالی صورت می گیرد که پیش از این نیز نگرانی هایی مبنی بر اخذ اعترافات اجباری از دانشجویان در بند وجود داشته است و هم اکنون بیم آن می رود که جهت وادار ساختن دانشجویان به پذیرش اتهامات وارده، آنان در بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات تحت فشار قرار گیرند.
بی خبری از وضعیت سه تن از بازداشت شدگان
سعید حببی، بهروز کریمی زاده و مهدی گرایلو با وجود گذشت ۲۴ روز از زمان بازداشت تاکنون هیچ گونه تماسی را با منزل برقرار نکرده اند.
در حالی که طی روزهای گذشته اخباری مبنی بر احتمال انتقال آنان به بند (۲- الف) که تحت نظر اطلاعات سپاه اداره می شود، انتشار یافته بود، روز شنبه در مراجعه پدر سعید حبیبی به دادگاه انقلاب، مسئولان از پذیرش بازداشت وی خودداری کردند. آنها به محسن حبیبی پدر سعید حبیبی گفته اند که نام پسرش در لیست بازداشت شده ها قرار ندارد.
لازم به یادآوری است، روز ۱۱ آذرماه، دو روز پیش از برگزاری تجمع دانشجویی به مناسبت ۱۶ آذر در دانشگاه تهران، مأموران وزارت اطلاعات در اقدامی کم سابقه اقدام به بازداشت گسترده دانشجویان طیف چپ نمودند. این بازداشت ها با دستگیری ۶ فعال دانشجویی در روز ۱۱ آذرماه آغاز و پس از آن در روزهای ۱۲ و ۱۳ آذرماه،ادامه یافت. شمار بازداشت شدگان در تهران طبق اعلام وزارت اطلاعات ۲۴ تن می باشد. اما منابع خبری دانشجویی تعداد بازداشت شدگان را حدود ۴۰ نفر تخمین می زنند.
نامه يك دانشجوي آزادشده به دانشجويان دربند و جنبش آزادیخواهی در جهان
بيرون از زندان به ما مي گويند قهرمان ودر آن جا(زندان)به ما مي گفتند اخلالگر. ما را به داشتن انديشه متهم مي كردند ودربرگ باز جويي ما مينوشتند كه چه كتابي خوانده اي؟ دادگاه انگيزاسيون را براي ما بر پا مي كردند و به نحوي مي خواستند كه رفقا را نسبت به هم بدبين كنند. مي گفتند كه رفيقت همه چيز را در مورد تو گفته وتو را لو داده است تو هم هر چيزي در مورد او ميداني به ما بگو؟ نمي دانستم چه چيزي را بنويسم؟ چه چيزي را بايد لو مي دادم؟ آزادي برابري را؟ يا خواندن كاپيتال ماركس را؟ در دست داشتن پلاكاردهاي سرخ را؟وياداشتن عكس چگوارا ولنين در گوشي موبايل فلان رفيق؟ داشتن انديشه را؟ ويا كمونيست بودن را؟ اگر اين ها اتهام است بايد بگويم همه ي اين ها را هم اول در مورد خود لو دادم. مگر چند دانشجوي بي پول كه نشرياتشان را 500 تومان و1000 تومان جمع كردن از اين وآن چاپ مي كردند از كجا حمايت مي شوند؟ به ما مي گفتند كمونيست و ريشخندي مي زدند، آن قدر از ماها مي ترسند كه هنگام بازجويي چشم بندهايمان را بر نمي داشتند. آن قدر آقايان با سواد بودند كه در هنگام بازجويي در نزد آن ها تلمذ مي كرديم! آن جا همه مهربان اند به ما كمتر از گل نمي گفتند فقط گهگاهي چند تا فحش به ما نثار مي كردند و يك دست كتك مي زدند وبعد ازآن ما را در كمال احترام در سلول هايمان پرت مي كردند و با قرص هايي كه از سر بي خوابي هاي زيادي كه از خوشحالي وشعف ومهرباني برادران مي كشيديم يك ساعتي مي خوابيديم وبعد دريچه ي كوچك در سلول باز مي شد و اسمت را براي بازجويي مي خواندند. برگ بازجويي را جلويت مي گذاشتند وباز سين سوال وجيم جواب؟ براي چه اعتراض كرديد؟ براي دانشجو آقاي بازجو.
بازجو:دانشجو به تو چه ربطي دارد مگر آن ها از تو كتبا خواستند كه از آنها حمايت كني
دانشجو:نه
بازجو:پس بي جا كردي كه فضاي دانشگاه را نا امن كردي.
بازجو:چه كتاب هايي خواندي؟
دانشجو:دولت وانقلاب لنين. كاپيتال ماركس...
بازجو:خفه شو تخم سگ اينايي كه مي خوني با مجوز ارشاد چاپ شده يا از بيرون مياري؟
دانشجو:آقا اينا همش مجازه
بازجو:به فرض هم كه مجاز باشه تو چرا مي خوني؟ مگه آدم قحطيه؟ ايران زمين اين همه نويسنده وانديشمند داره بشين اون رو بخون.
دانشجو:كيا رو بايد بخونيم
بازجو:شريعتي.سروش.ماركس چه گهيه.
دانشجو:نمي دونم
بازجو:اگه مي دونستي اين جا نبودي.آخه مگه تو بچه مسلمون نيستي مي دوني كه اين ماركس پدر سگ يهودي بوده؟
آه چه شب هايي را در اتاق هاي بازجويي با برادران اين گونه سپري مي كردم.چه شب هاي زيبايي .
من را ترساندند.اما نمي دانم؟ياد دادگاهي گلسرخي افتادم مگر مي توان جلوي انديشيدن را گرفت؟نه با اوين ونه با تك سلوليهايشان؟رفقا در باز جوهايتان همديگ را لو بدهيد.بگيد كه بهروز تو 16 آذر داد مي زد آزادي برابري و پلاكارد سرخ را حمل مي كرد.مهدي را هم لو بدهيد وبگوييد كه در اخگر مقاله مي نويسد اصلا تك تك بچه ها را لو بدهيد وبگوييد كه ما خيانت كرده اييم.
شايد مدتي بتوان ما را در ظاهر ساكت كرديد اما آقايان مطمئن باشيد كه گندگاري بدي راه انداختيد.تصميمتان زيادي عجولانه بود.جهان را در اين 3 هفته نظاره گر بوديد.دهه ي 60 گذشت تمام شد كه هزاران نفر را دسته جمعي در يك شب دراوين اعدام مي كرديد ودر خاوران دسته جمعي دفن مي كرديد وآب از آب تكان نمي خورد! عصر عصر گوگل است وارتباطات واي به روزي كه يك تار مو از رفقايمان كم بشود! نه من نترسيده ام.
زنده باد راديكاليسم اجتماعي
اعتصاب غذاي دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب اصفهان وارد چهارمين روز شد
یکی از مسئولین دانشگاه خبری به دانشجویان اعتصاب غذا کننده رساند مبنی بر اینکه دانشجویان معترض دانشگاه اصفهان که دست به اعتصاب غذا زده اند باید رسما از وی معذرت خواهی کنند!
گزارش ارسالی یکی از شرکت کنندگان در تظاهرات 22 دسامبر بروکسل – بلژیک در حمایت از دانشجویان بازداشتی
در این تظاهرات بیش از 140 تن شرکت داشتند. افرادی از ملیت های مختلف از جمله نپالی، شیلیايی، یوگسلاوی به همراه تعدادی از فعالین سندیکايی کارگری بلژیک نیز در این تظاهرات شرکت کردند. نمایندگان و فعالین برخی از احزاب سیاسی و نهادهای دمکراتیکی که از این تظاهرات حمایت کرده بودند نیز در این آکسیون حضور داشتند.
این تظاهرات عملا از دو بخش جداگانه، یکی در مقابل سفارت آمریکا و دیگری در مقابل سفارت جمهوری اسلامی انجام گرفت.
ساعت 10.30 صبح در مقابل سفارت آمریکا که اولین نقطه تظاهرات بود جمع شدیم. رفقای بلژیکی قبل از ما رسیده بودند و در حال آماده کردن پرچمها و پلاکاردها بودند. این رفقا کاورهای سرخ رنگی را که آماده کرده بوديم پوشیده بودند که روی آنها شعارهايی در دفاع از جنبش دانشجویی، جنبش زنان، کارگران و ضد جنگ و ضد امپریالیسم و و ضد استبداد داخلی و انتخابات و ... بود. کاورهای سرخ رنگ رفقا حتی از مسافت دور توجه بسیاری از عابران را به خود جلب می کرد. ما جوانان چپ ساکن بلژیک همراه با سایر دوستانمان از کشورهای مختلف اروپایی نیز تی شرتهای سفید رنگی را پوشیده بودیم که بر روی آن پوستر جنبش دانشجویی در تظاهرات 13 آذر، با شعار "دخالت خارجی، استبداد داخلی محکوم است" و بر پشت آن شعار "دانشجوی زندانی آزاد باید گردد" نقش بسته بود.
همزمان نمایشگاه عکسی که از قبل تهیه شده بود، برپا شد. تصاویری از مبارزات رفقای مان در 13 آذر امسال گرمابخش ما در هوای سرد صبح بروکسل بود. صحنه هایی که عزم و شور مبارزاتی ما را برای آزادی رفقای دربندمان دوچندان می کرد. حضور چندین ماشین گارد نیروهای پلیس بلژیکی در کنار سفارت آمریکا، نشان از کنترل و حفاظت ویژه از سفارت آمریکا بود.
آکسیون با پخش سرودهای انقلابی آغاز شد. شعارها از بلندگوهای دستی به زبانهای فارسی، انگلیسی، فرانسه و هلندی مرتب داده می شد.
اولین سخنران "اریک بل" از رهبران "حزب سوسیالیست چپ" بود. که همزمان به زبان فارسی نیز برای حاضرین ترجمه شد. سپس بیانیه کمیته دانشجویی خطاب به سفارت آمریکا به زبان انگلیسی خوانده شد. در این بیانیه تاکید شد که روز 16 آذر سمبل مبارزات دانشجویان ایران علیه دخالت خارجی است در این روز سه دانشجوی ایرانی در اعتراض به کودتای سازمان سیا در ایران توسط شاه در صحن دانشگاه تهران به رگبار بسته شدند و خون سرخ آنان مهر جنبشی شد که مشخصه اش دفاع از حقوق پایه مردم ایران، ضدیت با دیکتاتوری و مخالفت با هرگونه دخالت خارجی در سرنوشت مردم ایران بود.
در فاصله شعارها و پیام ها، به زبانهای فارسی و فرانسه در مورد دلیل حضور این جمع در مقابل سفارت آمریکا، جنبش دانشجویی و مبارزات اخیر دانشجویان، مطالبات دانشجویان و سرکوب و دستگیری آنان توسط مرتجعین حاکم بر ایران به زبانهای مختلف توضیح داده می شد.
نماینده ای از جانب "فدارسیون مجمع خلقهای نپال در بلژیک" پیام خود را در حمایت از دانشجویان چپ و رادیکال ایران قرائت کرد، او رو به سفارت آمریکا (که هم زمان مامورانش از زاویای مختلف با دوربین هایشان از تظاهرکنندگان عکس می گرفتند) اعلام کرد، شما به مردم جهان تلقین می کنید که قدرت اصلی بر جهان هستید، اما بهتر است این واقعیت را بدانید که یگانه قدرت در جهان مردم هستند، مردمی که برای رهایی و آزادی خود در سراسر جهان در حال مبارزه هستند. پس از او احمد پوری سخنگوی "کمیته ضد جنگ هلند" ضمن ارائه پیام این کمیته به تظاهرات دلایل جنگ طلبی آمریکا علیه ایران را افشا کرد.
در همین حین یکی از رفقای شرکت کننده توسط پلیس دستگیر شد، آنان مدعی شدند که رفیق ما از صف پلیس عکس گرفته است(!)، به هر حال این موضوع موجب نگرانی شد که البته با پادرمیانی مسئولین تظاهرات رفیق ما پس از ساعتی آزاد شد و خود را به تظاهرات در مقابل سفارت ایران رساند.
بخش اول آکسیون با خواندن سرود انترناسیونال پایان یافت. ترکیب جوان شرکت کننده همه جا قانون و روش و حال و هوای ویژه خود را به همراه دارد. اکثر آنان تا رسیدن به مترو برای رفتن به سفارت ایران، سرودهایی مثل "بلا چاو، گتو، روسا ... " خواندند. با اینکه پلیس اجازه راهپیمایی نداده بود وقتی بیش از 100 نفر با شعارهایی در دست و سرودخوانان در مسیر راه می رفتند، عملا راهپیمایی نیز انجام شد. در وسیله نقلیه عمومی هم با دادن شعار ها و گفتگو با مردم تظاهرات ادامه یافت. ما ناچار بودیم فاصله بین سفارت آمریکا تا سفارت ایران را با وسایل نقلیه عمومی برویم، زیرا پلیس به ما اجازه راهپیمایی بین این دو سفارت را نداده بود .
پس از رسیدن همه شرکت کنندگان در مقابل سفارت ایران که در محلی کاملا غیر مسکونی و پرت بود، در وسط بلوار صف بستیم. جوانان " ال اس پ" با شور و هیجان شعارهایی به زبان فرانسه و انگلیسی علیه جمهوری اسلامی و در دفاع از جنبش دانشجويی و آزادی دانشجویان بازداشت شده می دادند. طبق معمول چند تن از جاسوسان سفارت با دوربین هایشان بیرون خزیدند. این بار در مقابل خود دهها جوان چپ بلژیکی را مشاهده کردند که نه فقط شعارهایی چون "رفقای دربند مان را آزاد کنید" را به زبان فرانسه و انگلیسی می دادند بلکه تلاش می کردند شعارها را به زبان فارسی هم بدهند.
مجددا "اریک بل" پیام خود را به تظاهرات داد. او ضمن اشاره به اینکه بعنوان یک چپ انقلابی، هیچ توهمی به ماهیت جمهوی اسلامی ندارد. اعلان کرد این رژیم بهیچوجه ضد امپریالیست نیست. او خطاب به سفارت گفت «ما اکنون از پیش اربابان شما آمده ایم و پیام " نه به دخالت امپریالیسم آمریکا، نه به ارتجاع جمهوری اسلامی" را به آنها هم داده ایم و اعلام می کنیم که رهایی مردم ایران فقط باید بدست خود آنها باشد». اریک ضمن اعلام حمایت بیدریغ حزبش از مبارزات کارگران، زنان و خصوصا دانشجویان، تاکید کرد همراه با فعالین ایرانی به کوشش های خود برای آزادی دانشجویان در بند و همه زندانیان سیاسی ادامه خواهند داد. او گفت شک ندارد که دانشجویان بازداشت شده تحت شکنجه های قرون وسطایی قرار دارند.
منتظر پیام سخنران دوم بودیم. که با فشارهای پلیس روبرو شدیم. پلیس گوشزد می کرد که فاصله صفوف تظاهرات را با ساختمان سفارت ایران بیشتر کنیم. بنظر می آمد که رنگ سرخ پرچمها و شعارهای چپ و سوسیالیستی، در دل مرتجعین جمهوری اسلامی حتی در خارج از کشور نیز هراس می افکند.
دومین سخنران "آذر درخشان" سخنگوی سازمان زنان هشت مارس بود. او با تاکید بر موقعیت ویژه جنبش دانشجویی، این دستگیری ها را به وضعیت ضعیف جمهوری اسلامی ربط داد. او گفت که انتخابات فرمایشی مجلس در راه است و جناح هايی از رژیم می خواهند این بار تحت عنوان صلح مردم را به پای انتخابات بکشانند و سرکوب بخش چپ و هشیار جنبش دانشجویی در ادامه این سیاست رژیم است چرا که این بخش از جنبش دانشجویی نقش مهمی در افشای سیاستهای رژیم در جامعه داشته است. او تاکید کرد اکثریت مردم ایران رای خود را به این رژیم داده اند: رای مردم را باید در مبارزات جنبش های زنان، کارگران، دانشجویان و دیگر اقشار اجتماعی در سراسر کشور شمرد. جمعیت با شعار "آزادی، مساوات، تحریم انتخابات" با سخنرانی آذر درخشان همراهی کردند.
در انتهای برنامه قطعنامه کمیته دانشجویی بوسیله یکی از رفقای کمیته، به زبان فارسی (و همزمان به فرانسه) قرائت شد، در این قطعنامه ضمن آماج قرار دادن جمهوری اسلامی بعنوان دشمن همه اقشار و طبقات جامعه، مرزبندی روشنی با امپریالیستها و مخالفت با هرگونه دخالت امپریالیستی در ایران شد. خواست آزادی فوری و بدون قید و شرط دانشجویان و کلیه زندانیان سیاسی بعنوان یکی از اهداف این تظاهرات بیان شد.
در لحظات پایانی برنامه جمعیت شرکت کننده، دستهای یکدیگر را حلقه کرده و همزبان به سه زبان هلندی، فارسی، فرانسوی سرود انترناسیونال خواندند. طنین سرود "روز قطعی جدال است، آخرین رزم ما، انترناسیونال است، نژاد انسانها "، عمیقترین پیوند همبستگی این جوانان چپ با رفقای دانشجوی زندانی در ایران بود. رفقایی که با جسارت و شجاعت در روز 13 آذر پرچم چپ انقلابی و رادیکال را در صحن دانشگاه تهران و بسیاری دانشگاههای دیگر ایران به اهتزاز در آوردند.
بنا به تجربه کوتاهی که از فعالیت های خارج از کشور داریم، این اولین تجربه ای بود که یک آکسیون اعتراضی در حمایت از مبارزات مردم ایران انجام شد و فعالین چپ آن کشور نه میهمان یا نماینده در تظاهرات، بلکه خود میزبان و هدایت کننده تظاهرات بودند.
لازم به یادآوری است که در این روز در شهرهای مختلف از جمله هامبورگ، فرانکفورت، لندن و ... تظاهرات هایی در حمایت از جنبش دانشجویی و آزادی دانشجویان در بند از جانب احزاب و سازمان ها و تشکلات مختلف ایرانی برگزار شد، که برخی از آنان در هماهنگی با تظاهرات بروکسل سازماندهی شد.
کمیته دانشجويی بلژیک
23 دسامبر 2007
تجمع اعتراضی در مقابل زندان باستیل
بیست و هشتم دسامبر
از ساعت هفده الی نوزده
در میدان “باستیل”
از این روی دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاه های ایران روز جمعه ٢٨ دسامبر برابر با ٧ دی ماه را بعنوان روز جهانی اعتراض به دستگیری دانشجویان در ایران اعلام کردهاند.
در این راستا و در جهت اطلاع اذهان عمومی و حساس کردن جوامع بینالمللی ما جوانان ایرانی آزاد- پاریس در کنار انجمن دفاع از زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران دست به تظاهرات ایستادهای خواهیم زد.
تماس تلفنی علی سالم٬ ایلناز جمشیدی و نسیم سلطان بیگی و انوشه آزاد بر با خانواده هایشان
گزارشی از دیدار جمعی از اعضای کانون نویسندگان ایران با خانواده های دانشجویان در بند (29/9)
پس از آن برای تلطیف جو آقای سهیل آصفی، روزنامه نگار، که خود پس از تحمل دو ماه زندان انفرادی به تازگی آزاد شده بود، شعری را که به بهروز کریمی زاده و سایر رفقای دربند تقدیم کرده بود خواند که باعث دلتنگی بسیاری از خانواده ها برای عزیزانشان شد.
پس از آن آقای رئیس دانا نیز سخنانی در رابطه با حقانیت تفکر و فعالیت این دانشجویان که از وضع عینی و نابسامان اقتصادی در ایران نشأت می گیرد ایراد کرده وناراحتی خود را از این اقدام علیه دانشجویان اعلام کرد.
طبق اخبار رسیده، خانم سیمین بهبهانی نیز برای شرکت در این دیدار آماده بوده اند که متأسفانه به دلیل ناهماهنگی موفق به حضور در جلسه نشده اند. ضمن عرض پوزش از این بزرگوار، از ایشان به خاطر همدلی شان سپاسگزاریم.
لازم به ذکر است که کانون نویسندگان ایران، نامه ای در اعتراض به این دستگیریها تهیه کرده که به امضای جمع کثیری از اعضای کانون رسیده است. (نامه کانون را می توانید در همین وبلاگ ملاحظه کنید.)
کمیته پی جوی آزادی دانشجویان از همه عزیزانی که در این دیدار شرکت کردند نهایت تشکر را دارد.
December 26, 2007
وضعیت آرش پاکزاد نامشخص است
گزارش شماره ٩ و ١٠ از اقدامات خانواده ها
صبح امروزساعت 8.30 وکلای دانشجویان - آقایان زرافشان، شریف، سلطانی، رئیسیان، معصومی، ابوطالبی، داورزاده و خانمها پراکند، محمدی و میرزایی- به دادگاه انقلاب مراجعه کردند و توانستند وکالتنامه های خود را به دادگاه بدهند تا در صورت امکان برای امضا به بازداشتی ها داده شود. آنها همچنین می خواستند برای روشن شدن وضعیت بچه ها و بویژه آنهایی که شرایط مبهم تری دارند با قاضی حداد، معاون امنیت نیز ملاقات کنند که البته موفق نشدند. وکلا و برخی از خانواده ها تا حدود ساعت 11 آنجا بودند.
پس از آن خانواده مطابق قرار خود با آقای محمدی، ساعت 1.30 در مقابل مجلس برای چندمین بار گرد هم آمدند. آنها پس از 3 ساعت انتظار توانستند ساعت 4.30 و در مقابل در مجلس وی را ببینند. آقای محمدی مجددا به خانواده ها اعلام کرد که کلیه بچه ها مرتکب جرم شده اند اما درجاتش فرق می کند. وی نیز بدون وجود هیچ دادگاه و حکمی اتهام ارتباط با گروه های خارج از کشور، قصد براندازی، قصد جذب به گروه های خارج از کشور و پیکارهای مسلحانه را به بچه ها نسبت داد. وی گفت که این بچه ها تفکرات مارکسیستی داشته و قصد شیوع آن را داشته اند؛ و آنها جلو این امر را گرفته اند. وی همچنین افزود که آنها وزیر علوم را نیز به مجلس خواسته اند و از وی در مورد اینکه چرا گذاشته که وضع دانشگاه ها به اینجا برسد توضیح خواهند خواست.
وی در پاسخ به سوال خانواده ها در مورد آزادی بچه ها گفته است که همه بجز چند نفر آزاد می شوند آما زمانش معلوم نیست. یک سری از پرونده ها تکمیل شده و یک عده هم حاضر به همکاری نشده اند. وی در پاسخ به اعتراض خانواده ها در مورد بی قانونی دادگاه و اطلاعات و پاسخ نگرفتن از داخل و لزوم رو آوردن آنها به نهادها و نیروهای خارج گفت که در مورد آقای اکبر گنجی آقای بوش گفت که ما گنجی را آزاد می کنیم اما آقای گنجی تا وقتی که محکومیتش تمام نشد نتوانست بیرون بیاید.!
در پایان خانواده ها اسامی بچه هایی را که تاکنون با منزل تماس نگرفته اند را به وی دادند و از وی خواستند که در مورد این افراد تاکید کند که امکان تماس تلفنی آنها با خانواده هایشان فراهم شود. این افراد شامل مهدی گرایلو، بهروز کریمی زاده، علی سالم، نادر احسنی، سعید حبیبی، مجید اشرف نژاد (و احیانا اسامی دیگری که شاید از قلم افتاده باشد) بود. آقای محمدی همچنین قول داد که برای عید غدیر برای تعدادی از بچه ها قرار ملاقات تنظیم کند.
پس از آن تعدادی از خانواده های دانشجویان دربند په دیدار آقای علی اشرف درویشیان رفتند. وی نیز با وجود ضعف زیاد جسمی به گرمی از آنها استقبال کرد و ضمن ابراز ناراحتی از این برخورد با دانشجویان و در بند بودن بچه ها حمایت خود را از خانواده های آنها اعلام کرد. (شرح کاملتر این دیدار در گزارش مستقلی آورده میشود.)
پیش از این خانواده ها روز 5 شنبه 29/9/86 در منزل مادر یکی از دانشجویان با سایر اعضای کانون نویسندگان ایران دیداری دوستانه داشتند. در این دیدار نیز مهمانان همدلی خود را با خانواده ها و حمایتشان را از آزادی بی قید وشرط بازداشت شدگان مراسم 16 آذر اعلام کردند. (شرح این دیدار در گزارش های آتی آورده خواهد شد
گزارش شماره 9 از اقدامات خانواده ها
امروز دوشنبه 3/10/86 خانواده ها ی دانشجویان ساعت 9 صبح در مقابل درب ملاقات زندان اوین جمع شدند تا بلکه بتوانند از مسوولین وقتی برای دیدار با فرزندان خود بگیرند. تک تک خانواده ها اسم ملا قات شونده و ملاقات کننده را در برگه های مخصوص ملاقات نوشته و خواستار دیدار با عزیزانشان شدند. اما آنچه در پاسخ به این درخواستشان شنیدند چیزی نبود جز اینکه بچه ها ممنوع الملاقات اند، آنها همکاری نمی کنند. پس از این دلشکستگی همراه با خشمی فروخورده، مادران و پدران تنها توانستند کمی پول و احیانا لباس برای فرزندان خود بفرستند که البته در مورد لباسها نمی توان مطمئن بود که به دست بچه هایشان خواهد رسید.پس از آن خانواده ها تصمیم گرفتند که برای اعلام خواسته های خود – در درجه اول آزادی و در غیر اینصورت ملاقات با عزیزانشان- و نیز روشن شدن وضعیت فرزندانشان به دفتر آقای شاهرودی، رئیس قوه قضائیه مراجعه کنند. در دفتر آقای شاهرودی آنها با برخورد بسیار نامناسبی روبرو شدند و به آنها گفته شد که کارشان به آقای شاهرودی ربطی ندارد، هر وقت به محکومین حکم دادند آن موقع به آقای شاهرودی مربوط می شود. خانواده ها ساعت 2 بعد ازظهر از هم جدا شدند تا هر یک در تنهایی خود به عزیزی که بی گناه و تنها در این سرمای زمستان و دور از آنها و در پشت دست نیافتنی ترین دیوارها روزها را می شمارد فکر کنند.
خانواده های دانشجویان در بند به همراه وکلایشان، فردا ساعت 8.30 به دادگاه انقلاب مراجعه می کنند. همچنین ساعت 1.30 نیز با آقای محمود محمدی قرار ملاقات دارند
خبرهایی از دانشگاه فرودسی
- ضرب و شتم ایمان اصفهانی یکی از فعالین دانشجویی توسط انتظامات دانشگاه فردوسی.
در درگیری به وجود آمده بین دانشجویان و انتظاماتی که مانع ورود دو تن از دانشجویان به دانشگاه شده، علاوه بر انتظامات فردی با لباس شخصی نیز اقدام به مضروب کردن دانشجویان نموده است که هنوز هویت وی مشخص نگردیده.
پیش از این نیز در گزارشی تحت عنوان طرح ارتقای امنیت پردیس دانشگاه فردوسی دربارهی نحوه برخورد نیروهای امنیتی با دانشجویان در داخل دانشگاه گفته بودیم.
دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب به مجریان طرح سکوب دانشجویان در دانشگاه فردوسی اخطار میدهند. اخراج هر دانشجویی شما را صدها دانشجویی که خواهان بازگشت یارانشان هستند روبرو خواهد کرد!
مجری برنامه «دانشگاه ،آخرين سنگر آزادي» بنا بر گزارشات دانشگاه تهران به كميته انضباطي فراخوانده شد.
به گزارش خبرنامه بوعلي سينا، يكي از اتهامات اصلي امين نظري خواستار سرنگوني نظام جمهوري اسلامي شدن وي ضمن ايراد سخنراني در دانشگاه تهران است.
امين نظري در احضاريه اول خود كه تاريخ ۲۸ آذر را بر خود دارد به دليل شركت در تجمع غير قانوني ، اقدام براي تعطيل كردن كلاس هاي درس دانشكده مهندسي و شعار بر عليه نظام را به عنوان تفهيم اتهام دريافت كرد.
قابل ذكر است ، اتهام فوق مربوط به تجمع اعتراضي دانشجويان دانشكده مهندسي دانشگاه بوعلي سينا در مورد ادامه بازداشت فرشاد دوستي پور و عدم وجود هيچ گونه اطلاعي از وي بوده است.
در احضاريه دوم اين فعال دانشجويي كه تاريخ ۴ دي را بر خود دارد ، بنا بر گزارشات دانشگاه تهران در ارتباط با برنامه گراميداشت روز دانشجو «دانشگاه ،آخرين سنگر آزادي» ؛ وي متهم است به شركت در تجمع غير قانوي ۱۸/۹/۸۶ در دانشگاه تهران، مجری گري برنامه اي كه در آن سخنراني هاي تندي عليه نظام صورت گرفته و شعارهايي نيز بر عليه نظام و مسئولين در آن برنامه داده شده است؛ همچنين ايراد سخنراني كوتاهي كه ضمن آن با حمله به نظام خواستار سرنگوني جمهوري اسلامي شده و از تمامي دانشجويان نيز در اين رابطه دعوت به عمل آورده است.
گفتني است ، يكي از اعضاي كميته انضباطي در گفتگويي با امين نظري به وي وعده صدور حكم تعليق از تحصيل را داده است.
شوان مریخی و نیما نحوی آزاد شدند
همچنین نیما نحوی دانشجوی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل که پس از مراسم ۱۶ آذر در بابلسر دستگیر شده بود و در طی این مدت در بازداشت وزارت اطلاعات در ساری بوده است، ساعت ۱ بامداد امروز (دوشنبه) از زندان بابل آزاد شد.
امروز دوستان نیما نحوی در دانشگاه بابل از او استقبال گرمی کرده و دانشجویان در سطح دانشگاه شیرینی پخش کردند.
ما هم آزادی نیما نحوی و شوان مریخی را به جنبش دانشجویی تبریک گفته و اطلاع می دهیم که جنبش تا آزادی بقیه ی یارانمان ادامه دارد.
زنده باد آزادی و برابری!
شعری از روزبه صف شکن
رهاورد ِسفري تلخ ، با طعمي گس در دهانت ،
تني زخم و همه خشم
خاموش ِ خشونتي ناگزير بر بند بند ِ وجودت .
جنيني کال در زهدان عشق و شور
که به سقطي ناباورانه اش نشستند
به باورِ گناهي بي فرجام ،
و چنين شد !
و دردي پيچنده در کلاف هاي استخواني ِپيکرت
آن گاه فزوني گرفت
که تو دانستي
در اين ميانه آنچه فرجامي است را
مي بايدت تنها بر دوش کشي ،
چون بغضي نمناک که مي فشرد گلويت را
يا چون حجم سنگين زمان بر گونه هايت
که اشک هايت را نيز در رقص لرزانشان
نشان ممنوع مي زد .
و آنچه بر جاي مي ماند
کالبد بي جان ِ تو بود
مصلوب ب ديواره هاي سنگين خاطراتت
تنها رها شده در آغوش باد .
در گوشَت
شبانسرود خوف و خروارها دروغ
و راستي براي به ديده آمدنت
به راستي چه کم !
از دست ها و پاهايت
گلميخ هاي سُربين از تعهدي خام روييده بود
و از شيار زخم هايت
خونابه هاي شک چه سان که روان بود .
در قفايت
ديواره اي سرد
بر آمده از سنگ سخت رسالتت
به زندگاني ات وا مي داشت
و در برابرت
مِهي غليظ و کور
تا هيچ ديده اي را به آشنايي در نيابي ،
چرا که فغان و دردت را
ديگر در اين ميانه
بر هيچ کس نشاني نمانده بود ،
نه بر مرده اي ،
نه بر زنده اي ،
نه اکنون ديگر بر زخم زننده اي !
آن روز که تازيانه اي
بافيده از رشته هاي پولادين اراده ات را
چنان سخت بر پيکر ارزوهايت فرو مي نشاندي
که مي راند از تو
شوق هر عشق ديگر را ،
آن روز که ورزايي سترگ در درونت
بر بگسليدن اين زنجيرهاي کهنه را
از درون ماغ بر مي کشيد
و تورا توان ِ شنيدن ِزادمان حلقوم ِخسته اش نبود ،
مي بايدت در ميافتي
آن آني را
که در درون خويش
پس خواهي نشست بي کس و تنها
بر فراخناي تالار ذهن ِبه باورِ نامردمي خميده ات .
تالاري متروک
با سقفي کوتاه ،
ايستاده بر چهار ستون سنگي ِ فرتوت
که بر هر ديوارِ فروريخته اش
نقش خاطره اي بود از خداياني مست
در بزم بسيط شبانه شان
که دمي مستي زسر فرو نگذاشتند
تا آني
جامي نيز
از جان مايه ي حزين حقيقت به کام کشند .
و اينک آني که چنين گذشت ؛
برابرت را بپاي ،
يقين بدار ،
هم اوست .
نامه سامرند صالحی فرزند محمود صالحی٬ خطاب به کارگران،دانشجويان ومردم آزاده
دانشجويان و ديگر زندانيان سياسی به حمايتهای شما احتياج دارند!
عزيزان، بيش از سه هفته از دستگيری دانشجويان مبارز دانشگاه های ايران ميگذرد!
تا به امروز تعداد زيادی از اين دانشجويان در شرايط نا مناسب در زندان نگه داشته شده اند. اين دانشجويان جرمی جز دفاع از خواسته های انسانی ما، جوانان، زنان، کارگران و ديگر مردم ايران ندارند.
متاسفانه امروز در ايران دفاع از حقوق کارگران، زنان ، کودکان، مبارزه برای آزادی وبرابری جرمی است نا بخشودنی.
جرمی که دانشجويان، پدرم محمود صالحی و منصور اسالو وديگر زندانيان آزاديخواه هم بخاطر آن در زندانند و دارند دوران محکوميتشان را ميگذارنند!
چرا بايد تلاش برای برگزاری روز جهانی کارگر، روز دانشجو و روز زن محکوميت و زندانی در پی داشته باشد. چرا بايد دانشجويان وکارگران زندانی و خانواده هايشان بخاطر دفاع از حقوق اوليه خود دچار محروميتها و بی حقوقی های بشوند که در دنيايی امروز کم سابقه است. ايا اين جماعت حق کسی را خورده اند؟ حاصل رنج و زحمت مردم را به يغما برده اند؟ آزادی، کار، مسکن، بهداشت و نان مردم را به گرو گرفته اند؟ دستور جنگ و بمباران مدارس و بيمارستانها را صادر کرده اند؟ شبانه به خانه های مردم ريخته، آنها را دستگير، زندانی و شکنجه کرده اند؟!!
مردم آزاده، روز جمعه، ۷ دیماه ، مصادف با ۲۸ دسامبر ۲۰۰۷ روز حمايت از دانشجويان زندانی اعلام شده است. دانشجويانی که بارها خواهان آزادی محمود صالحی اسالو وديگر زندانيان شده اند وحمايت خود را از آنها اعلام کرده اند. همان دانشجويانی که محمود صالحی در شرايط نا مناسب جسمی و در زندان از خواسته هايشان پشتيبانی و از آنها حمايت کرده است. امروز اين دانشجويان به حمايتهای ما نياز دارند!
دوستان، پدرم محمود صالحی به شدت از درد ناشی ازکليه ، پروستات، نا رسائی قلبی، سردرد، و فشار خون رنج می برد. در حال حاظر وضعيت جسمی اش به شدت وخيم است. يکی از کليههای او از کار افتاده و بدليل محروميت از مداوای موثر، کليه ديگرش نيز دارد از کار میافتد. فشار خون او متغيير و چربی قندش بالا رفته است، او روزانه بيشتر از دو بار بيهوش ميشود. عدم مداوای کليه، بر قلب وی نيز تاثير گذاشته است. پاهای او ورم کرده و تزريق بيش از حد امپول آرام بخش، سلامتی او را بيشتر به مخاطره ميندازد. مسئولان و دکتر بهداری زندان تاييد کرده اند که محمود صالحی قادر نيست باقی مانده حکمش را در زندان بگزراند و با قاضی نيز حرف زده اند که وی (قاضی پرونده) دستور داده پدرم را به پزشک قانونی برده تا بفهمند که آيا تحمل ماندن در زندان را دارد يا نه .
با اين وصف آقايان دکتر بابايی و همايون پور دکترهای پزشک قانونی اعلام کرده اند که محمود صالحی قادر به سپری کردن باقی مانده محکوميتش هست. ادعای که تمام زندانيان وحتی زندان بانان بر نادرست بودن آن آگاه هستند.
دوستان، چاره ای نداريم جز اينکه بار ديگر از شما،آزاديخواهان بخواهم برای آزادی دانشجويان و ديگر زندانيان سياسی از جمله محمود صالحی تلاش کنيد!
سامرند صالحی
۳/۱۰/۱۳۸۶
December 25, 2007
پاسخی به روزنامه صبح صادق
در حالی که در مراجعات متعدد خانواده های یاران دستگیر شده ما و در مراجعات وکلای آنها هیچ یک از ارگان های مربوطه حتی یک کلمه از جرم یاران ما به زبان نمیاورند٬ به دلیل این که یاران ما جرمی جز دفاع از انسانیت و برابری مرتکب نشده اند٬ برادران نویسنده صبح صادق به کمک شتافته و "جرایم" را از نظر خود اعلام میکنند. نویسندگان این روزنامه از وابستگی یاران دربند ما به لیستی بلند بالا از هرچه نام احزاب اپوزیسیون که بیاد دارند سخن میگونید. در جواب برادران باید گفت:
اولا- دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب به هیچ جریان داخلی و خارجی وابستگی ندارد. اعلام چنین احکامی فقط خود شما را زیر سوال میبرد. اگر واقعا دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب در سراسر ایران با این ابعاد سراسری به کسی وابسته باشند٬ آنوقت باید جدا فکری بحال خود بکنید! دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب فقط به یک چیز وابسته هستند: انسانیت٬ برابری و آزادی. اگر شما مشکلی با این دارید دلیل آن را نه در وابستگی ما به جایی بلکه در خودتان جستجو کنید.
ثانیا- بما بگوﺋید که در این مملکت چه کسی قاضی است؟ بما بگوﺋید که فرق زندان اوین و کاری که شما میکنید با زندان گوانتانامو آمریکا چیست؟ آنجا هم انسان ها را مدتها زندانی میکنند٬ شکنجه میکنند و کسی نمیداند جرمشان چیست؟ هر از گاهی کسی از وزارت خانه ای میایید و جرایم از جایی اعلام میکند. زندانیان در گوانتانامو حقی در دفاع از خود ندارند٬ حق داشتن وکیل ندارند٬ حق ملاقات خانواده های خود را ندارند٬ شکنجه میشوند و هیچ مرجع "قانونی" مسول آنها نیست. بما بگوﺋید که فرق زندان اوین با گوانتانامو چیست؟ بما بگوﺋید که چرا خواهان بستن گوانتانامو هستید٬ اما خودتان اوین را دایر کرده اید؟ بما بگوﺋید که چطور اصلا زیر دستگیر کردن یار ما سعید حبیبی میزنید٬ در حالی که امروز در اوین محبوس و زیر شکنجه است؟ بما و خانواده های زندانیان و همه انسان های شریف ایران بگوﺋید که چه بر سر فرزندانشان میاورید؟ چه شکنجه هایی میکنید؟ از قپان کردن یاران ما بگوﺋید که چرا؟ از زدن آن ها با بلوک های سیمانی و کفش های میخ دار بگوﺋید. بما بگوﺋید که چطور مخالف گوانتانامو هستید اما بدتر از آن را بر سر یاران ما نه در کوبا که در تهران میاورید؟
ما دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب به نمایندگی از تمام دانشجویان کشور به شما اعلام میکنیم! دست از اعلام احکام من درآوردی نسبت به یاران ما بردارید! در پادگان هایتان بمانید! مردم را به حال خود بگذارید! زندان گوانتاناموی ایران را تعطیل کنید! اطمینان داشته باشید که تا آزادی تک تک یاران دربندمان از پای نخواهیم نشست!
گزارش از تجمع دانشجویی در دانشگاه علوم اجتماعی دانشگاه تهران
این تجمع با مشارکت طیفهای مختلف دانشجویی از جمله دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب ، دانشجویان کرد و دانشجویان طیف دموکراسی خواه ساعت 12:30 در سلف دانشکده علوم اجتماعی بدون فراخوان قبلی برگزار گردید.
یش از این دانشجویان پلاکارد ها و عکس های دانشجویان زندانی را به دیوار سلف آویختند. پلاکاردهایی چون : آزادی و برابری- اتحاد ، مبارزه ، پیروزی – همکلاسی هایمان را آزاد کنید – آکادمی در حصار فاشیسم – زندانی سیاسی آزاد باید گردد – فعالان چپ را آزاد کنید – دانشجویان کرد را آزاد کنید و... به چشم می خورد.
بیش از 100 تن از دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی و دیگر دانشجویان دانشگاه های تهران در این تجمع شرکت کردند. تجمع با سرود یار دبستانی و شعار "دانشجوی زندانی آزاد باید گردد" آغاز گردید و پس از آن یکی از نمایندگان دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب به ایراد سخنرانی پرداخت. وی با معرفی دانشجویان زندانی و دفاع از مبارزه ی آزادی خواهانه ایشان دانشجویان را به اتحاد و تلاش برای آزادی آنان دعوت کرد. سپس یکی از فعالان کُرد دانشگاه تهران بیانیه دانشجویان و فعالان کرد را قرائت کرد. وی با رد اتهام تجزیه طلبی به فعالان کرد اذعان کرد که در واقع این حاکمیت است که مردم را به خودی و غیرخودی تجزیه کرده است.در ادامه نماینده ی دانشجویان طیف دموکراسی خواه به ایراد سخنرانی پرداخت. ایشان نیز بازداشت گسترده ی دانشجویان چپ را محکوم نموده و آزادی تمامی دانشجویان را خواستار شد.
در تمامی مدت تجمع شعارهای "اتحاد ، مبارزه ، پیروزی" و "دانشجوی زندانی آزاد باید گردد" و "دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد" ، "سعید حبیبی آزاد باید گردد" به کرات از سوی جمعیت حاضر تکرار می شد.
دانشجویان مستقل دانشگاه علوم اجتماعی نیز به خواندن بیانیه خود پرداختند و مصرانه خواستار آزادی انوشه آزادبر و دیگر دانشجویان در بند شدند. یکی از همکلاسی های انوشه آزاد بر ، دانشجوی زندانی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، با صحبت در مورد انوشه ، وی را افتخار دانشگاه خود خواند و خواهان آزادی فوری انوشه و دیگر رفقا گردید.
سپس بیانیه دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دانشگاه های سراسر ایران قرائت گردید. در این بیانیه ضمن اشاره به سرکوب های دهشتبار دهه شصت و کشتارهای سال 67 و همچنین سرکوب کارگران خاتون آباد ، و نیز افشای تلاش تمامی جناح های رژیم برای از بین بردن جنبش های آزادی خواه و برابری طلب جامعه در لفافه های گوناگون ، اعلام نمود که فریاد رسای آزادی خواهی و برابری طلبی در دانشگاه حتی با سرکوب فاشیستی نیز ساکت نخواهد شد و تا آزادی تمامی دانشجویان زندانی مبارزه ادامه خواهد داشت. در ادامه یکی از دانشجویان به نمایندگی از دانشجویان دانشکده مدیریت به سخنرانی پرداخت و او نیز سرکوب و شکنجه ی دانشجویان را به شدت محکوم کرد.
در پایان دانشجویان با اعلام ادامه مبارزه و اعتراض تا آزادی تمامی دانشجویان زندانی با سرود یاردبستانی و "برپا خیز از جا کن..." به این تجمع خاتمه دادند.
4 دی ماه 86
بیانیه خوانده شده توسط دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب در تجمع 4 دی دانشگاه علوم اجتماعی به شرح زیر است:
دانشجویان آگاه
همهی ما خاطرهی دهشتبار دههی 60 را همچنان به خاطر داریم. دههی سیاهی که دولت جمهوری اسلامی در عریانترین شکل خود، علاوه بر تحمیل فشارهای اجتماعی متعدد بر تمام اقشار جامعه، به بهانهی جنگ تحمیلی و مبارزه با آمریکای جهانخوار دست به سرکوب احزاب و سازمانهای مخالف و کشتار یک نسل از بهترین جوانان مبارز زد. سالها آمدند و رفتند و چهرهی ظاهری جمهوری اسلامی اندکی تغییر کرد و سپس جریاناتی از درون خود حکومت آمدند و سعی کردند با هر دروغ و نیرنگی اینگونه وانمود کنند که آن سالها تمام شده است و اینک ما خندان و با گلهای یاس آمدهایم تا ایران بهتری در عصر به اصطلاح گفتگوی تمدنها بسازیم.
ولی گذر زمان به زودی ثابت کرد که این مردان خندان همان جلادانند که با خندههای زهرآگینشان در صدا و سیما به مردم گل نشان میدهند. آری 18 تیر 1378 و وقایعی که پس از آن رخ داد تلنگری بود به اذهان مسخ شدهای که توحش بزک شدهی حاکمیت را به عنوان دولتی دموکراتیک پذیرفته بودند.
اما این تنها یک تلنگر بود و پیشرفت وقایع پس از آن نشان داد که دولت مردمسالار ما در صورت لزوم، شیوههای سرکوب، شکنجه، کشتار و استفاده از سلاح سرد و گرم را به خوبی میداند. کشتار کارگران معدن مس خاتونآباد تنها یک نمونه کوچک بود.
در چند هفته گذشته نیز دولت جمهوری اسلامی نه تنها نشان داد که حتی سنت نیم قرنهی برپایی تجمعات دانشجویی به مناسبت روز دانشجو را برنمیتابد، بلکه یک بار دیگر ثابت کرد که ماهیتاً توانایی این را ندارد که چهرهی قابل قبولتری نسبت به دههی 60 از خود نشان دهد. این واقعیت را بیش از پیش در اذهان حک کرد که حاکمیت پایمال کردن پایهایترین حقوق انسانی را تا بدانجا رسانیده که در روز روشن با توسل به زور و ضرب و شتم حتی در محوطهی دانشگاه دانشجویان را میرباید، آنان را به مکانهای نامعلوم منتقل میکند، آنان را دانشجونما خطاب میکند و از به رسمیت شناختن بدیهیترین حقوق زندانیان سیاسی سر باز میزند.
دستگاه سرکوب در چند هفته اخیر با ارعاب و تهدید دانشجویان، با احضارها و بازداشتها و آدمرباییهای گسترده، تفتیش عقاید و شکنجههای قرون وسطایی، اطلاق جرمهای موهون و بیپایه به دانشجویان در بند و با صدور بیانیههای تهدیدآمیز نشان داد که سناریو جدیدی را برای سرکوب فعالین سیاسی و اجتماعی در سر میپروراند. بانیان و حامیان نظم موجود برای چندمین بار ثابت کردند که یک دهه تکرار کردن مضامینی چون حقوق بشر اسلامی، مردمسالاری دینی، دموکراتیزه کردن ساختار حکومت و ... هیچ هدفی جز فریب مردم برای از سر گذراندن موج نارضایتیهای اجتماعی را دنبال نمیکرده و نشان دادند که کوچکترین مخالفتی را در هیچ زمینهای تحمل نکرده و به ویژه حوزههای دانشجویی را عرصهی تاخت و تازهای مستبدانهی خود قرار خواهند داد.
حاکمیت بر آن است که قدم در راهی بگذارد که صدای هر اعتراضی را ابتدا در حیطهی دانشگاه و سپس در کل جامعه خاموش نماید و در این راه با هیچ یک از گرایشات فکری موجود و با هیچ یک از شیوههای فعالیت اجتماعی که حتی اندکی از مشی مستبدانه و ستیزهجویانهاش فاصله داشته باشد، مدارا نمینماید. ولی سرکوبگران حاکم باز هم اصل مهمی را فراموش نمودهاند و آن این است که جنبش دانشجویی به عنوان تبلور خواستههای مردم و عینیات موجود در جامعه، جنبشی است که خواستههای انسانی موجود در دیگر جریانات و جنبشهای اجتماعی را آشکارا و بیپرده فریاد میزند و بیتردید بر خطایند آنان که در این توهم به سر میبرند که با در بند کردن پنجاه تن، صد تن، هزار و هزاران تن خواهند توانست صدای مردمی را خاموش کنند که سالهاست تحت این سیطرهی سیاه، نفرتی هرروزه را تجربه میکنند.
حاکمیت سخت در اشتباه است اگر در این خیال خام به سر میبرد که با برخوردهای مقطعی و نوبتی با طیفها و گرایشات فکری مختلف موجود در دانشگاه خواهد توانست آنها را یکی یکی از سر راه برداشته و دست آخر با خیالی آسوده بر گردهی مردم تحت ستم ایران سواری کند. چراکه ما دانشجویان پس از دهها سال مبارزهی پیگیر به درستی دریافتهایم که در چنین موقعیتهایی و هنگامی که سخن از پایمال کردن آزادیهای بدیهی فردی و سودای از میان برداشتن هر صدای مخالفی در میان باشد، تعرض همهجانبهی نیروهای رادیکال و به هم پیوستهی همهی جنبشهای مترقی، امری حیاتی و ضروری خواهد بود.
بدین وسیله ما دانشجویان آزادیخواه و برابریطلب سراسر ایران اعلام مینمایی که تا آزادی تکتک رفقای در بندمان و نیز سایر دانشجویان زندانی از پای نخواهیم نشست و در این راه از هر طریق ممکن و با هر وسیلهای به مقابله با دستگاه سرکوب حاکمیت خواهیم پرداخت. همچنین اعلام مینماییم که ارعاب و تهدید و در بند کردن دوستانمان نه تنها باعث دلسردی ما نخواهد شد، بلکه انگیزهای است قدرتمند برای ادامهی راهمان که چه اکنون و چه پس از آزادی یارانمان مصرانه بر خواست آزادی و برابری و استقرار نهایی آن در تمام جهان پای فشاریم و در این راه از هیچ هزینهای دریغ نخواهیم کرد.
زنده باد آزادی
زنده باد برابری
دانشجویان آزادیخواه و برابریطلب سراسر ایران
تحصن و اعتصاب غذای جمعی از دانشجویان برابری طلب و آزادی خواه اصفهان
گویا سکوت و یا حتی گفتگو در مقابل مسئولین دیکتاتور منش و دانشجو ستیز راه به جایی نمی برد. آنان کمر به قلع وقمع دانشجویان برابری طلب و آزادیخواه بسته اند . فراخواندن دانشجویان معترض به خاطر راهپیمایی و تجمع های مسالمت آمیز با خواست های روشن و شفاف به کمیته ی انضباطی نشان از دانشجوستیزی و برخوردهای فراقانونی آنان دارد. لذا تعدادی از دانشجویان به این روند غیرقانونی اعتراض دارند و تعدادی از آنان دست به اعتصاب غذا زده اند و تا خواست های به حق خود را نگیرند از تحصن و اعتصاب غذای خود دست برنمی دارند و این جمع برای گفتگو و پاسخگویی به مسئولین ، علیرضا داودی را به عنوان نماینده ی خود انتخاب نموده اند. خواسته های به حق متحصنین و دانشجویانی که اعتصاب غذا را آغاز نموده اند به قرار زیر است:
1. عذرخواهی رسمی و کتبی کمیته ی انضباطی به خاطر احضارهای بی رویه ی خود ، به دلیل شرکت دانشجویان به تجمعات اخیر دانشگاه اصفهان در صحن علنی دانشگاه.
2. برگزاری انتخابات شورای صنفی دانشگاه اصفهان بدون قید و شرط و ما بر این عقیده ایم که تنها شرط لازم ، دانشجو بودن است.
3. برگزاری انتخابات انجمن اسلامی دانشجویان بدون دخالت مسئولین دانشگاه و بدون هیچ قید وشرطی.
4. تشکیل صنف نشریات دانشجویی دانشگاه (صندا) بدون قید و شرط.
5. لغو هرگونه حکم انضباطی به دلیل شرکت و یا ارتباط با تجمعلت اخیر دانشجویی.6. عذرخواهی رسمی و کتبی مسئولین دانشگاه اصفهان به خاطر تماس های تلفنی غیرقانونی با خانواده های دانشجویان به خاطر شرکت در تجمع.
نامه ی یکی از دانشجویان آزادی خواه وبرابری طلب به ایرج جنتی عطایی
وز پیش پیک بهار
با هزاران گل سرخ
بی گمان می آید »
به مرد مو سپید ترانه ها ، ایرج جنتی عطایی
همیشه در هنگام صحبت با رفقایی که برای من از هر آشنایی آشنا ترند اما هیچگاه فرصت دیدار با آنها را نداشته ام درگیر حس پیچیده ای می شوم. مرد و زن ، پیر و جوان ، هنرمند و کارگر ، کرد ، ترک و گیلک و بلوچ فارس ، انسانهایی که شاید تنها توانسته باشم برای معدودی از آنها از روی عکسهایی قدیمی و یا خاطره ها چهره ای برای خود تصور کنم اما در هر گفتگویی با آنها با تمام حس شگفتی که دچار آن هستم باز پر می شوم از آرامشی که تا ژرفای وجودم را گرم می کند. چیزی درون وجودم دام فریاد می زند که « ما تنها نیستیم » ، « این درخت زخمی از پس هزاران تبر که ناجوانمردانه بر پیکرش نشسته است هنوز هم عمیق تر از هر درخت دیگری ریشه دارد و زنده است » و اینکه « بی شک آرمانهای ما در آینده ای نه چندان دور محقق خواهد شد.»
می دانی « ... » ما همیشه در هنگامه ی سخن مغروریم ،خشک و بی رحم. ما عادت کرده ایم دلتنگیها ، تشویشها و خستگیهامان را در خلوت خود محبوس کنیم و تحکم و سرسختی خود را در میان همگان آزادانه پرواز دهیم تا دشمنانمان مپندارند که ما در برابر بیداد و بهره کشی آنها حتی ذره ای آرام گیریم که خشم ما نماد قهری است که تنها میراث رنجبران تاریخ است برای آنانکه که با رنج دهندگان می جنگند.
«...» کاش زمان دیگری و در شرایط دیگری به دور از چشمها و گوشهای نامحرم نوبت به بازگفتن حرفهایم با تو می رسید نه اکنون که غم و خشم از درون ما بر گفتار و کردارمان مسلط است.
می خواهم تو را چیز بنامم و جای خالی این این سطور سرد و زمخت را پر کنم ولی نمی دانم که چه بگویم. نمی دانم چه خطابت کنم. نمی دانم «...» را با چه بدیلی پر کنم. چه بنویسم؟ استاد ، ایرج ، مرد مو سپید یا...
نمی دانم ولی تو را همانگونه می نامم که یاران دربندم را. سعید حبیبی را ، بهروز کریمی زاده را، یاسر پیرحیاتی ، مجید اشرف نژاد ، پیمان پیران ، انوشه آزادفر ، مهدی گرایلو ، مهدی اللهیاری ، ایلناز جمشیدی ، هادی سالاری ، روزبه صف شکن ، میلاد عمرانی و ... را . من یک کمونیست هستم پس به رسم مرامم تو را با نامی می خوانم که کلمه ای بالاتر از آن برای من احساسی از جنس همگونی ، یکرنگی و انسانیت خلق نمی کند. من تو را «رفیق» می دانم. انسانی از جنس تمام «آزادیخواهان و برابری طلبانی» که در سیاهچاله های زرداران و زورمداران در بندند.
می دانی رفیق؟ تا به حال از زنده بودن و در اسارت نبودن بدین اندازه شرمگین نبوده ام . رفقای ما ، بهترین انسانهایی که در زندگیخود شناخته ام اکنون اسیر دژخیمانند و من اینجا ، این بیرون به هر دری می زنم تا برای رهایی رفقایی که از هر مبارزی بیشتر بدانها اعتماد دارم کاری کنم اما نمی توانم غمها و نگرانیهای خود را پنهان کنم. ما سرشاریم از توانستن و خشم اما یاد رفقایی که از زندگی برای آرمانهای خود خرج می کنند نم به چشمهایمان می نشاند.
رفیق من نه شاعرم ، نه رقص پنهان واژه ها را میان سطور درک می کنم. من خود مسحور رج زدن به واژهای سرگشته ام که دست تو در میان تار و پود هستیم گره می زند. ولی به من یاد داده اند که قدرت کلام را حس کنم و درد و زجر مردمان ستمدیده را ، با تمام هستی ام صلا دهم.
من حامل پیامی هستم از طرف طرف دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب برای شما پس با کلام همیشگی یاران خویش با شما سخن می گویم .
به نام انسان ، برابری و آزادی
استاد گرامی و یار همیشگی جناب آقای ایرج جنتی عطایی
فراخوان شما برای برپائی گسترده ی تمجع اعتراضی 28 دسامبر رفقای خارج از کشور در حمایت از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب به دست ما رسید. این فراخوان هم مانند تمامی اعلام حمایتها و همبستگیهای بیشماری که از طرف دیگر رفقا به دست ما رسیده است موجی از امید را در میان بدنه ی دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب در شهرستانهای مختلف ایران و همچنین در میان رفقای دستگیر نشده در تهران پدید آورده است. به نمایندگی از تمامی دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاه های ایران صمیمانه از شما و دیگر رفقایی که در کشورهای مختلف پیگرانه وضعیت دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب زندانی را دنبال می کنند سپاسگزاری می کنم و امیدوارم زحمات همگی ما منجر به آزادی هر چه سریعتر دانشجویان زندانی علی الخصوص آقایان سعید حبیبی ، بهروز کریمی زاده ، پیمان پیران ، مجید اشرف نژاد و مهدی گرایلو که در زیر شدیدترین فشارهای جسمی و روحی قرار دارند و رژیم ایران در حال تسویه حساب مسایل گذشته با آنان است شود.
ما هرگز این ننگ را تحمل نخواهیم کرد که خود _ اگرچه در ظاهر _ آزاد باشیم و یاران ما در زیر شکنجه ی دژخیمان پرپر شوند. ما با تمام وجود خود مبارزه خواهیم کرد. حامیت ایران یا باید تمامی زندانیان سیاسی ، عقیده و بیان را آزاد کند و یا آنکه تمامی آزادیخواهان و برابری طلبان از دانشجو گرفته تا کارگر از هنرمند و نویسنده گرفته تا انقلابیون حرفه ای همه را به بند کشد که این عمل در حد و اندازه ی هیچ دیکتاوری نیست.
« با دژخیمان اگر شکنجه
اگر بند است و شلاق و خنجر
اگر مسلسل و انگشتر
با ما تبار فدایی
با ما غرورو رهایی
به نام آهن و گندم
اینک ترانه ی آزادی
اینک سرودن مردم »
مطلبی از یکی از دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب
زمان کمی می گذرد. کسانی که پس از یک اعتراض با شکوه توانسته اند از مهلکه جان سالم به در برند به تکاپوی یافتن رفقا و همرزمان خود می افتند. تماسهایی برقرار می شود و کمم عمق فاجعه مشخص می شود. تعدادی از ناپدید شدگان از زندان اوین در تماسهایی کوتاه و تکراری « از سلامت خود خبر می دهند » و اینکه « اوضاعشان خوب است » و بر حسب گفتار شاهدان عینی و رفقای مطمئن ، لیست رفقای زندانی تهیه می شود. بین 38 الی 43 نفر دستگیر و ربوده شده اند و هنوز به دنبال تعداد دیگری هستند. ترس و نگرانی از سرنوشت رفقای در بند هر لحظه بر افکار و روان چنگ می زند و حس تنهایی بیش از پیش بر انسان رخنه می کند.
اما به یکباره احساسی از جنس امید و توانایی در وجود انسان ریشه می دواند. رفقای آزدیخواه و برابری طلب از هر گوشه ای از ایران، در هر دانشگاهی ، در هر شهری و در هر کارخانه ای به حمایت از ما بر می خیزند. حکومت که به خیال خود ریشه ی جریان « آزادیخواه و برابری طلب » را در دانشگاه خشکانده است با بالا رفتن پلاکاردهای سرخ در دانشگاه های شیراز ، بابلسر ، مشهد ، کرماشاه ، سنندج و ... خوابش آشفته می شود. کارگران فازهای مختلف عسلویه ، کارگران پتروشیمی و آلومینیوم سازی اراک و تعدادی از سندیکاهای کارگری به حمایت از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب بر می خیزند ، عده ای از فعالان شناخته شده ی کارگری در حال پخش اعلامیه در حمایت از رفقای زندانی دستگیر و روانه ی زندانمی شوند و حتی کار به جای می کشد که رفیق مبارز محمود صالحی در حالی کلیه هایش از کار افتاده است و در بیمارستان او را به تخت دسبند و پا بند زده اند بی محابا و با صدایی رسا دانشجویان آزادیخوا و برابری طلب را مخاطب قرار می دهد و با اعلام حمایت خود ما را دلگرم می کند و بار مسئولیت را بر شانه های ما سنگین و سنگینتر. اما چه شیرین است کشیدن بار مسئولیتی حتی بدین قدر سترگ ، هنگامی که صدها و هزاران رفیق شانه هایشان را با شانه های ما مماس می کنند و بازو به بازوی ما می افکنند. رفقای ساکن آلمان ، سوئد ، انگلیس ، آمریکا و دیگر مناطق دیگر برای حمایت از ما همصدا می شوند. رفقای زندانی دهه ی دهشتناک 60 که جان سالم از اعدامهای دسته جمعی به در برده اند آسایش و آرامش را بر خود حرام می کنند تا به هر شکل ممکن حمایت گسترده تر و قوی تری از دانشجویان و رفقای آزادیخواه و برابری طلب صورت دهند. عده ای از رفقا با دوندگیهای شبانه روزی حمایت گسترده ی احزاب و شخصیتهای کشورهای مختلف را اخذ می کنند. همبستگی رفقای خارج از کشور اما به همیجا ختم نمی شود و اکنون یک حرکت اعتراضی گسترده و هماهنگ از سوی آنها در راه است.
در این فاصله بعد شنیدن خبرهای بد متوالی خبرهای خوب هم از ره می رسند. تعدادی از رفقا که در شهرستانها بازداشت شده بودند آزاد می شوند و برای ما نوید بخش روزهای گرم آینده می شوند. اکنون تمام رفقای خارج و داخل کشور آماده ی اجرای اعتراضات هماهنگ و سازمانیافته برای آزادی رفقای زندانی هستند.
اکنون ما دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب به نمایندگی از تمامی رفقای در بند این جریان اجتماعی ریشه دار و به پشتگرمی و قدرت تمامی فعالان کارگری ، مبارزان کمونیست ، نویسندگان چپ ، رفقای مسئولیت پذیر و پر دغدغه ی خارج ار کشور به تمامی آزادیخوهان و برابری طلبان جهان اعلام می کنیم که این همبستگی بی نظیر محدود به آزادی رفقای دربند نخواهد بود و ما خود را در برابر آرمانهای کمونیستی موظف می دانیم تا آزادی تمامی زحمتکشان و توده های تحت ستم از چنگ استبداد دینی حاضر و طبقه ی حاکم بر ایران از پای ننشینیم.
طبلها را بکوبید
دارها را بکارید
با شما هستم ای چکمه پوشان
زنگ مهریزها را بگیرید
سلطنت رادر انبوه انگشت سر نیزه ها پاس دارید
اسم شب را به خاطر سپارید:
توده های خشمگین می خروشند.
دانشجوی آزادی خواه و برابری طلب، پرویز باقری
December 24, 2007
یک مطلب رسیده
ما اسیر سناریوسازی های تکراری شما نمی شویم
بعد از بازداشت گسترده ی فعالان چپ وزارت اطلاعات ج.ا.ا دست به انتشار اطلاعیه ای در رابطه با اقدام انتحاری خود زده است. وزارت اطلاعات با صدور این بيانيه اعلام کرده است «تعدادي اخلالگر» دستگير شده اند که «با استفاده از کارت جعلي دانشجويي به قصد برگزاري تجمع غيرقانوني مقابل دانشکده فني دانشگاه تهران، وارد دانشگاه شده بودند.»روابط عمومي وزارت اطلاعات در بيانيه خود به تعداد بازداشت شدگان و تاريخ دستگيري آنها اشاره ای نکرده است ، ولي تصريح کرده است؛«افراد دستگير شده توسط گروهي از معاندين نظام و جريانات سياسي اعزامي از شهرهاي مختلف فراخوانده شده بودند تا ضمن راه اندازي اجتماع غير قانوني، درگيري ايجاد کنند و فضاي علمي - فرهنگي دانشگاه را به آشوب و اغتشاش بکشانند.» این وزارت فخیمه با بيان اينکه «آشوبگران از قبل اقدام به تهيه تير و کمان، جمع آوري سنگ و ساخت نارنجک هاي صوتي کرده اند»، افزوده است؛«از دستگيرشدگان مقادير قابل توجهي نشريات موهن، کتب ضاله، اعلاميه هاي حاوي توهين به مقدسات و مشروبات الکلي کشف و ضبط شده است.»
این سبک برخورد و این نوع اتهام بافی نهادهای امنیتی در ایران به هیچ وجه تعجب فعالان سیاسی و اجتماعی را به همراه ندارد چرا که این روال همیشگی و تکراری مسئولان ج.ا.ا در مقابل دگر اندیشان و دگر باشان است. اصولا وزارت اطلاعات ایران به نمایندگی از تمام دستگاه سرکوب نظام جمهوری اسلامی در هنگامی که دست به خلق شاهکارهای ابلهانه می زند دست به دامان برادران کیهان ، یالثارات و صدا و سیما می شود تا با ساخت سناریوهای گوناگون، افکار عمومی را از تمرکز بر رفتارهای غیر قانونی و غیر انسانی خود باز دارند. مدتهاست که در هنگام دستگیری هر فعال سیاسی _ اجتماعی در ایران ما بلافاصله شاهد آن هستیم که سربازان گمنام امام زمان در منزل یا محل کار وی مشروبات الکلی ، مواد مخدر ، اسلحه کمری و کتب ضاله پیدا می کنند ، روابط خصوصی افراد تبدیل به روابط نامشروع می شود ، حسابهای پس انداز پنج رقمی ریالی افراد به حسابهای شش رقمی ارزی تبدیل می شود و تماسها و ارتباطهای عادی و سیاسی افراد با فعالان سیاسی ، وکلا و نویسندگان شناخته شده تبدیل به ارتباطهای پنهانی با افراد و گروهکهای ضد انقلاب و خارج نشین تبدیل می شود. این سناریوها و اتفاقات بارها و بارها در برابر دیدگان ما تکرار شده است و گویا ما با سکوت و بی تفاوتی خود در برابر این رویه آموخته ی رفتار حاکمان شده ایم.
من در اینجا به عنوان عضو کوچکی از جریان ریشه دار و اجتماعی آزادی خواه برابری طلب تصمیم دارم در حد توان خود به انجام مسئولیت خویش در قبال روشن ساختن افکار عمومی در رابطه با دروغ پراکنی و یاغیگری نهادهای سرکوبگر ج.ا.ا بپردازم.
نیروهای وزارت اطلاعات و ضابطان دادگاه انقلاب بعد از بازداشت فعالان چپ با احکامی مخدوش ، بی نام و بعضا سفید که تنها آرم و مهر دادگاه انقلاب را در پای خود داشته است اقدام به تفتیش منزل و محل کار تعدادی از بازداشت شدگان کرده اند. در این تفتیشها مقدار زیادی از وسایل شخصی ، دست نوشته ها ، کتابها ، سی دی ها ، نشریات ، کیس کامپیوتر و دیگر وسایل اینچنینی بدون ارائه ی هیچ رسیدی به صورت غیر قانونی ضبط شده است.
سوال اینجاست که نشریات موهن و کتب ضاله مورد اشاره ی برادران محترم وزارت اطلاعات چه بوده است؟
جواب برای ما که تا کنون بارها کتابها و وسایل شخصی خود را در هجومهای گاه و بیگاه و بدون مجوز عوامل اطلاعاتی و نهادهای قضایی ج.ا.ا از دست داده ایم کاملا روشن است. در تاراج اخیر کتب ضاله ای که از خانه ی بسیاری از زندانیان سیاسی فعلی کشف شده است به شرح زیر است:
1: مجموعه ی آثار لنین _ ترجمه ی محمد پرهرمزان _ انتشارات فردوس _ چاپ شده در سال 1384 در تهران
2: دست نوشته های اقتصادی و فلسفی 1844 _ ترجمه ی حسن مرتضوی _ انتشارات آگه _ چاپ شده در سال 1387 در تهران
3: گامی در نقد فلسفه ی حق هگل _ و ترجمه ی مرتضی محیط _ انتشارات اختران _ چاپ شده در سال 1381 در تهران
4: هجدهم برومر لوئی بناپارت _ ترجمه ی باقر پرهام _ نشر مرکز _ چاپ شده در سال 1377 در تهران
5: نبردهای طبقاتی در فرانسه _ ترجمه ی باقر پرهام _ نشر مرکز _ چاپ شده در سال 1381 در تهران
6: جنگهای داخلی در فرانسه 1871 _ ترجمه ی باقر پرهام _ نشر مرکز _ چاپ شده در سال 1380 در تهران
7: درباره ی تکامل مادی تاریخ _ ترجمه ی خسرو پارسا _ نشر دیگر _ چاپ شده در سال 1380 در تهران
8: سوسیالیسم تخیل و سوسیالیسم علمی _ ترجمه ی قنبری _ نشر روشنگران _ چاپ شده در سال 1384 در تهران
9: انسان و سوسیالیسم در کوبا _ ترجمه ی شهره ایزدی _ نشر طلایه پر سو _ چاپ شده در سال 1371 در تهران
10: مانیفست پس از 150 سال _ ترجمه ی حسن مرتضوی _ نشر آگه _ چاپ شده در سال 1380 در تهران
11: آینده ی سوسیالیسم _ ترجمه ی ناصر زرافشان _ نشر آگه _ چاپ شده در سال 1379 در تهران
12: آنتی دورینگ _ ترجمه ی آرش پیشاهنگ _ انتشارات جامی _ چاپ شده در سال 1382 در تهران
13: تاریخ و آگاهی طبقاتی _ ترجمه ی زنده یاد محمد جعفر پوینده _ انتشارات تجربه _ چاپ شده در سال 1378 در تهران
14: کاپیتال _ ترجمه ی ایرج اسکندری _ _ چاپ شده در سال 1384 در تهران
15: ....
تعجب نکنید ؛ « نشریات موهن » مورد اشاره ی وزارت اصلاعات هم شامل نشریات دانشجویی دارای مجوز ، ماهنامه ی نامه و دیگر نشریاتی است که همگی به لطف مهر ورزی دولت برادر محمود احمدی نژاد همگی به تیغ سانسور سپرده شده اند.
وزارت اطلاعات در قسمت دیگری از اطلاعیه خود آورده است : «آشوبگران از قبل اقدام به تهيه تير و کمان، جمع آوري سنگ و ساخت نارنجک هاي صوتي کرده اند» !
ظاهرا وزارت اطلاعات و سناریو نویسان آن دانشجویان چپ دانشگاه های کشور را با نسل قبلی برادران انصار حزب الله و بسیج اشتباه گرفته اند. در حال حاضر چکمه پوشان بسیج و چماقداران انصار حزب الله برای دفاع ار کیان نظام ولایت فقیه در ایران مسلح به باتوم ، دستبند ، اسپری گاز اشک آور ، اسلحه کمری و غیره هستند ولی در سالهای نه چندان دور این بخش زحمتکش و اصولگرا با چوب ، کمربند ، سنگ ، تیر و کمان ، چاقو و امثالهم به تجمعات و جلسات مسالمت آمیز گوناگون حمله می کردند و از نظام ولایت فقیه دفاع قاطعی به عمل می آوردند. دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب که خود در مقاطع زمانی گوناگون و به انواع و اقسام روشها قربانیان خشونت شبه نظامیان مورد حمایت ج.ا.ا بوده اند را متهم به بکارگیری ابزاری می کنند که زمانی مایه ی امرار معاش خود اتهام زنندگان بوده است.
هر کس برای اشیا گوناگون کاربردی مطابق با افکار و اهداف خود در نظر می گیرد پس عجیب نیست که وزارت اطلاعات و همرزمان سابق برادر سعید امامی که اکنون ادامه دهنگان راه این شهید بزرگوار هستند به مقداری کمی چوب که دانشجویان برای ساخت پلاکاردهای خود تهیه دیده بودند به عنوان مواد اولیه ساخت تیر و کمان می نگرند . این کار در وزارت اطلاعات سابقه ای بیست و چند ساله دارد. یادمان نرفته است که این مدافعان سرسخت ولایت فقیه به طناب نایلونی که زنان خانه دار به عنوان بند لباس از آن استفاده می کنند به چشم ابزاری برای هدایت امثال پوینده و مختاری به راه راست می نگرند.
مسئولان جمهوری اسلامی دانشجویان ربوده شده و بازداشت شده را « آشوبگران» ی می نامد که که «با استفاده از کارت جعلي دانشجويي به قصد برگزاري تجمع غيرقانوني مقابل دانشکده فني دانشگاه تهران، وارد دانشگاه شده بودند.»! ببینید که کار دروغ پردازی این رژیم تا کجا کشیده است! آیا منزل شخصی خانم انوشه آزادفر که ایشان و خانم ایلناز جمشیدی در آن مورد هجوم غیر قانونی قرار گرفتند به تازگی جزئی از دانشگاه تهران شده است؟ آیا محوطه ی زیر پل سید خندان که آقای سعید حبیبی بعد از خروج از محل کار از آنجا ربوده شده است به محوطه ی دانشگاه تهران الحاق شده است ؟ آیا تقاطع خیابان انقلاب و 16 آذر که آقای بهروز کریمی زاده از آنجا ربوده شده است جزء محوطه ی دانشکده ی فنی تهران محسوب می شود؟ آیا دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاه مازندران که در بابلسر مورد حمله ی نیروهای اطلاعاتی و امنیتی قرار گرفتند هم وارد دانشگاه تهران شده بودند؟ اصولا آیا دانشجویانی که شماره ی دانشجویی ، واحدهای درسی و مدارک رسمی خود وزارت علوم دلالت انکار ناپذیر بر دانشجو بودن آنها دارد نیازی به جعل کارت برای ورود به دانشگاه محل تحصیل خود دارند؟
نظام جمهوری اسلامی برای خود وزارت اطلاعات ساخته است یا دارالمجانین؟ این حربه ها و سناریوها نخ نما شده است. این به زعم شما «تعدادي اخلالگر» دانشجویان همین اجتماع هستند. این به زعم شما « آشوبگران » فرزندان همین مردمی هستند که شما به زور اسلحه و زندان بر آنها حکومت می کنید. پداران و مادرانی که اکنون در پشت دیوارهای اوین به امید یافتن نام و نشانی از فرزندانشان از سرما ، خستگی و ترس می لرزند و شما با دشنام و سخنان درشت می رانیدشان همان کسانی هستند که به امید رسیدن به برابری و آزادی در سال 57 جان خود را کف دستشان گرفتند و به خیابانها ریختند و شما از روی شانه های آنها بالا رفتید و حکومت شاهنشاهی دیگری را برپا کردید پس بترسید از روزی که برای رسیدن به برابری و آزادی همین پدرها و مادرها تصمیم به قیام دیگری بگیرند.
به عنوان دلسوز این نظام به مسئولین جمهوری اسلامی توصیه می کنم به جای حواله دادن مواد مخدر ، اسلحه و کارت جعلی به این و آن فعال سیاسی ، مواد مخدر و مشروبات الکلی را برای بزمهای شبانه ی خود نگه دارند ، اسلحه ها را میان مزدوران و شبه نظامیان خود تقسیم کنند و کارتهای جعلی را میان سربازان گمنام امام زمان تقسیم کنند تا بهتر از پس ربایش دانشجویان و فعالان سیاسی بر آیند چرا که تقسیم بی محابای ابزار بقای جمهوری اسلامی به این شکل و وسعت بی شک مایه سرنگونی آن خواهد بود.
مقاله ای ارزشمند از بهروز کریمی زاده
بررسی اوضاع سیاسی و مسیر تحولات آتی ایران
بهروز کریمی زاده
پیشگویی های پیامبر گونه اصلاح طلبان در باب سکون و انفعال در عرصه سیاست ایران پس از پایان دوران اصلاحات نه تنها چون باقی توهمات این گروه دود شد و به هوا رفت، بلکه تحولات سیاسی و اجتماعی با سیر پر تنش و با سرعتی بیش از پیش ادامه یافت و بار دیگر مهر تاییدی بر درستی دیدگاههایی زد که روند تغییر و تحولات در عرصه سیاست،فرهنگ و اقتصاد جامعه را در پیوند با مکانیزم طبقات اجتماعی و مبارزه طبقاتی در آن جامعه بررسی می نمایند.
این تحولات در بحران عمومی جمهوری اسلامی در عرصه بین المللی با تصویب قطعنامه تنبیهی شورای امنیت سازمان ملل وارد فاز جدیدی شده است که بیانگر نکات مهمی است که ما در مقالات قبلی نشریه خاک برآنها تاکید نموده بودیم. نخست باید تذکر داد که دو طرف این بحران با دو صورت مسئله جدی و استراتژیک متفاوت وارد این بازی شده اند که تفاهم و توافقی عمده و پایدار را در این زمینه ناممکن می کند نظام جهانی سرمایه با صورت مسئله چگونگی روی کار آوردن یک حکومت متعارف و نرمال سرمایه داری در ایران و جایگزینی آن با حکومتی به اصطلاح یاغی یا نامتعارف وارد این بازی گردیده در حالی که در مقابله با این رویکرد با درک درست نظام جمهوری اسلامی از کیفیت این امر که نظام جهانی سرمایه، در عرصه سیاست جهانی جایگاهی برای جمهوری اسلامی در نظر ندارد با تز تحمیل خود به نظام جهانی (یا سازش با آن ؟) به عنوان تنها آلترناتیو معقول و واقعی در منطقه وارد این بازی شده است.
در نگاه اول ضعف آشکار این قطعنامه در وارد کردن هر گونه فشاری به جمهوری اسلامی نمایانگر دست بالا پیدا کردن اسلام سیاسی در منطقه خاورمیانه پس از جنگ لبنان، سیاست های تعرضی احمدی نژاد در عرصه جهانی و زمین گیر شدن آمریکا در عراق است. نکته ای که بیش از هر چیز بیانگر شکست سیاست های امپریالیستی آمریکا در منطقه خاورمیانه است.
دومین بحث قابل ذکر این است که با وجود پیروزی سیاست خارجی دولت احمدی نژاد "از منظر منافع جمهوری اسلامی "در مقطع کنونی، این قطعنامه نشان از عزم پیگیر نظام جهانی به سرکردگی آمریکا برای تغییرات مطلوب خود بر حکومت ایران دارد که تنها توازن قوای فعلی در خاورمیانه است که دست نظام جهانی را در طرحهای نظامی و فشارهای اقتصادی جدی تر بسته نگاه داشته است. در این توازن قوای شکننده هر آن امکان تغییر و چرخش به سود نیروهای آمریکایی و به ضرراسلام سیاسی در منطقه بخصوص در بلند مدت امکان پذیر می باشد.
سومین نکته ای که از میان این مباحث نه تنها باید مطرح گردد، بلکه باید نقطه کانونی تمرکز نیروهای سیاسی جدی، مردمی و مترقی باشد، پر رنگ تر شدن بیش از پیش خطر حمله نظامی، تحریم و عراقیزه شدن ایران در پس پرده این مشاجرات بین المللی است. خطری که در مقابل آن هر نیرویی باید موضع و راه حل خود را به صورت شفاف با مردم در میان بگذارد تا خارج از کلی گویی ها و جاخالی های تئوریک و سیاسی، ماهیت منافع و جانبداری واقعی هر جریان سیاسی را مردم بتوانند به قضاوت بنشینند.
جناح دیگر قطب راست که مهم ترین شاخص آن را تعریفش به عنوان اپوزیسیون جمهوری اسلامی و سرمایه گذاری نیروهایش در روی کار آوردن یک حکومت متعارف سرمایه داری و دنباله روی آمریکا در ایران می توان دانست که شامل نیروهای زیادی از سلطنت طلبان، تندروهای دو خردادی و… می باشد که عمدتا خود را با ایدئولوژی هایی چون سکولاریسم، لیبرالیسم،چپ فرهنگی یا دموکرات شده و … عنوان می کنند. اما پایگاه جنبشی عمده این جریانات سیاسی را می توان ناسیونالیسم پرو غرب دانست که فارغ از رنگارنگی عناصر درونی این جناح، به آنها (از گنجی و سازگارا تا رضا پهلوی و فرخ نگهدار) به عنوان یک کلیت واحد عینیت می بخشد.
هر کدام از دو جناح قطب راست (یعنی اسلام سیاسی و ناسیونالیسم پرو غرب) در مقابل مسائل مختلف از قبیل آزادی های سیاسی و حقوق مدنی اولیه، وجود ستم ملی در ایران و… موضع گیری های متعدد و جناح بندی های گوناگون و ریزتری دارند که در صورت لزوم در شماره های بعد نشریه به تفصیل به آنها خواهیم پرداخت.
در برابر نیروهای مذکور قطب چپ و رادیکال جامعه قرار دارد که تا کنون بارها با عناوینی چون راه سوم یا مردمی و … از آن نام برده شده است. این قطب متشکل از طبقه کارگر(به عنوان نیروی محوری و رهبری کننده) و دیگر زحمتکشان جامعه ایران با همراهی بخشی از طبقه متوسط است که بنا به دلایل مادی و ذهنی به طبقه کارگر پیوند خورده اند. این قطب در صحنه سیاست و نیروهای سیاسی موسوم به چپ رادیکال و طیف دیگری از نیروها نمایندگی می شوند.
از مهم ترین تزها و ارکان تعیین کننده خطوط این نیروها را می توان تاکید بر دخالت گری مردم در تعیین سرنوشت شان توسط خود آنها دانست که این امر به تبع خود مخالفت جدی و پیگیر با هرگونه دخالت خارجی و نظام جهانی در آینده سیاسی کشور و مبارزه با استبداد داخلی را به همراه می آورد. این قطب مبارزاتش را بر پایه سه جنبش کارگری،دانشجویی و زنان با محوریت مبارزات طبقاتی کارگران و جریانات سیاسی چپ رادیکال استوار می سازد. خواسته های ازادی خواهانه، و ضد استبدادی و رفاهی برای طبقات محروم اجتماعی در صدر برنامه های حداقلی این جریان قرار دارد. به عبارتی دیگر این قطب اهدافش را بر مبنای منافع طبقه کارگر و مردم زحمتکش جامعه اعلام می کند، شیوه مبارزاتی اش را بر مبنای جنبش های اجتماعی همین نیروها یعنی جنبش طبقه کارگر و بخش چپ و رادیکال جنبش های زنان و دانشجویان استوار می کند و شکل مطلوب حاکمیتش را ضرورت های حاکم بر نوع نیازهای همین اقشار تعیین خواهد نمود که مشخصا دموکراتیک بودن و چرخش آزاد قدرت سیاسی و کنترل مردمی بر ثروت جامعه و تضمین جامعه ای آزاد وبرابر از ارکان آن خواهد بود.
عملا این دو قطب را در برگزاری انتخابات خبرگان و شوراهای شهر و مبارزات دانشجویی در چند ماه گذشته می توان بررسی نمود و خطوط سیاسی و پراتیک حاکم بر این قطب ها را شکافت.
در انتخابات 24 آذر ماه بیش از هر چیز شاهد رقابت های درونی جناح اسلام سیاسی در قطب راست بین حامیان احمدی نژاد و هاشمی برای تعیین خط مشی حاکم بر این جناح قطب راست بودیم(احمدی نژاد نماینده تز تعرض به نظام جهانی و هاشمی نماینده تز سازش با آن) که در نهایت بدون غلبه کامل هیچ یک از دو تفکر فعلی بر دستگاه های مورد منازعه به پایان رسید. که این مسئله بیش از پیش ناکارآمدی ها و اصطکاک های حاکم بر جناح اسلام سیاسی در این قطب را تشدید می کند.
جناح ناسیونالیسم پرو غرب و اپوزیسیون قطب راست نیز عملا نتوانست قدمی را در جهت تحریم بردارد و نه در جهت سازماندهی شرکت در انتخابات. بیشتر نیروهای این جناح به حمایت ضمنی از نمایندگان تز سازش در جناح قدرتمند اسلام سیاسی بسنده کردند.
قطب چپ و رادیکال به علت نداشتن رسانه های قدرتمند و نداشتن قدرت لازم جهت سازماندهی با پرچم و سازمان خود، بیش از هر چیز سعی در حفظ مرزهای خود با نیروهای قطب راست و حفظ و باز سازی خود جهت جدالهای آینده دارد. و هنوز به صورت جدی در این عرصه وارد نگردیده و بیشتر توان خود را صرف سازماندهی جنبشی خود می نماید. هرچند چهل درصد جمعیتی که بنا به آمار رسمی در انتخابات فوق شرکت نکردند پایگاه و پتانسیل بالقوه این نیرو می توانند باشند.
این انتخابات در کنار حوادث چند وقته اخیر در ایران و خاورمیانه بی افقی، سردرگمی و بی پاسخی قطب راست جامعه را در پاسخ به ضرورت ها و نیازهای حاکم بر جامعه ایران اثبات نمود که نمود بیرونی این امر را می توان در ادامه با وضوح بیشتری به نمایش گذاشت.
در جریان مبارزات دانشجویی اخیر اگر بخواهیم تجمعات دانشجویی به مناسبت16 آذر را به عنوان محک ارزیابی این نیروها قرار دهیم به تصویر جالبی از عملکرد و محتوای واقعی این نیروها می رسیم. در این تجمعات که نوید بخش طلوع قدرتمند نیروهای سیاسی جوان و رادیکال قطب چپ جامعه بود شاهد این امر بودیم که نیروهای سیاسی نزدیک به قطب راست، چه جناح اسلام سیاسی که در دانشگاه با عنوان« روشنفکر مذهبی» یا «مشارکتی» شناخته می شوند و چه جناح ناسیونالیست پرو غرب که با عنوان « لیبرال» بیشتر شناخته شده هستند، حول افق و قطب اجتماعی واحدی که نمایندگی می کردند جبهه واحدی را شکل دادند و در مقابل حرکات رادیکال دانشجویان ایستادند.
در مقابل شعار تحریم انتخابات عصبی می شدند، در مقابل طرح جنبش زنان و کارگران به هتاکی و عکس العمل های نابه هنجار می پرداختند و در مقابل به دفاع از تز دانشجویان به مثابه یک صنف یا" قشر در خود" پرداختند. نیروهای فشار این جریانات به پاره کردن کتابهای دانشجویی و تصفیه نمایندگان دیگر عقاید مختلف از تشکلهایی که نفوذ داشتند اقدام نمودند. دموکراسی خواهان پیراهن قهوه ای و کف به لب آورده، از معرفی عناصر خرابکار به نهادهای امنیتی تا ایجاد شایعه و هر اقدام سیاهی در مقابله با جریانی که به گونه ای دیگر می اندیشد و عمل می نمود، کوتاهی نکردند. مراسمی که با همکاری نیروهای مستقل دانشجویی پا گرفته بود ناگهان برگزار کننده ی واحدی به نام تحکیم وحدت پیدا کرد و ….
در برابر این عملکرد، چپ رادیکال تمامی تلاش خود را در کنار دانشجویان برای طرح خواستهای آنان به رادیکال ترین شکل ممکن و دفاع از حقوق سیاسی و اجتماعی کل جامعه به کار گرفت. حضور قدرتمند نیروهای این قطب در دانشگاه های سراسر کشور نوید این امر را به جامعه داد که ایران می تواند به سرنوشت عراق و سناریوهای تلخ آمریکایی قومی (جنگ داخلی) و.... دچار نگردد.
اتحادیه کارگران پست کانادا طی نامه ای خواهان آزادی فوری دانشجویان و کارگران زندانی شد
این نامه را از طرف ۵۵۰۰۰ عضو اتحادیه کارگران پست کانادا و بمنظور ابراز نگرانی از سرکوب اخیر دانشجویان به شما مینویسم. ما اطلاع داریم که دهها نفر از دانشجویان فعال سیاسی در روزهای قبل از ۷ دسامبر دستگیر شدند. و اکنون می دانیم که متجاوز از ۴۰ نفر از دانشجویان از سراسر ایران در زندان منفور و مخوف اوین و سایر اماکن در حبس بسر می برند.
تاکتیک کهنۀ «آی گرگ٬ آی گرگ!»٬ تاکتیک زدن انگ تشکیل هسته هائی برای سازماندهی ترور و آشوب به کمونیست ها٬ تاکتیک کهنه و بی اعتبار شده ای است که در گذشته در سایر جاها بکار گرفته شده است. ما با تاکتیک شیطان سازی از کسان دیگری که افکار متفاوتی دارند آشنائیم. بعلاوه٬ مشکل بتوان میان اعمال دولت اسلامی و اعمال ایالات متحده در جاهائی مانند ابوقریب و گوانتانامو تمیز گذارد. امیدواریم دولت شما این مسیر را ادامه ندهد.
ما همچنین اخباری حاکی از شکنجه و رفتار شقاوت آمیز دریافت کرده ایم. بنظر می رسد مقامات حکومت اسلامی با طرح این ادعای نامستند که این دانشجویان در پی بدست آوردن سلاح و ایجاد درگیری خشونت آمیز بوده اند٬ دارند بر اعمال خود سرپوش می گذارند. وزارت اطلاعات اعلام کرده است که از دانشجویان «کتب ضاله و اعلامیه های حاوی توهین به مقدسات» بدست آمده٬ و به این ترتیب اذعان کرده است که از نشر عقاید هراس دارد. انسان از مشاهده این نکته٬ در مورد هر کشوری٬ دچار احساس چندش می شود که دولتی از سرویس های اطلاعاتی بمنظور تعریف اخلاق و ضلالت استفاده کند.
ما قویا از شما می خواهیم دانشجویان و فعالین کارگری را که در زندان های خود نگهداشته اید را فورا و بدون قید و شرط کنید٬ و به این بدرفتاری های عریان با دانشجویان و کارگران خاتمه دهید.
ارادتمند٬
دبرا بورگ
رئیس کل اتحادیه کارگران پست کانادا
گزارشى از آكسيون در جلوى بى بى سى در حمايت از دانشجويان ايران
در اين آكسيون حدود يكصد نفر از ايرانيان و نمايندگان احزاب و سازمانهاى سياسى مختلف شركت داشتند۔
شعارهائى از جمله "دانشجوى زندانى آزاد بايد گردد"٬ "زندانى سياسى آزاد بايد گردد"، "كارگر زندانى آزاد بايد گردد"٬ "زنده باد آزادى٬ زنده باد برابرى" از طرف شركت كنندگان سر داده شد و تعدادى از فعالين سياسى نیز به افشاگرى علیه دولت جمهوری اسلامی پرداختند .
همچنين نماينده اى از طرف اتحاديه سراسرى دانشجويان در انگلستان و نمايندگان برخى از سازمانهاى سياسى٬ از جمله "ليبرتى پارتى" در اين آكسيون حضور پيدا كردند و پيامهاى حمايتى خود را از دانشجويان زندانى قراعت كردند۔
درپايان اين آكسيون اعلام شد كه آكسيون ديگرى نيز در پی فراخوان دانشجويان آزاديخواه و برابرى طلب در روز 28 دسامبر برگزار خواهد شد۔
دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب ضمن قدرداری از آزادیخواهانی که به حمایت از دانشجویان به میدان آمدند٬ یکبار دیگر بنام همه انسان های آزادیخواه جهان خواستار آزادی فوری همه یاران زندانی میشود.
بیانیه شماره دوم دانشجویان سوسیالیست دانشکده باهنر شیراز در مورد دستگیری دانشجویان
تضاد وتناقضات درونی نظام سرمایداری ناچارا جامعه را به تنش و کشمکش طبقاتی کشیده، که هر کدام برای رسیدن به منافع خود مبارزه میکنند . جامعه طبقاتی موجود که اکثریت جامعه را طبقه کارگران و اقشار پایین جامعه واقلیت ان طبقه سرمایدار تشکلیل داده اند،که مدام در حال رودروی با هم درعرصه مبارزاتی خود هستند.
نظام سرمایداری درایران که حافظان ان طبقه حاکم بر ایران هستند برای ادامه و طول عمر خود اجبارا به سرکوب طبقه کارگر و جنبشهای سوسیالیستی و رادیکال اجتماعی متوسل میشود ، که تنها موجودیت خود را از این طریق (دستگاههای سرکوبی که برای حفظ نظم سرمایه در اختیار دارد) خفظ خواهند کرد. دستگیریهای پی در پی دانشجویان چپ و سوسیالیست و فعالین کارگری نشان از تعرض اشکارخود بر این جنبهشای رادیکال موجود در صحنه سیاسی برای ادامه حیاط خود و سودجوییهایی که از طریق سرکوب و استثمار طبقه کارگر وپایین جامعه میباشد، به پیش خواهد برد. که این خصلت واقعی نظام لجنی سرمایداری جهانی ومشخصا ایران میباشد. طبقه کارگر و دیگر جنبشهای رادیکال هم برای دفاع از خود و مبارزه علیه سرمایه به اعتراض،اعتصاب و فعالیت برای درست کردن تشکلهای مستقل خود دست زده اند که چند سال اخیر در مبارزه و تقویت جنبش سوسیالیستی رشد چشمگیری داشته اند.
این حافظان سرمایه برای نگه داشتن حاکمیت خود بر جامعه هر روزه به جنبش و مبارزه رادیکال و سوسیالیستی حمله و خواهان سرکوب ان هستند. در استانه 16 اذر و در ادامه ان سران حکومتی برای جلوگیری از برگزاری مراسم روز دانشجو، اقدام به دستگیری دانشجویان چپ و ازادیخواه کرده و بیش از 40 نفر از رفقای ما را بازداشت و روانه زندانهای مخوف خود کرده و تاکنون هم بجز چند نفر از انها که ازاد شدند، بقیه در زندان بسر میبرند، تا شاید دانشجویان را به اعترافهای دروغین ویا مجبور به عقب نشینی از مبارزه ازادیخواهانه خود باشند وبتوانند تخم ترس و وحشت از نگهبانان سرمایه را در دل این مبارزین و جنبش رادیکال اجتماعی بچینند، تا توان و نیروی سرکوب و وحشیگیری خود را بر انها تحمیل کنند و همینطور ایجاد فضای رعب و وحشت و حکومت نظامی انها در دانشگاهها، تا هر طور شده جلو مراسم دانشجویان را بگیرند. اما دانشجویان چپ و سوسیالیست علارغم فضای پلیسی حاکم بر دانشگاه مراسم 16 اذر را(روز13 اذر د رتهران و بعدا در شهرهای دیگر ایران ) برگزار و عملکرد سران حکومتی را با شکست روبرو ساختند و مراسم خود را با "سرود انترناسیونال" و دادن شعارهای رادیکال و سوسیالیستی و خواهان ازادی رفقای دستگیر شده خود و پایان دادن به پادگانی کردن دانشگاهها ،برگزار کردند و این پیروزی دیگری برای دانشجویان و جنبش سوسیالیستی بود.
رسانه های داخلی و خارجی راست و بورژوایی اعم از پوزوسیون و اپوزسیون این سرکوب و دستگیری دانشجویان و برگزاری مراسم 16 اذر را بایکوت و از انعکاس ان پرهیز و باز هم در سرکوب جنبش سوسیالیستی به سران حکومتی کمک و قدم برداشتند. اینان بر انند که این جنبشهای رادیکال (که تنها نیروی واقعی تغییر نظم موجودهستند) را خفه و به زیر بکشد.
اما! ا زسوی کارگران و مردم ازادیخواه ایران ( داخل و خارج از ایران) و حتی در سطح جهانی به پشتیبانی از دانشجویان برخواستند و دست به اعتراض ،کمپین ،اکسیون و جمع اوری امضا و ...علیه سرکوب دانشجویان زدند، و این نشان از وجود جنبش سوسیالیستی و ازادیخواهانه در سطح جهان و اعلام همبستگی با هم برای به پیش بردن مبارزات خود در برابر سرکوب جنشهای ازادیخواهانه است.
سرکوبگران و حافظان سرمایه خوب تشخیص داده اند که دشمنان اصلی خود کدام نیرو در جامعه است و همیشه نوک حمله انها رو به رادیکالترین جنبشهاست. حاکمان ایران ازنظام ابرقدرتی امریکا ترسی ندارند و این همه تهدید و فشارها را به خیال خود نمیاورند اما از محمود صالحی( که تنها 20 درصد یکی از کلیه هایش کار میکند) و دیگر رهبران کارگری واعتراضات هر روزه کارگری، از دانشجویانی چپ و ازادیخواه از زنانی که برای احقاق حقوق انسانی خود مبارزه میکنند به وحشت افتاده و هر گونه حرکت کوچکی از این فعالین سر بزند تا جایی که امکانش را داشته باشد سرکوب میکند. این ترس و حشت نه از وجود فقط این رهبران و فعالین ازادیخواه ،بلکه ترس از پتانیسل و نیروی عظیم طبقاتیی که پشت این جنبشها موجود است. و در ازاد شدن این پتانیسل در هر فرصت و امکان ابراز وجود خود، به میدان مبارزه امده و با تمام توان نظم سرمایه را به لرزه در می اورند وداغ لعنت زده نظام سرمایه را از ریشه بر میکنند و بسوی جامعه ای انسانی (سوسیالیسم) عاری از هر نوع استثمارانسان به دست انسان، نابرابری، فقرو صدها معضل اجتماعی(ریشه در نظام طبقاتی موجود) حرکت کرده وخواهند کرد.
نگهبانان سرمایه! اگرچه توانسته اید رهبران و رفقای ما را زندانی کنید و انها را تحت سخترین شکنجه ها قرار بدهید، اما مطمئن باشید که این نظام فرسوده حاکم بر جامعه پروسه تاریخی خود را طی و مجبور به فنا شدن است و این اعتراضات و مبارزه هر روزه حاضر در صحنه سیاسی، این پروسه را تا مقصد خود (سوسیالسم) ادامه و تا رسیدن به ان ارام نخواهند گرفت.و جنبش دانشجوی یکی از پیشروترین و رادیکالترین این جنبشهاست که در تغییر و به پیش بردن این مبارزه نقش مهمی را ایفا کرده و خواهد کرد و خواست ومطالبات دیگر اقشار جامعه را نمایندگی کرده و برای ان مبارزه خواهد کرد. و ما این راه پر افتخار را نه از هر طریقی، بلکه تنها با توان و نیروی طبقاتی خود (حول طبقه کارگر) این مبارزه را تا رسید به مقصد ادامه خواهیم داد .
ما دستگیری دانشجویان چپ و ازادیخواه و تمام رهبران کارگری و زنان را محکوم و خواهان ازادی بی قید شرط انها هستیم و از هر پشتیبانی برای ازادی انها کوتاهی نخواهیم کرد،و خواهان پایان دادن به پلیسی کردن دانشگاهها هستیم و ازادی بیان و مبارزه برای حقوق خود حق انسانی ما میباشد و از ان دفاع خواهیم کرد.
دانشجویان،کارگران وزنان، مردم ازادیخواه
اگر چه راه سختی در پیش داریم، اما همه ما تحت سلطه بربریت سرمایه جز اتحاد و همبستگی طبقاتی خود هیچ سلاحی برای دفاع از خود وادامه مبارزه در دست نداریم و برای رهای از این وضع تنها با اتکا به این همبستگی خود میتوانیم رفقای خود، هم طبقه ای ها و مبارزین این راه را ازاد و انان را در این پروسه مبارزاتی دخیل و شرکت دهیم و دیگر نظام سرمایه حاکم توان سرکوب این جنبشها را نداشته باشد و ما با پشتیبانی و اتحاد خود قدرت و نیروی خود را به سلطه گران نشان دهیم و تا ازادی رفقای دربند ارام نگیریم ، این تنها راه مقابله با سرکوب هر روزه ما خواهد بود.
روز 28 دسامبر را روز اعتراض و پشتیبانی از دانشجویان در بند کنیم و این روز را نماد اتحاد و همبستگی خود کنیم.
دانشجویان زندانی آزاد باید گردد
دانشجو، کارگر... اتحاد، اتحاد
به سوی سوسیالیسم
دانشجویان سوسیالیست دانشکده باهنر شیراز
جواد توللی آزاد شد
رفيق جواد توللی دانشجوی دانشگاه چمران اهواز ساعاتی پيش از زندان اطلاعات اهواز آزاد شد.
ما آزادی جواد عزیز را به خانوداه اش و به همه یاران او و همه دانشجویان تبریک میگوﺋیم. مبارزه برای آزادی همه یاران دربند ادامه خواهد داشت
زنده باد آزادی
زنده باد برابری
پيروزي مبارزات پيگيرعلیه استبداد و سركوب (بیانیه دانشجویان دانشگاه اصفهان)
دانشجويان دانشگاه اصفهان بدانند، پيگيري و ايستادگي و اعتراضات منظم ما از 13 آبان تا 13 آذر كه يكي از خواسته هاي عمده ي آن آزادي سه دانشجوي در بند پلي تكنيك در كنار اعتراضات سايردانشگاه ها به ثمر نشست و اين نكته را اثبات كرد كه اتحاد و تداوم در مبارزه يگانه راه پيروزي مي باشد و قدرت هر اقليت مستبدي در نهايت در مقابل اراده ي آهنين اكثريت زانو خواهد زد.
هم اينك به حاكميت و مسئولين امنيتي كشور نصيحت مي كنيم كه از اين تجربه درس بگيرند و خود را بيش از اين نزد دانشجويان و مردم منفور نكنند و افراد بازداشت شده ي 13 آذر كه در صدد بزرگداشت 16 آذر( روز دانشجو)، نظير: بهروز كريمي زاده، سعيد حبيبي، مهدي گرايلو و ساير دوستان ما در سراسر كشور بودند را آزاد كنند و گرنه اعتراضات دانشجويي در سراسر كشور آتشي خواهد افروخت كه استبداد را در خود مي سوزاند.
درنهايت به مسئولين دانشگاه اصفهان نيز هشدار مي دهيم كه چهره ي سياه خود را بيش از اين سياه نكنند و بدانند كه احضارهاي گسترده ي دانشجويان معترض در سه تجمع اخير به كميته ي انضباطي نه تنها باعث ترس و وحشت ما نمي شود بلكه اراده ي ما را در راهمان كه باور داريم بحق است استوارترمي گرداند و بدانيد ما به مسيري كه در آن پا گذاشته ايم ايمان داريم و از بذل جان خود نيز هيچ واهمه اي نداريم پس ازاعمال وقيحانه ي خود دست برداريد شايد كه در پيشگاه دانشجويان برابري طلب و آزاديخواه دانشگاه اصفهان مورد بخشش قرار گيريد.
هيئت 5 نفره منتخب تجمع كنندگان و سخنگوي اعتراضات اخير دانشگاه اصفهان به نمايندگي جمعی ازمعترضين:
"عليرضا داودي، ارسلان صادقي، علي رهنما، مرتضي رضايي، ابراهيم كفعمي و علي اجاقي "
نيما نحوی آزاد شد!
امروز دوستان نيما نحوی در دانشگاه بابل از او استقبال گرمی کرده و دانشجويان به مناسبت آزادی او در سطح دانشگاه شيرينی پخش کردند.
ما هم آزادی نيما نحوی را به جنبش دانشجويی تبريک گفته و اعلام می کنيم که جنبش تا آزادی بقيه ی يارانمان ادامه دارد.
زنده باد آزادی و برابری!
گزارش شماره 8 از اقدامات خانواده ها
فردا دوشنبه ساعت 9 خانواده ها به بخش ملاقات بازداشتگاه اوین می روند. دوشنبه ها روز ملاقات بند 209 است و خانواده ها امیدوارند که بتوانند از مسوول اطلاعات امکان ملاقاتی با فرزندانشان بگیرند.
٢٨ دسامبر را به روز جهانی اعتراض به دستگیری دانشجویان در ایران تبدیل خواهیم کرد!
فراخوان به ایرانیان آزادیخواه خارج کشور!
فراخوان به سازمان ها٬ نهادها و مراجع بین المللی!
٢٨ دسامبر را به روز جهانی اعتراض به دستگیری دانشجویان در ایران تبدیل خواهیم کرد!
مردم آزادیخواه!
بیش از دو دهفته است که ٤٣ تن از دانشجویان و فعالین سیاسی دانشگاه های ایران طی عملیات های شبانه از روز ٢ دسامبر ربوده شده و یا در جریان مراسم های روز دانشجو در روز ٧ دسامبر و پس از آن در ایران دستگیر و زندانی شده اند.
به دستگیر شدگانی که جرمی جز دفاع از آزادی و برابری ندارند٬ به دانشجویانی که مخالفت خود را با فضای جنگی اعمال شده از طرف حکومت اعلام داشته بودند٬ به کسانی که دانشگاه را میخواهند نه پادگان نظامی را٬ به یاران ما که جرمی جز دفاع از انسانیت و عدالت ندارند٬ به برگزار کنندگان مراسم های روز دانشجو که بر پرچم هایشان نوشته شده بود، نه به جنگ، دانشگاه پادگان نیست! نه به تبعیض جنسیتی، کارگران اتحاد! آزادی و برابری! اتهاماتی واهی و ساختگی از جمله اقدام علیه امنیت ملی و حتی بمب گذاری وارد ساخته اند.
بر کسی پوشیده نیست که زندانیان سیاسی در بند ٢٠٩ و ٣٢٥ اوین در چه شرایط وخیمی به سر می برند. متاسفانه هر روز خبرهای ناگواری از سلامتی دانشجویان در بند به ما می رسد. طبق اخبار دریافتی، یاران ما زیر شدیدترین شکنجه ها و فشار های جسمی و روانی قرار دارند.وضع جسمی دانشجویان بسیار نگران کننده است. به زندانیان اجازه ملاقات و تماس با خانواده های خود داده نشده است. وکلای دانشجویان امکان ملاقات با موکلین خود را ندارند. دانشجویان زندانی در زندان های حاکمیت از اولیه ترین حقوق انسانی نیز محرومند!
این رفتار حکومت اسلامی با دانشجویان با اعتراضی جهانی روبرو گشته است. سازمان عفو بین الملل طی نامه ای رسمی به سران حکومت نسبت به دستگیری دانشجویان اعتراض کرده است٬ رﺋیس پارلمان اروپا خواهان آزادی فوری دستگیر شدگان شده است. طی دو هفته گذشته صدها نامه همبستگی از سراسر جهان به دست ما رسیده اند٬ آکسیون ها و تظاهرات های متعددی در سراسر جهان علیه این رفتار وحشیانه تاکنون صورت گرفته است.
ما دانشجویان آزایخواه و برابری طلب٬ به نمایندگی از همه دانشجویان ایران از این موج همبستگی با احساسی افتخارآمیز تشکر میکنیم. واقعیت اما این است که علیرغم این اعتراضات وسیع از طرف مجامع بین المللی و مردم آزادیخواه جهان٬ یاران ما هنوز در بند هستند.
برای تقویت جنبش آزادی دانشجویان زندانی باید اقدامی جهانی را سازمان داد!
به این مناسبت ما روز جمعه ٢٨ دسامبر برابر با ٧ دی ماه را بعنوان روز جهانی اعتراض به دستگیری دانشجویان در ایران اعلام میکنیم. از همه شما٬ از همه سازمان ها٬ نهادها و مراجع بین المللی میخواهیم که در این روز هم زمان و از هر طریقی که امکان آن را دارید٬ اعتراض خود را به روند بازداشت ها اعلام دارید و همگام با دانشجویان آزادیخواه ایران٬ خواهان آزادی فوری همه دستگیر شدگان شوید. اعتراضات وسیع شما در خارج از ایران به نیروی اعتراضی ما در جامعه ایران قدرت و توان بیشتری میبخشد و موجبات آزادی سریعتر دوستان دانشجویمان را فراهم میسازد.
جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی در ایران به حمایت های بیشتر شما نیاز دارد!
زنده باد آزادی!
زنده باد برابری!
دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاه های ایران
١٩ دسامبر ٢٠٠٧ - ٢٨ آذر ١٣٨٦
-----------------------------
We Will Make 28th December a Protest day against the Arrest of Students in
A call to an international protest to free students in
Freedom – loving people!
More than two weeks ago 43 students and political activists across the cities of Iran were either abducted or were arrested before, during and after the national student day on 7th December in Iran and all of them were imprisoned.
The arrested students who have not committed any crime but defending freedom and equality; those students who have expressed their opposition to the militarised atmosphere in the universities created by security forces; our comrades who have not committed any crime and only defended humanity and justice; the students who organised the national students day with slogans such as “No War”, “University is Not a Militaries Camps”, “No Sexual Apartheid”, “Long Live Freedom & Equality”, “Workers Unity”, have been accused of actions against country’s security including conspiracy and bombings.
It is a fact that political prisoners in horrible wards 209 and 325 of Evin prison live under difficult conditions. Every day we here news about bad health and worsening of the physical condition of our comrades. According to news we have received our friends are under torture and all physical and psychological pressure. We are gravely concerned about our comrades as their families are banned to visit them. Students’ lawyers are not permitted to meet them and they are deprived of their basic human rights.
This treatment of students by the Islamic Republic has been faced with a fierce international protest. The amnesty international has organised a campaign to free students. The head of the EU Parliament has asked for their immediate release. During the last two weeks we have received hundreds of protest letters from across the world and numerous protest actions and demonstrations against the Islamic Republic and for immediate release of the imprisoned students have been organised.
On behalf of all students, we the Freedom and Equality – seeking Students are very proud of these waves of solidarity and thank all who were with and for us in these difficult days. But the fact of the matter is that despite all these efforts, our friends are still in prison.
To release the arrested students an international action is urgently required!
We call all the international organisations and campaigns to join us on 28th December to protest against the Islamic Republic and raise your voice to free the students in
Long Live Freedom!
Long Live Equality!
Freedom and Equality – seeking Students of Universities in
19 December 2007 / 28th Azar 1386
December 23, 2007
دیدار بخشی از خانواده های یاران زندانی با خانم شیرین عبادی
با گذشت سه هفته از اولين بازداشت ها در تهران (يكشنبه 11 آذر) هنوز برخي از خانواده ها نتوانسته اند كوچكترين تماسي با فرزندان و عزيزان خود داشته باشند. هيچ يك از دانشجويان دربند (در تهران) اجازه ملاقات با خانواده یا وكيل را نداشته اند و برخی از آنها هنوز یک تماس تلفنی هم نگرفته اند. و اين همه بي خبري و دوري از عزيزان بي گناهشان و نگرانی از وضعیت آنهاست كه خانواده ها را به هر روزنه اي كه آنها را يك قدم به آزادي فرزندانشان نزديك كند رهنمون مي شود.
امروز خانواده هاي دانشجويان در بند از كانون مدافعان حقوق بشر و خانم عبادي خواستند كه نهايت مساعدت خود را در راه آزادي بي قيد و شرط عزيزانشان كه به ناحق در زندانهاي انفرادي گرفتار آمده اند، بكنند. با توجه به صحبت های خانم عبادی حمایت کانون در قالب ارئه گزارش و اطلاع رسانی خواهد بود.
در این دیدار آقای سلطانی از وکلای مدافع دانشجویان دربند و از موسسان کانون مدافعان حقوق بشر نیز حضور بهم رساندند و ضمن اعلام حمایت ضمنی کانون از خانواده ها، به آنها اطمینان دادند که گروه وکلا (که تعداد آنها 10 نفر می باشد) از فردا و به طور دایم پیگیر وضعبت پرونده دانشجویان خواهند بود.
کمیته پی جوی آزادی دانشجویان در بند ضمن سپاس فراوان از خانم عبادی، بی صبرانه منتظر آزادی دانشجویان دربند است
پیروزی دیگر برای دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب
طبق اخبار رسیده از وکیل دانشجویان زندانی، ناصر زرافشان، عابد توانچه امروز، یکشنبه بعد از هفده روز دستگیری از زندان آزاد شد. این آزادی را به عابد و دیگر رفقا تبریک می گوییم و پیمان میبندیم که تا آزادی تک تک یاران دربندمان به یاری همه انسان های آزادیخواه از پا ننشینیم!
آه , دوباره هجوم و دیگرباره چشمبند و باز شکنجه و ... خونبارش جان جوان زادگاه من!
شکنجه گران خداخواه و انسانشکن، طلایه داران فرهیختگی، دانش، آزادی و برابری فردا ی زادگاه ما را چنان به خون و زخم و ورم دچار کرده اند که درد جان جوانشان را مرگخواه کرده است.جهان اکنون شاهد اعتراضی گسترده به این سرکوب قرون وسطاییست.
"دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای ایران" خواسته اند که روز ۲۸ دسامبر را"روز جهانی اعتراض به زندان و شکنجه دانشجو" بنامیم و دوره کنیم!
من تنها میتوانم از تو بخواهم که به موج های اوج گیرنده ی حمایت از این فراخوان دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب بپیوندی تا این روز را به ترانه یی پویا و خوابگریز، در جشنراهه ی آزادی و برابری در تقویم آینده نورانی کنیم.
ایرج جنتی عطایی
۲۰- دسامبر ۲۰۰۷
لندن
بیانیه دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب به مناسبت آزادی 8 تن از دانشجویان
همگان به خوبی می دانند که اتهام به اصطلاح وابستگی به بیگانگان ، احزاب و نهادهای خارج از کشور همواره تمهید پوچ و رسوای حاکمیت برای سرکوب دانشجویان ، زنان و کارگران بوده است. این اتهامات واهی و ساختگی انگشت اتهام وجدانهای آگاه را تنها به سوی خود رژیم برمی گرداند. ما ضمن رسوا کردن این توجیهات بی شرمانه برای سرکوب ، آشکارا به تمامی اعتراضات گسترده و نیرومند تمامی مردم آزادیخواه در سراسر جهان ، افتخار می کنیم. وابستگی واژه ای است در شان خود استبداد و جیره خوران و مزدوران آن . این صدای آزادی و برابری است ، این حق اولیه و اصلی تمامی انسانهاست که مردم آزادیخواه را در این حرکت اعتراضی متحد می کند!
زنده باد آزادی ، زنده باد برابری
دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاه های ایران
گفتگو با ناصر زرافشان : استقلال دانشجويان مطلوب حاکميت نيست
زرافشان که خود به علت وکالت پرونده "قتل هاي زنجيره اي" سال هاي زيادي را در زندان گذرانده، در مصاحبه با روز با تاکيد بر عزم راسخ اش بر دنبال کردن اين پرونده، از "استقلال جنبش دانشجويي" از بخشي از جريانات وابسته به حکومت نيز گفته و همچنين اينکه: "اين تغيير نگرش براي برخي هامطلوب نبوده؛ و علت تفاوت نوع برخورد امسال با دانشجويان به اين تحول دروني جنبش دانشجويي باز مي گردد."متن مصاحبه در پي مي آيد.
نظر ناصر زرافشان در مورد دستگير شدگان تجمع دانشجويي 16 آذر که مي گويد برگزار کنندگان آن"دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب" بودند، اين است: "همه دانشجو هستند. نام دانشکده ها، سال تحصيلي و مشخصات دقيق همه آنها را داريم.تعداد بازداشت شدگان حدود 32 نفر است؛ که البته در مورد اسامي يکي دو نفر ترديدهايي وجود دارد و قطعيت اينکه دستگير شده باشند، مشخص نيست. به غير از اين هويت بقيه کاملا مشخص است؛ به همين علت من نمي دانم منظور از "مشتي آشوب طلب" و يا "با کارت مجعول" چيست. البته اسمي در بيانيه وزارت اطلاعات نيامده؛ ولي اگر منظورشان، جريان دانشگاه است بايد بگويم دستگيرشدگان مصداق هيچکدام از اين موارد نيستند. همه دانشجو هستند و ديروز و پريروز هم دانشجو نشده اند. تقريبا هويت همه آنها در فعاليت هاي دانشجويي، روشن است. به همين دليل اميدوارم اين مورد هم از آن مواردي نباشد که ابتدا لباس را خيلي گشاد دوخته اند و بعد سعي مي کنند براي اينکه تن با آن لباس بخواند، آن را چاق و لاغر کنند. در واقع تند رفته اند و حالا با اين عناوين غلاظ و شداد مي خواهند برخوردي را که با اين جريان شده، توجيه کنند".
از زرافشان در مورد علت اين انکارها، بخصوص در مورد جرياني به وضوح دانشگاه، مي پرسم. پاسخ وي اين است:
نظر شخصي من اين است که ظرف يک سال و نيم گذشته به دنبال سرخوردگي ها از الگوها و وعده هاي قبلي، بخصوص در ميان جماعت دانشجويي که اين مسئله زودتر از ديگر جريان هاي اجتماعي خود را در آن نشان داد، مقداري تغيير نگرش نسبت به مسائل به وجود آمد. يعني جريان دانشجويي متوجه شد که به بالا نگاه کردن و منتظر تحول ماندن در در برخورد قدرت ها، ديگر کافيست. بايد يک مقداري پايين آمد و به خواسته هاي مردم و سازماندهي مردم، حول اين خواسته ها و همچنين پايگاه مردمي، فکر و در مورد آن کار کرد. اين تغيير نگرش ظاهرا براي برخي ها مطلوب نيست و دليل تفاوت نوع برخورد امسال با دانشجويان هم به اين تغيير و تحول بر مي گردد. در واقع برخورد امسال نسبت به سال هاي قبل بي سابقه بود. بخصوص که 16 آذر، نماد مقاومت جريان دانشجويي در برابر ديکتاتوري رژيم گذشته و سلطه بيگانه است. لذا من نمي دانم اين عناد آشکار با 16 آذر و جريان دانشجويي را چطور مي توان توجيه کرد.
شايد در اين شرايط عناد زياد با آمريکا مطلوب نباشد...
ظاهرا نتيجه اي غير از اين نمي شود گرفت.برخوردها و حرکاتي که شد، هيچ توجيه قانوني ندارد. در همين ارتباط دو تن از دانشجويان براي صحبت در مورد وضعيت دوستان دستگير شده شان و اعلام وکالت آنها پيش من آمده بودند. من چون در منزل فرم وکالت نامه نداشتم براي تنظيم وکالت نامه همراه آنان به طرف دفترم راه افتاديم. اما در نيمه راه در محاصره چند اتومبيل قرار گرفتيم. آنها ابتدا آن دو دانشجو را از من جدا کردند و بعد در حاليکه مرا نمي شناختند وارد منزل من شدند. هر چه نوشته، ترجمه و چيزهايي از اين دست ـ حتي دفاتر تلفن ـ بود را جمع کردند و بردند. در حاليکه براي بازرسي خانه، دستور قضايي لازم است و براي دستور قضايي هم بايد پرونده اي وجود داشته باشد و اتهامي متوجه شخص باشد؛ تازه مقدمه طبيعي همه اينها اين است که هويت فرد روشن و محرز باشد؛ اما آنها تا زماني که وارد منزل من شدند، نمي دانستند هويت من چيست.اينها همه قانون شکني است. البته بعد از اينکه صورت جلسه کردند در ميانه راه به آنها گفتند بردن من منتفي است. آنها هم به من گفتند شما برگرديد، اگر ضروري بود خبرتان مي کنيم ولي وسايلم را بردند. اين برخوردها با کدام معيار و با کجاي آيين دادرسي کيفري مي خواند؟
به اين ترتيب زرافشان چگونه انتظار دارد از اين دانشجويان که احتمالا به آنها دسترسي هم نخواهد داشت، دفاع کند؟ پاسخ وي اين است:
کار من وکالت است. اين وظيفه من است. اينها هم موکل من هستند؛ در نتيجه من به وظيفه قانوني خود عمل مي کنم؛ ضمن اينکه در هر حال ما هيچ کاري را به شرط موفقيت قطعي که انجام نمي دهيم. انجام وظيفه مي کنيم. من اعلام وکالت کرده ام و در اولين لحظه اي هم که بتوانم آن را ثبت مي کنم.
ولي اين نوع برخوردها، رابطه حکومت و مردم را به چه سمت مي برد؟
به همان سمتي که اخيرا در بعضي نشريات شاهدش بوديم؛ نشرياتي که روزگاري داعيه اصلاح طلبي هم داشتند، نشسته اند و عليه جريانات اجتماعي خط و گرا و نشاني مي دهند. آن هم در شرايطي که آنچه اتفاق افتاده و شيوه عملکرد جماعت، بي سابقه بوده است. رفتن به داخل دانشگاه و دستگيري دانشجويان در داخل دانشگاه ها!به اين ترتيب، تضادها رو به تشديد مي رود.
شکل گيري گروه هاي مختلف در درون دانشگاه از ديد ناصر زرافشان، چنين تحليلي دارد:
وجود گروه هاي مختلف در دانشگاه خود يکي از دلايل فروپاشي وضع سابق است؛ وضعيتي که جريان تحکيم وحدت، در واقع اسب سواري بخشي از خود حاکميت بود. اما اينک اين وضع تغيير کرده، آن توهم از بين رفته و تنوع گروه ها هم از نتايج اين وضعيت است. در واقع دانشگاه به سمتي مي رود که اقتضائات جامعه ايجاب مي کند.اين مفهوم، مفهومي است قدرتمند که عمل هم مي کند. مهم نيست که به لحاظ کمي، هر کس در فلان روز مي تواند چند نفر را دور خود جمع کند، مهم اين است که جريان دانشجويي که زماني مرکب بخشي از حاکميت بود که از آن بار مي کشيد و به آن مي خنديد ـ همان هايي که حالا بعضي از آنها به مسئولين خط مي دهند که اينها چنين اند و آنها چنان و بايد کوبيدشان ـ امروز حساب خود را با اينها تسويه کرده و به اقتضائات جامعه توجه پيدا کرده است. سمت آينده، اين سمت است.
و سئوال آخر:به جنبش مستقل دانشجويي اميد داريد؟
من به جامعه و مردم اميد دارم.
جمع آوری امضا در دانشگاه هنر تهران
در پی صدور بیانیه دانشجویان دانشگاه هنر تهران در اعتراض به بازداشت دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب، این دانشجویان در ادامه ی اعتراضات خود اقدام به جمع آوری امضا در حمایت از دانشجویان زندانی کردند که تا کنون تعدادی از دانشجویان این دانشگاه حمایت خود را اعلام کرده اند و لیست امضاها هم چنان در حال افزایش است.
دانشجویانی که تا کنون حمایت خود را اعلام کرده اند:
سعید حاتمی – آوا شریفی – محمود آقازاده – ندا هاشمیان – داوود رضایی – مصطفی دهقانیان – داوود صدری – شاهو خوانگر – مهناز علیزاده – علی طباطبایی – امین کوهان – علیرضا وزیری – هادی افتخار مهر – مریم نامی زاده – عبدالله رستم یار – شهاب مصطفوی – امیر موسوی – علی رشیدی فر – محمود کلشلو – محمدرضا عزیزی – ترانه اسماعیلی – ایمان کیمیایی – سمانه گودرزی – جواد چاپاری – فرخ محمدی – آرش صباغ – پگاه بالایی – زهرا شهین فر – آرش کمالی – نرگس مقیمی – بهزاد طالبی – مجید کریمیان – اجات بوکایان – پویان باشتی – بهنام حسینی – بامداد موجانی – میلاد زارعی
نامه ی جمعی از نويسندگان ايران در اعتراض به ادامه ی بازداشت های دانشجويان
روز 11 آذر و روزهای بعد بيش از 30 تن از فعالان دانشجويی به بهانه ی "قصدِ" برگزاری مراسم 16 آذر، روز دانشجو، بازداشت شدند و تا امروز هم چنان در بازداشت به سر میبرند.
امضاکنندگان اين نامه ضمنِ ابراز نگرانی شديد از وضعِ ناروشن اين دانشجويان و برخوردهای امنيتی و پليسی با مقوله ی فرهنگ و دانشگاه و دانشجو، بر آن اند که خواستِ آزادی نه ويژه ی دانشجويان که خواستِ همه ی مردمی است که از سانسور و سرکوب و آزار به جان آمده اند.
امضاکنندگان زير خواهانِ پايان بخشيدن به اين وضع ناگوار در همه ی عرصه های فردی، فرهنگی، اجتماعی و سياسی، و آزادی فوری و بی قيد و شرطِ دانشجويانِ دربند اند.
سيمين بهبهانی- علی اشرف درويشيان- ابراهيم يونسی- انور خامه ای- پرويز بابايی- بابک احمدی- ضياء موحد- مجيد امين مويد- قطب الدين صادقی- ناصر زرافشان- فريبرز رييس دانا- سيدعلی صالحی- محمد محمدعلی- محمود استادمحمد- محمد خليلی- فرج الله شريفی- حسن مرتضوی- فرزانه طاهری- جاهد جهانشاهی- محمد شريف- قاسم روبين- عباس مخبر- محمد قائدشرفی- فريبا وفی- شيوا ارسطويی- ناهيد فروغان- يونس تراکمه- مهين خديوی- ناهيد موسوی- احمد باطبی- مظفر درفشی- علی صداقتی خياط- رضا خندان (مهابادی)- علی ايرانلو- حميدرضا نجفی- فرخنده حاجیزاده- یوسف عزيزی بنی طرف- کامران جمالی- فاطمه سرحدی زاده- علیرضا ثقفی- حسين حضرتی- منيژه عراقی- حميد يزدانپناه- علی اصغر شيرزادی- عليرضا جباری- فلامک بردايی- حسين افشار- علی عبداللهی- ریرا عباسی- فرامرز سهدهی- حسين صفاریدوست- فريدون چمنی- فرزانه آقايیپور- محمد زندی- شمس آقاجانی- محمد رئوف مرادی- رضا مرادی اسپيلی- رضا عابد- ناهيد سرشکی- بهنام ناصری- آرش عندليب- رحيم رسولی- محمد حيدر- هژير پلاسچی- انوش صالحی- حسن صانعی- مريم آموسی- مهآ محقق- اکبر معصوم بيگی- نسترن موسوی.
بیانیه دانشجویان دانشگاه هنر تهران در حمایت از دانشجویان زندانی
این روزها و در سالگرد 16 آذر که 54 سال پیش ندای آزادی خواهی و برابری طلبی دانشجویان را به خاک و خون کشیدند باز هم شاهد سرکوب گسترده ی جنبش دانشجویی هستیم. در روزهای گذشته و در راستای برگزاری مراسم روز دانشجو 43 نفر از دانشجویان دانشگاه های مختلف به شیوه های مختلف بازداشت شده اند که با گذشت چندین روز هنوز هیچ خبر دقیقی از آنان در دست نیست.
دانشجویان! این دستگیری ها ممکن است سرآغازی باشد برای سرکوب های گسترده تر. به همین دلیل اینک وظیفه ی ماست که نه تنها تا آزادی همه ی دانشجویان دربند از پای ننشینیم بلکه راه را بر ادامه ی سرکوب ها و اقدامات اینچنینی ببندیم.
بدین وسیله ما دانشجویان دانشگاه هنر اعلام میکنیم که خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط دانشجویان زندانی هستیم و زین پس نیز اقداماتی اینچنینی را بر نخواهیم تابید.
زنده باد آزادی
زنده باد برابری
بیانیه جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد در اعتراض به بازداشت های گسترده دانشجویان
دانشجویان امسال در حالی ۱۶ آذر ماه را سپری کردند که بیش از ۴۰ دانشجو زندانی، دهها دانشجو محروم از تحصیل و بسیاری دیگر در صف برخورد کمیته های انضباطی قرار دارند.
اکنون که بازوان سرکوب حاکمیت در دانشگاه ها همچون انتظامات، حراست و کمیته های انضباطی به خوبی دریافته اند که دیگر با شیوه های موجود توان سرکوب اعتراضات به حق دانشجویان را ندارند و احکام انضباطی و فشار های درون دانشگاهی نمی تواند دانشجو را به سکوت وادار، حاکمیت به دست اندازی عریان به دانشگاه و بازداشت گسترده دانشجویان روی آورده است.
در این میان دانشجویان دانشگاه آزاد نیز از این دست اندازیهای نهادهای امنیتی بی نصیب نبوده و فریادهای آزادیخواهانه شان با بازداشت و زندان انفرادی پاسخ گفته شده است .
زندانی شدن یاسر گلی دانشجوی دانشگاه آزاد واحد سنندج،علی کلایی دانشجوی دانشگاه آزاد واحد شهریار،الناز جمشیدی دانشجوی دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز، هادی حمیدی شفیق دانشجوی دانشگاه آزاد واحد ارومیه ، مهدی نوری دانشجوی دانشگاه آزاد واحد نقده، پارسا کرمانجیان دانشگاه آزاد واحد کرمانشاه و در هفته اخیر بهرام شجاعی دانشجوی دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب و احضار دانشجویان دانشگاه آزاد مشهد و تبریز به کمیته انضباطی نشان از رویارویی دانشجویان دانشگاه آزاد با ناقضان آزادی در دانشگاه دارد.
این در حالیست که مسئولین دانشگاه آزاد چونان گذشته از پیگیری وضعیت دانشجویان بازداشت شده که وظیفه طبیعی آنان است سرباز زده و حتی در میزان رفع تکلیف نیز از تلاش برای آزادی آنان خودداری می کنند
مدیریت دانشگاه آزاد در طول ربع قرن ریاست به اصطلاح عالیه خود بر این دانشگاه همواره به سلب انگیزه و امکانات فعالیتهای آزادیخواهانه دانشجویان این دانشگاه و مخالفت با ایجاد تشکلهای مستقل دانشجویی کوشیده است اما امروز بازداشت هم کلاسی های ما تنها به جرم دانشجو بودن ، دستکم حاوی این پیام است که تمامی این تحدیدها و تهدیدها بی نتیجه بوده و دانشجویان دانشگاه آزاد نیز همچون سایر دانشجویان به پیگیری مطالبات آزادیخواهانه جنبش دانشجویی می پردازند.
ما دانشجویان دانشگاه آزاد ضمن محکوم کردن بازداشتهای اخیر دانشجویان طیف چپ و دانشجویان کرد؛ و ادامه بازداشت علی عزیزی عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم خواهان آزادی فوری کلیه دانشجویان دربند به خصوص دانشجویان زندانی دانشگاه آزاد هستیم.
December 22, 2007
اعلام حمایت شخصیت های دانشگاهی سوئد
بيانيه كانون نويسندگان درباره بازداشتهای اخير
صبح روز جمعه ۲۳/۹/۱۳۸۶ محسن حکيمی، نويسنده، مترجم و عضو کانون نويسندگان ايران، به همراه عليرضا عسگری شاعر و نمايشنامهنويس، ابراهيم گوهری عضو هيئت مديرهی سنديکای شرکت واحد و حسين غلامی فعالِ کارگری در پارک عمومی چيتگر، از سوی ماموران امنيتی بازداشت و روانهی زندان شدهاند.
اين در حالی است که طی دو هفتهی گذشته بازداشت دانشجويان در شهرهای مختلف هر روز ادامه داشته است و شگفت آن که پيش از صدور هر گونه قرار يا حکمی از سوی مراجع قضائی، سيل اتهامهای رنگارنگ و پيشداوریهای بیاساس را به طرفِ بازداشتشدگان سرازير کردهاند.
کانون نويسندگان ايران اين بازداشتهای خودسرانه و بیرويه را به شدت محکوم میکند و خواهانِ آزادیِ بیقيد و شرطِ تمامیِ بازداشتشدگان است.
کانون نويسندگان ايران ۱۳۸۶/۹/۲۷
دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب میبد (بیانیه 2)
جنبش دانشجویی روزهای بسیار سختی را می گذراند، بعد از قتل عام 67 کسی به خاطر ندارد که حجم بازداشت ها به این گستردگی بوده باشد و باید توجه داشته باشیم بعضی عوامل امنیتی با ایراد مصاحبه های ضد و نقیض سعی در آرام کردن فضای ملتهب این روزها دارند اما جنبش دانشجویی در طول تاریخش همواره بیدار بوده و فریب این جو سازی های بچگانه را نمی خورد، گیریم که چند نفر را هم ٱزاد کنید، اولا ما تا آزادی تک تک رفقای دربندمان از پا نخواهیم نشست و هر لحظه ای که این عزیزان را در محبس خود نگاه دارید بر جرم خود بیشتر افزوده اید، دوما در خوشبینانه ترین حالت که به غیر از چند نفر از لیدرها بقیه را آزاد کنید و به رسم کثیف 28 ساله تان فشار را بر رفقایمان زیادتر کنید تا به هدف شوم خود مبنی بر اعترافات تلویزیونی و یا هر نتیجه دروغ آمیز دیگری برسید، یقین داشته باشید هنگامی که عده ای از رفقای دربندمان بیرون بیایند و دوباره به ما بپیوندند خون تازه ای در رگ جنبش چپ ایران خواهد جوشید و اقدام ننگینتان را فاش تر خواهیم ساخت، شما مزدوران آنچنان کوته فکرید که می خواستید یک جنبش را اسیر کنید و فهمتان کشش ندارد که درک کند جنبش بصورت بالقوه در سراسر ایران ریشه دوانیده است و شما با این سرکوب خونینتان فقط جهت جنبش را رادیکال تر از پیش می کنید که این رادیکالیسم دقیقا هدف ما نیز هست.
حتی قوه ی قضاییه نیز در نامه ای به رهبری به این بازداشتیان بند 325 سپاه اعتراض کرده است، متاسفانه اخبار حاکی از آن بود که رفقایمان بارها به دلیل خونریزی به بهداری زندان اتقال پیدا کرده اند و فشار اآنچنان افزایش یافت که خبر خودکشی یکی از رفقا که احتمالا سعید حبیبی بوده به بیرون درز کرد، این به این معناست که آنچنان فشار غیر انسانیتان را بر زندانیانمان زیاد کرده اید که برای نجات خود و دیگران اقدام به بریدن رگ دستش کرده است، شما باید در دادگاه تاریخ به این جنایت های خود پاسخ دهید، چگونه می توانید چهره ای حق بجانب بگیرید وقتی که در همین سال گذشته حداقل سه دانشجو در زندان شما خودکشی کرده ان د وقتی که عدنان حسن پور به عنوان یک روزنامه نگار در انتظار اجرای حکم اعدام است وقتی تعداد بیشماری از فعالین جنبش زنان را در زندان شکنجه ی قرون وسطایی می کنید وقتی که محمود صالحی را در بیهوشی مطلق و با حال بسیار وخیم آنطور وحشیانه به تخت بیمارستان می بندید وقتی که دانشجویان پلی تکنیک را تا جایی که می توانید شکنجه ی جسمی و روحی می کنید، و قتی که زبان منصور اسانلو را با تیغ موکت بری می برید و قتی که بیش از 30 نفر اعدامی سیاسی در سال گذشته کرده اید وقتی ... این لیست جنایات شما را هیچ وقت نمی توان کامل کرد چرا که ثانیه به ثانیه ی عملکردتان جنایت و فحشا بوده شما به خشم انقلابی مردم سربلند ایران محکومید و دیر نیست که تاوان تمام جنایت هایتان را بپردازید.
این جمله را خطاب به رئیس جمهور مهرورز و عدالت طلب می گویم مبارک باشد که در دوره ی ریاست جمهوریتان رکورد سرکوب همه ی رییس جمهوران ایران را (به غیر از آقای خامنه ای در دهه 60) شکستید و نشان دادید چقدر به تک تک مردم ایران مخصوصا دانشجویان مهر می ورزید، نام خود را در تاریخ ایران سیاه تر نکنید، از خشم انقلابی مردم آزاده ی ایران بترسید که وعده ی همه ی ظالمان تاریخ است، شما باید دستور آزادی آزادی رفقای دربندمان را صادر کنید و بدانید هیچ نیرویی جلوی خیزش انقلابی خلق همیشه قهرمان را نمی تواند بگیرد و ما باز هم می گوییم تا آزادی تک تک شکوفه های زندانیمان از پا نخواهیم نشست و خورشید آزادی را به قیمت جانمان هم که شده بر تارک آسمان خواهیم نشاند، این آخرین هشدار است، جنبش دانشجویی آماده ی قیام است.
زنده باد پرچم سرخ مبارزات رادیکال دانشجویان
زنده باد آزادی برابری هویت انسانی
گروهی از فعالین چپ میبد
اطلاعیه در مورد کمیته هماهنگی دانشگاه بابل
همچنین اخبراْ این وبلاگ اقدام به انتشار یک بیانیه از سوی دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب زده است. بدین وسیله ما دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب اعلام می کنیم که گردانندگان این وبلاگ برای ما مشخص نیستند و این وبلاگ از نظر ما هیچ رسمیتی ندارد.
در ضمن امیدواریم که گردانندگان این وبلاگ از این پس هیچ پستی از سوی دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب منتشر نکنند.
دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دانشگاه های ایران









.jpg)
.jpg)
.jpg)




























.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)


